تکبر شغلی سقوط یک وکیل است
قوانین ایران اونقدر حجیم هست
اختلاف نظر دکترین اونقدر زیاد هست
رویه ها اونقدر متفاوت هست
حقوق ایران اونقدر پیچیده هست
شخصیت قضات اونقدر متفاوت هست
دامنه دعاوی اونقدر گسترده هست
که نذارن هیچ وکیلی اونقدر کامل باشه که دست از مطالعه، تحقیق و مشورت برداره
بعد از این همه وقت، هنوز که مراجع پروندهی خانواده میاد دفتر، یه دور دیگه برگام و پشمام میریزه از اینکه آدمها چقدر پتانسیل دارن همدیگه رو اذیت کنن. اون هم نه هر کسی رو؛ کسی که یه روزی، حتی اگه فقط برای یه شب، دوستش داشتن.
در فقرهی خودکشی پسر #اروین_یالوم که گویا خودش هم رواندرمانگر بوده به این فکر میکنم شاید کسی که تمام عمر با «بودن» کلنجار میرود، «نبودن»هم برایش حضوری پررنگ داشته باشد.
@seyedahmadranje اگر اون قسمت «طرف هم یک زن متاهله که با شوهرش هماهنگه نبود» من قبول نمیکردم. چون به خاطر قوانین مزخرفمون گرفتن حق یک زن به قیمت نابود کردن زندگی یک زن دیگه تموم میشد اما اگر مطمئن هستین که هماهنگند به نظرم جای تردید نداره.
وه!امروز اینقدر شفاف و گرمازده بودم که به اولین عزیزِ پوشهبهدستی که روی صندلیهای پشتِ درِ دادگاه خودش رو سُر داد کنارم و پرسید: «ببخشید، شما وکیلید؟» گفتم: «نه، متأسفانه.»
عزیزانِ دستاندرکار سامانه، لطفاً امکان ثبت شکایت از «عدم گردن گرفتن عنوان وکیل» را هم اضافه بفرمایید.
خیلی هم عالی! کدملی خوانده و مشتکی عنه و دزد و کلاه بردار رو باید با هزارتا پشتک وارو پیدا کرد اما از امروز کدملی و اسم جد و آباد وکیلها ریخته کف اینترنت..
@Alrez94 تو مملکتی که دزد و کلاهبردار داره راست راست میچرخه و همهی اطلاعاتشون هم محرمانه است و برای پیدا کردن و جلبشون باید شرخر استخدام کنی چون مامور کلانتری وقت این کارها رو نداره وکیل بدبخت باید اطلاعاتش وسط داریه باشه که یه وقت خدایی نکرده پولی درنیاره که آقایون توش سهیم نباشند.
@armin485 این سامانهی شفافیت اگر برای قضات و کارمندهای دادگستری علیالخصوص کارمندهای اجرای احکام راه میافتاد نصف مشکلات مردم حل میشد. دیواری کوتاهتر از این وکیل بدبخت نیست تو این دم و دستگاه.