مرد عوضی که به زن متاهل توی محل کار و بیرون چپ و راست میگی چقد جذاب شدی چقد موهات قشنگه و ازش تعریف میکنی احمق ما که میدونیم داری مخ میزنی ولی نکن شرف داشته باش دوتا خانواده رو نابود نکن
امروز یکی از نیروهام خیلی تو خودش بود به حدی که اخر وقت وسایلش رو جمع کرد که بره رفتم اوردمش نشستم باش صحبت کردم تهش دیدم میگه به خاطر تو دارم میرم چون همش دمقی تو فکری اعصابت خرابه منم تو رو میبینم نمیتونم کار کنم، والا تو این اوضاع بازار و مملکت از فردا باید خیلی سر حالم باشم
دیدید ادما یه حسی دارن که دوست دارن دوستشون داشته باشن بخصوص در مورد پارتنر یا فرزندان یا والدینشون، من هر چی با خودم کلنجار میرم اصن همچین حسی ندارم بقیه رو دوست دارم ولی اصن یک لحظه هم به این فکر نمیکنم که باید دوستم داشته باشن اصن خیلی وقته این حس از بین رفته برام.
جالب اینجاست بعضا به همسرم پیام میدن میگن نکنه با تو دعواش شده، یه بار که اصن از روی یک پست خطبه طلاق رو هم برامون خوندن، دیگه زدم پاکش کردم دیگه مجبور نیستم به هر کسی جواب بدم
از دیروز برای همیشه اینستاگرامم رو حذف کردم. من به خاطر شرایط روحی که سالهاست درگیرشم خیلی از روزها تمام حسهای بد رو با هم دارم به همین خاطر تحت فشار پست یا استوری غمگینی میذاشتم حالا یکی میومد به مسخره میگرفت اون یکی میگه باز چته، دوست صمیمیت میگه چیه قرصات رو نخوردی باز،
غریبانه ترین کیک تولد را دیده اید؟ خریده شد به خانه برده شد ولی نه کسی عکسی گرفت نه تبریکی گفت، دست نخورده به یخچال رفت، کنار نایلون گوجه ها همینقدر کج و معوج مثل بخت خودم، میخواستم دل خانواده ام را شاد کنم برای خودم کیک خریدم، اما این شد نتیجه، دل تنها و غریبم...