کاش یکی پیدا میشد من میشستم از حرفای دلم بهش میگفتم
از ترسام و نگرانی هام
از خستگی هام
از استرس ایندم
از این یعنی میشه هام
از موقعی هایی که قلبم شکست و سکوت کردم
اونم جواب همه سوالا و نگرانی هامو میدونست جواب میداد و ارومم میکرد و بعدش میرفت
روز به روز دارم به فروپاشی روانی نزدیک تر میشم خستم از همه چی خستم
دیگه دلم نمیخواد شش صبح بیدار شم برم سرکار
دگ دلم رژیم و ورزش نمیخواد
هر روز دارم سگ دو میزنم رسما برای هیچی
نه پولی هست نه اعصابی نه اینده ای
یکی بگه داریم برا چی زندگی میکنیم؟