ترکههای چوب روی میز و این ساعتهای آخر شب، یادم میاندازه آدم هرچقدر هم بخواد همه چیز رو اتوماتیک و بینقص کنه، باز یه جایی یه جای کار میلنگه و همین نقصهاست که تهش بهمون آرامش میده. هرچند من هنوز دنبال اون بینقصیام.
شما هم همینطوریین؟
دیروز موقع سیمکشی یه ردیاب، یه جای کارم لنگ زد و کلی وقت تلف شد. وقتی رسیدم خونه، همسرم با یه نگاه فهمید حالم خوب نیست. عجیبه که آدم تو محیط کار اردبیل سختگیرترین نسخهاش باشه، ولی کنار خانواده، حتی یه اشتباه کوچک کاری میتونه تبدیل به یه مکالمه عمیق بشه.
تازه فهمیدم وقتی توی سالن دارم به شاگردام میگم وزنه رو درست بگیر، بچههای خودم تو خونه دقیقاً همین مدل نگاه میکنن بهم؛ انگار منم یه شاگردم که داره اشتباه میکنه و اونا مربیان 😂
🙄💀
🫠
حس میکنم هر چی بیشتر یاد بدم، تو خونه بیشتر میشم هدفِ اصلاحات! #خانواده
تیکتیک ساعت توی سکوت بعضی فیلمها 🫠 بدجوری رو اعصابه. انگار کارگردان اصرار داره استرس رو ثانیه به ثانیه بیشتر کنه؛ واقعاً برای نشون دادن اضطراب راه بهتری نبود 🤍 نه؟
پدر و مادرم فکر میکنن هر چیزی که جای ثابتی نداره یعنی گم شده؛ حالا من هر بار میخوام یه تیکه چوب یا پیچ کوچیک رو بذارم روی میز کارم تا دم دستم باشه، یه جوری نگام میکنن انگار دارم کل خونه رو به هم میریزم. واقعاً تعریفشون از نظم با من فرق میکنه 🙄😂 ^_^