مامان-ببین برو دانشگاه فرهنگیان برات بهتره
صدای ذهنم-پس طراحی دوخت رو چیکارکنم چیکارکنم علاقمو..
-بابات رفت تابستونا هم تعطیلی ازدواج بکن تابستونا هم برو سفر...
صدای ذهنم-دیگه نمیتونم به احساساتم اعتماد کنم اونا تا الانم برام بینتیجه بودن شاید مامانم درست میگه
مامان،
منو ببخش اگه غذایی جلوم گذاشتی و گفت اه باز این چیه پختی،
منو ببخش بخاطر همه برو بیرون درم ببندهایی که بهت گفتم
منو ببخش به خاطر کهنه پوشیدنات بخاطر من
منو ببخش بخاطر همه شب بی خوابیات که مبادا صبح خواب بمونم
منو ببخش بخاطر همه جرو بحثات با بابا که دلیلش من بودم