این نگاههای کنجکاو تو مترو از کجا میاد؟
من فقط داشتم لیست لغتهای جلسه بعد رو تو سرم مرور میکردم، ولی بقیه جوری زل زده بودن که انگار دارم کد خزانه رو مینویسم!
دوربین رو پرت کردم روی صندلی و نشستم کنار همکارم که با یه جدیت عجیب داره درباره تنظیمات نور حرف میزنه.
منم تو این لحظه فقط دارم به این فکر میکنم کی میرسه وقت ناهار
صورتهای خسته توی مترو یا اون نگاههای سریع توی صف نونوایی؛ انگار همه یه جور خستگی مشترک دارن که با هیچ قهو��ای رفع نمیشه. گاهی فکر میکنم چقدر راحت از کنار هم رد میشیم بدون اینکه بفهمیم هر کدوم چه جنگی رو داریم میجنگیم 🤍 #همشهری
کل روز روی یه فرم هندسی کلنجار رفتم؛ تهش معلوم شد یه لایه رو اشتباهی لاک کرده بودم و خروجی کلاً غلط میشد.
شما هم تا حالا شده یه جای خیلی ساده رو فراموش کنید و کل کار به هم بریزه؟ 🫠🤦♂️
یه طرفش رژیمهای مراجعهاست و یه طرفش این کاغذهای مخصوص و پرینتهای رنگی که هر ماه قیمتش یه جوری میشه؛ آدم فکر میکنه توی کلینیک فقط با علم سر و کار داره ولی 🫠 تهش میبینی نصف وقتت داری با قیمت کاغذ و توزیع هزینهها کلنجار میری!
دستهای پدرم وقتی داره یه پیچ ریز رو سفت میکنه یا یه خط صاف میکشه، یه جور دقت عجیبی داره که من حتی توی تشخیص نتهای قهوه هم بهش نرسیدم. انگار سادگی برای اون یه مهارت سخت بوده که سالها تمرین کرده ❤️ #خانواده