اگر عقل نتواند حق و باطل را تشخیص دهد، چگونه میتواند تشخیص دهد که چه کسی پیامبر است؟ این پرسش، یکی از بنیادیترین پرسشهای فلسفه دین است. پیش از آنکه انسان ایمان بیاورد، باید بداند که به چه کسی و چرا ایمان میآورد. پس نخستین داور، نه ایمان، بلکه عقل است.https://t.co/8V57aMbBAe
اگر خدا حقیقتی یگانه، مطلق و تغییرناپذیر است، چرا پیامهایی که به نام او عرضه شدهاند، در بسیاری از موارد با یکدیگر تفاوت دارند؟ چرا در ادیان ابراهیمی، با وجود ایمان به خدای واحد، در احکام، شریعت، نجات، رستگاری و حتی تصویر خدا اختلاف دیده میشود؟ https://t.co/B8bK5adX1z
اگر ایمان، انسان را به راستگویی، عدالت، مهربانی، آزادی، مسئولیتپذیری و احترام به کرامت دیگران نزدیکتر کند، آن ایمان در زندگی معنا یافته است. اما اگر برداشتی از خدا به نفرت، تبعیض، آپارتاید، محرومکردن انسان از آموزش، تحقیر، خشونت یا سلب آزادی بینجامد، باید از خود بپرسیم: آیا..
ممکن است کسی به خدا ایمان داشته باشد، اما خود را پیرو هیچ دین خاصی نداند؛ همانگونه که ممکن است فردی دیندار باشد، اما برداشت او از خدا با دیگران متفاوت باشد. آنچه انسانها را از هم جدا میکند، بیش از آنکه خودِ خدا باشد، تصویر و تفسیر آنان از خدا است.https://t.co/9w9n9et2Z5
به گمان من، نزاع اصلی بر سر خدا نیست؛ بلکه بر سر تصویر انسان از خدا است. اگر خدا حقیقتی مطلق باشد، او دگرگون نمیشود آنچه در طول تاریخ تغییر کرده،فهم و تفسیر انسان از اوست.به همین دلیل است که در فرهنگها، تمدنها و حتی درون یک دین، تصویرهای متفاوتی ازخدا https://t.co/3Gc2JuGpDs.
هر تفسیری که انسان را به حقیقت، عدالت، آزادی، علم و فضیلت نزدیکتر کند، به روح حقیقت و خدا نزدیکتر است و هر تفسیری که خشونت، تبعیض، جهل و استبداد را مقدس سازد، پیش از آنکه از خدا سخن بگوید، از خواست و قدرت شیطانی انسان سخن گفته است...https://t.co/sorSPjLaOV.
اینکه خدا جهان را آفریده است یا جهان حقیقتی ازلی است، هنوز موضوع گفتوگوی فلسفه و الهیات است. آنچه مسلم است، این است که پرسش کردن آغاز دانایی است، نه پایان ایمان. ایمان، اگر حقیقتی داشته باشد، از اندیشیدن نمیترسد همانگونه که حقیقت نیز از پرسش نمیهراسد..https://t.co/8vclVV0F6Q
شاید مهمترین دستاورد فلسفه این باشد که به ما بیاموزد میان خدا و تصور ما از خدا، و نیز میان ابطالناپذیری و نقدپذیری تفاوت بگذاریم. بسیاری از نزاعهای دینی از آنجا آغاز شدهاند که انسان، تفسیر خود را همسنگ حقیقت نهایی پنداشته است...https://t.co/YJsDrip8Ig
هرجا دین وارد عرصه قانون، سیاست و قدرت میشود و بر زندگی انسانها اثر میگذارد، باید در محکمه عقل، علم و اخلاق حاضر شود. اگر حاصل آن عدالت، آزادی، کرامت، دانش و رفاه باشد، از خود دفاع خواهد کرد؛ اما اگر پیامد آن تبعیض، خشونت، سرکوب و عقبماندگی باشد، نقد آن نه تنها مجاز، بلکه...
مشکل از آنجا آغاز میشود که برخی تفسیرهای انسانی از دین، خود را همسنگ وحی معرفی میکنند. در این حالت، نقدِ یک برداشت انسانی، «کفر» نامیده میشود و مخالفت با یک حاکم یا یک نهاد مذهبی، مخالفت با خدا تلقی میگردد. در حالی که وحی، برای مؤمنان امر مقدس است اماhttps://t.co/0r8KCKWJSv
اگر پیام عاشورا را در سه واژه خلاصه کنیم، آن سه واژه «عقل، اخلاق و عدالت» است. هرجا خرافه جای عقل را بگیرد، تعصب جای اخلاق را بگیرد و نفرت جای عدالت را بگیرد، از روح عاشورا فاصله گرفتهایم حتی اگر نام عاشورا را بر زبان بیاوریم..https://t.co/alVuKvOQfl.
جامعه انسانی زمانی به صلح، عدالت و پیشرفت نزدیک میشود که تفاوتها را تهدید نبیند، بلکه آنها را بخشی از حقیقت زندگی بداند. تنوع قانون طبیعت است، و احترام به تنوع، نشانه بلوغ عقلانی و اخلاقی یک جامعه..https://t.co/xTGitBmjva
تمدن زمانی ساخته میشود که علم چراغ راه باشد، عقل راهنما باشد و اخلاق نگهبان کرامت انسان. و هر نظامی که با این سه دشمنی کند، پیش از آنکه از سوی مردم شکست بخورد، در محکمه تاریخ شکست خورده است..https://t.co/fKa8l3k9mC
در برابر جبهه ظالم، جبهه دیگری قرار دارد ، جبهه حقیقت، آگاهی و عدالت. این نیز نوعی مبارزه است، اما نه برای نابودی انسان، بلکه برای دفاع از انسان. سلاح این جبهه اندیشه است، زبان آن استدلال است و غایت آن آزادی و برابری...https://t.co/0luQuu79tH
قدرتی که از کتاب، از زن، از آموزش، از پرسش و حتی از یک تلفن همراه میترسد، بیش از هر چیز از آگاهی انسان میترسد. و تاریخ نشان داده است که هیچ قدرتی نتوانسته است برای همیشه در برابر آگاهی بایستد. زیرا در نهایت، آنچه آینده را میسازد نه زور، بلکه حقیقت است...https://t.co/CGS1AHtSQw
آنچه جوامع را به پیش میبرد، نه اطاعت کور، بلکه گفتوگو، نقد و بازاندیشی است. جامعهای که زنانش از حق انتخاب، آموزش و حضور اجتماعی محروم شوند، در واقع بخشی از عقل، استعداد و آینده خود را خاموش میکند. دفاع از کرامت زنان، دفاع از کرامت جامعه است..https://t.co/hbeHkVLu8P.
عقل میگوید سرکوب راهحل نیست.
حذف زنان، حذف آینده جامعه است. اخلاق میگوید کرامت انسان بالاتر از هر قدرت و هر تفسیری است. سرکوب پایدار نیست؛ عدالتخواهی پایدار است. زیرا قدرت بر ترس بنا میشود، اما عدالت بر حقیقت و در درازمدت، حقیقت ماندگارتر از ترس https://t.co/SQGdwvkZGw.
جامعهای که از زنان میترسد، در واقع از آزادی، دانایی و آینده خود میترسد.
صدای عدالت نباید خاموش شود؛ زیرا خاموشی، بزرگترین آرزوی هر نظام تبعیضآمیز است. دفاع از زنان، دفاع از انسانیت است؛ و دفاع از انسانیت، دفاع از آینده افغانستان...https://t.co/lB0IWEzAwJ
عقل میگوید حذف زنان غیرعقلانی است. علم میگوید حذف زنان جامعه را عقب میبرد. اخلاق میگوید تحقیر انسان، صرفنظر از هر توجیهی، نادرست است.
و شاید مهمترین حقیقت این اس
جامعهای که کرامت زنان را به رسمیت نشناسد، در نهایت کرامت هیچکس را به رسمیت نخواهد شناختhttps://t.co/hR35LctBhN