Iran is not the Islamic Republic.
Iran’s civilian infrastructure belongs to the Iranian people and to the future of a free Iran. The Islamic Republic’s infrastructure is the machinery of repression and terror used to keep that future from becoming reality.
Iran must be protected. The regime must be dismantled.
I ask President Trump and Prime Minister Netanyahu to continue targeting the regime and its apparatus of repression, while sparing the civilian infrastructure Iranians will need to rebuild our country.
With the support of the US and Israel, and above all the sacrifice of Iranian patriots, the hour of Iran’s freedom is at hand.
Long live Iran!
جنازهاش ۲۰ روز است که روی زمین مانده و از ترس آمریکا و اسرائیل جرات نمیکنند دفنش کنند. کار به جایی رسیده که همین روزها سر از کفن بردارد و نالهاش در سردخانه بپیچد که: «هل من دافنٍ يدفنني؟» آیا کسی هست مرا دفن کند؟ یا به روایت درستتر که مردم میگویند فریاد برآرد که: «هل من چالٍ يچالني؟» آیا کسی هست مرا چال کند؟
خیالتان راحت شد؟ کار را به جایی رساندید که عربستان هم تهدیدتان کند. حکومت کثیف، فاسد و خونخوارتان که جز فقر و ویرانی برای ایران نداشته را جمع کنید و گورتان را گم کنید.
BREAKING: The Islamic regime just executed 19yo national wrestling champion Saleh Mohammadi this morning, a rising talent who won an international medal in Russia 2024.
They killed him simply for protesting in January.
Too weak to confront Israel or the U.S in war, they’re retaliating by slaughtering their own youth instead.
This is only the third known execution in days... many more are likely hidden behind the internet blackout.
The world is watching.
This barbarism MUST STOP NOW!
#StopIranExecutions #FreeIran
در سال ۲۰۰۹، 👈احمدرضا رادان مدیریت بازداشتگاه کهریزک را بر عهده داشت. یکی از بازداشتشدگان #امیرجوادیفر بود. امیر شاعر و دانشجو بود. رادان او و دیگر جوانان را در حیاط بازداشتگاه با شلنگ شلاق میزد. آنقدر امیر را شلاق زدند که دیگر نمیتوانست ببیند. شبها در زندان با مادرش که فوت کرده بود صحبت میکرد و میگفت: «مامان، من نمیتوانم ببینم.» در هوای گرم، او را با دستان بسته در اتوبوس انداختند تا به اوین منتقل کنند. در اتوبوس، او به زندانیان دیگر گفت که تشنه است و همانجا در آغوش آنها جان باخت. 😪😪😪😪😪#قتل_عام_ایران
#امیر_جوادیفر
گام مهم اسرائیل در حمایت هوایی از مردم ایران. اسرائیل دیشب با ریزپرنده و پهپاد از مردمی که برای چهارشنبهسوری جمع شده بودند حمایت کرده. بعد از زدن ایست بازرسیها این گام دوم است. گام نهایی،حمله ریزپرنده و پهپادهای اسرائیل به نیروهای سرکوب موتورسوار در هنگام فراخوان نهایی خواهد بود.
در بررسی تجربههای تاریخی، چند الگوی موفق برای مواجهه با بدنه نظامی و امنیتی پس از تغییرات بزرگ سیاسی وجود دارد که میتواند به عنوان راهکار عملی مدنظر قرار گیرد:
۱. الگوی آلمان شرقی (ادغام فنی و بازنشستگی سیاسی)
پس از فروپاشی دیوار برلین، آلمان با چالش بزرگی در مورد ارتش و نیروهای امنیتی آلمان شرقی (استازی) روبرو بود.
پاکسازی ساختاری: تمام مقامات ردهبالا که وفاداری ایدئولوژیک شدید داشتند، فوراً برکنار شدند.
ادغام بدنه فنی: سربازان و افسران جزء که تخصص فنی داشتند (مثل بخش مهندسی یا بهداری)، پس از بررسی دقیق سوابق حقوقبشری، در ارتش آلمان متحد ادغام شدند.
شفافیت کامل: آرشیوهای سازمان امنیتی (استازی) برای عموم باز شد تا مردم بدانند چه کسی جاسوسی آنها را میکرده است. این کار باعث شد قدرت اخاذی و نفوذ پنهان این افراد از بین برود.
۲. الگوی آفریقای جنوبی (عفو در برابر حقیقت)
در پایان دوران آپارتاید، ترس از جنگ داخلی بسیار زیاد بود. نلسون ماندلا و اسقف دزموند توتو راهکار «کمیسیون حقیقت و مصالحه» را پیش بردند.
فرمول معامله: اگر یک نیروی امنیتی یا نظامی به طور کامل اعتراف میکرد که چه جنایتی انجام داده و دستور از کجا بوده، از تعقیب قضایی معاف میشد.
نتیجه: این کار باعث شد ساختار پنهان جنایات افشا شود و خانواده قربانیان به پاسخهای خود برسند، بدون اینکه کشور درگیر یک جنگ انتقامجویانه بیپایان شود.
۳. الگوی لهستان و کشورهای اروپای شرقی (Lustration یا تصفیه)
در این الگو، قوانینی تصویب شد که افراد وابسته به بدنه سرکوب سابق را از مشاغل حساس محروم میکرد.
محرومیت از قدرت، نه از زندگی: این افراد نمیتوانستند قاضی، نماینده مجلس یا مدیر ارشد دولتی شوند، اما حق داشتند در بخش خصوصی فعالیت کنند. این کار باعث شد انرژی آنها به جای تلاش برای بازگشت به قدرت، صرف فعالیتهای اقتصادی عادی شود.
۴. چالش «غیربعثیسازی» در عراق (درس عبرت)
تجربه عراق در سال ۲۰۰۳ یک مثال از راهکار اشتباه است. انحلال کامل ارتش و اخراج تمام اعضای حزب بعث باعث شد صدها هزار مرد مسلح و آموزشدیده، ناگهان بیکار و بیآبرو شوند.
نتیجه: بسیاری از آنها به گروههای شورشی و بعداً داعش پیوستند. این تجربه به جهانیان آموخت که نباید کل بدنه نظامی را به بنبست معیشتی و اجتماعی کشاند، زیرا آنها برای بقا به خشونت روی میآورند.
راهکار نهایی برای ایران (پیشنهاد کارشناسی):
برای مدیریت این ۱۰ تا ۱۵ میلیون نفر، منطقیترین مسیر شامل مراحل زیر است:
۱. عفو عمومی برای بدنه غیرمجرم: اعلام رسمی اینکه هر کسی که دستش به خون آلوده نیست، امنیت جان و مال خواهد داشت.
۲. جداسازی اقتصاد از نهادهای نظامی: تبدیل کارخانهها و شرکتهای متعلق به این نهادها به شرکتهای عمومی تحت نظارت دولت غیرنظامی، تا رانت اقتصادی قطع شود.
۳. بازآموزی مدنی: برگزاری دورههای آموزشی برای تغییر ذهنیت از «نیروی حافظ ایدئولوژی» به «نیروی حافظ قانون و مرز».
۴. تمرکز بر عدالت به جای انتقام: سپردن پروندههای حساس به قضات مستقل و بینالمللی برای جلوگیری از اعدامهای فلهای که معمولاً جرقه جنگهای داخلی هستند.
هممیهنان عزیزم،
امسال خانوادههای دهها هزار جاویدنام انقلاب ملی، نخستین چهارشنبهسوری را بدون حضور عزیزان خود برگزار میکنند.
من به عنوان یک مادر، یک همسر، و یک ایرانی به خانوادههای داغدارِ جان باختگان میهن میگویم درد و رنج شما درد و رنج من و ملت بزرگ ایران است. عزیزانِ شما، بهترین فرزندان ایرانزمین و افتخار یک ملت بزرگ و باستانی هستید. فداکاری و شجاعت آنها و شهامت و صبوری شما را ارج میگذاریم.
آیین ملیِ چهارشنبه سوری یادآور ایستادگی نیاکان ما بر سنت و فرهنگ ملی ما و نماد پیروزی نور بر تاریکی است. من امسال این سنت میهنی را به یاد خانوادهای دادخواه و دهها هزار جاویدنام «انقلاب شیروخورشید» برگزار میکنم؛ جوانانی که سیاوشوار، بیگناه بر خاک افتادند.
باور راسخ دارم که نور بر تاریکی پیروز است و آتش مقدسِ آگاهی ملی و میهنپرستی، نگهبان ایران خواهد بود.
پاینده ایران