میخواهم از کوچه های قدیمی بگذرم ...
به سکوت خاموش گذشتگان گوش فرا دهم ...
و به یاد بیاورم ...
من نیز روزی سُکوتی خواهم شد ...
در میان کوچه باغ های خاطره ...
(حامد اسدزاده بنابی)
ماشین یه دفه خالی کرد ...
یعنی گاز میدادم اما نمیرفت . ماشین پُشتیم با یه قیافه ی حق به جانب فکر میکرد خاموش کردم و بلد نیستم راه بیفتم :(
جوش آورده بود ... یعنی حتّی این ماشین هم دیگه جوش میاره تو این هوا ، من چی بگم ...
روز+انه