@mohsenreyhani01@sinsinmimmim حکمت زیادی در این گفته است که ازدواج کن، پشیمان خواهی شد، نکن، باز هم پشیمان خواهی شد. ازدواج یعنی قتل روابط عاشقانه، اگر فکر میکنی دیگر چیزی تو را از پا درنمیآورد اقدام کن.
بازجوهای حزب کمونیست شوروی با خنده میگفتند «آدمش رو به ما بده، ساختن پروندهاش با ما.» این اصلا شعارشان بود. چیزی که برای ما شکنجه یک انسان دیگر به حساب میآمد، برای آنها یک روز کاری خوب با راندمان بالا به حساب میآمد. سولژنیتسین داستان همسر یکی از این بازجوها به اسم نیکلای گرابیشچنکو Nikolai Grabishchenko را تعریف میکند و میگوید این زن با افتخار برای همسایههایش تعریف میکرد: کولیا (مصغر محبتآمیز اسم نیکولای) واقعا کارش رو بلده. یکی از این ضدانقلابیها که هر کاری باهاش میکردن و مقاومت میکرد رو دادن دست کولیا. یه شب پیش کولیا بود و فرداش به همه چی اعتراف کرد.
صلحطلب کسی است که توانایی و قدرت انجام و اِعمال خشونت را دارد، اما در استفاده از آن فکر میکند. یک برده صلحطلب فقط یک قربانی قابل ترحم است. اخلاق داشتن و اخلاقی مبارزه کردن ویژگی مردان بزرگ است، کسانی که به نتایج اعمال و کردههایشان بیش از برآوردن احساس لحظهای بها میدهند. ویژگیهای خوبی برای قهرمان یک رمان ادبی یا فیلم. در جهان واقعی، دائما اخلاقمدار بودن، خشونت پرهیزی و صلحطلبی به درد شعار سر در گالریهای هنری فرانسوی میخورد. بزرگترین سد در مقابل انسانهای خشونتطلب شروری که هیچ حد و مرزی برای اعمال خشونت ندارد، انسانهای خیری هستند که قدرت اعمال خشونت بیشتری دارند.
بدون تمایل مردان و زنانی که حاضرند دستور سرکوب دیگران را بدون پرسش انجام دهند سیستم -های مانند حزب کمونیست شوروی- نمیتوانند مرتکب جنایتهای عظیمی شوند. اگر لازم باشد کسی را به عنوان انسان منکر شوید، از کجا شروع میکنید؟ ابتدا آنها را حیوان خطاب میکنید. در دادگاههای نمایشی
یکی از دانشجوهای چینی که سالهای سال در اردوگاههای مائو اسیر شده بود، میگفت: در طول این سالها هربلایی بر سرم میآمد، هرکتکی میخوردم فقط سرم را محکم میگرفتم که به ذهنم، به خاطراتم و به مغزم آسیبی نرسد. اینها باید بعدا شهادت این روزها را میدادند. هدف هر سرکوب خشونتباری فقط کنترل افراد نیست، عموما بینام کردن رنجها، پاک کردن حافظه آیندگان و بازنویسی تاریخی است. بسیاری از کسانی که شرایطی به مراتب سختتر از شما را دوام آوردهاند، خوشبین نبودهاند. امید با رویافروشی تفاوت دارد. اینها کسانی بودند که تصمیم گرفته بودند نگذارند شرایط موجود حرف آخر را بزند. ناامیدی، قدرت قضاوت و امکان ادامه دادن را از آدم میگیرد. امیدواری به معنی پیروزی نیست، امیدواری یعنی به رغم همه چیز نمیگذارم تو پیروز شوی. هنوز ۱۸۰ صبح نیامده است و سپری شود که بسیاری از ما رفتند و برنگشتند. کسانی مثل مجید فرنیا که ویدیویی از خودش گرفت که تا دههها به احترامش باید ایستاد، هرجا که اسمش میآید و حرفش گفته میشود: من میروم، نه برای خودم، برای آینده. برای این روزهای شما، مجیدهای بسیاری رفتند که شما حتی نمیشناسید و نمیشناختید. نیاکان ما گفته بودند: هیچ رنجی آنقدر بزرگ نیست که ناامیدی را سزاوار باشد. آزادی مفهوم غریبی است با هزینهای عجیب. به برخی رایگان داده میشود و برخی برایش باید ارزشمندترین داراییهایشان را بدهند که شاید به دستش بیاورند. اما همانگونه که ژوونال زمانی نوشته بود: آزادی را به بهای تمام زرهای جهان نمیتوان فروخت. آزاد باشید و آزاده.
@Pz_kommandant همه چیز خوب پیش میرود، تا اینکه به یکباره دیگر خوب پیش نمیرود. اعلام «دیگر حمله گستردهای در کار نخواهد بود.» هنوز حتی پرده اول نمایشش را هم از سر نگذرانده است. برخی عادتها را نمیشود ترک کرد، خصوصا اگر مزه بدهند.
@mazdakz از اساس داشتن حیوان خانگی را به تقلید از سبک زندگی غربی نسبت دادن اشتباه است. کسی که حیوان/پرنده خانگی داشتن را انتخاب میکند در مرحله نخست هزینه برایش آنچنان اولویت ندارد.