در حال حاضر در حال تلاش برای طراحی و راهاندازی نسخهٔ جدید هر دو وبسایت هستیم و بهزودی با همان نشانیهای پیشین دوباره در دسترس خواهند بود. تا آن زمان علاوهبر آدرس ایمیل، از طریق اینستاگرام، تلگرام و واتساپ همراه شما خواهیم بود.
https://t.co/c8WMd9AcNc
https://t.co/BTQmP036cU
متأسفانه حدود دوماه پیش، همزمان وبسایتهای «انتشارات نریمان» و «مجلهٔ ادبی نوپا» در پی یک حملهٔ سایبری از دسترس خارج شدند.
در چند هفتهٔ گذشته تلاش کردیم وبسایتها به وضعیت عادی بازگردند، اما متأسفانه تاکنون بازیابی محتوا میسر نشده است.
این ویدیو را ظهر یکی از روزهایی که اینترنت قطع بود گرفتم. آکاردئوننوازِ کوچهٔ ما، برخلاف همیشه که وقتی وارد کوچه میشد هایده و سلطان قلبها میزد، اینبار داشت از خونِ جوانان وطن میخواند. این روزگار ماست... #ایران#پاینده_ایران
وقتی جوانی در ایل، پیش از ازدواج از دنیا برود، ساز و دهل بر گورش میآورند و رقص میکنند جای جشن عروسیِ نگرفتهاش… خانوادهاش آنقدر رقص میکنند و خودشان را میزنند تا از هوش میروند… ما به این ساز و دهل زدن میگوییم «تشمالِ چپی» زدن، یعنی برای مرگ نواختن…
هیچ چیزی به اندازهٔ این دو مصراع شعر که #ماکیاوللی دربارهٔ خویش گفته، او را نمیشناساند:
میخندم، اما نه از درون
میسوزم، اما نه از برون
از مقدمهٔ کتاب #شهریار#ماکیاولی ترجمهٔ #داریوش_آشوری
کِل کشیدنِ زنها وسط جشن اگر باشد شوروشادی میاورد، وسط عزا و جنگ اگر باشد اما قابل وصف نیست آنچه در آدمی رخ میدهد… برای من که میان بختیاریها بزرگ شدهام و در کودکی بارها کِل کشیدنِ زنها را وسط عزا دیدهام، آن سوزشِ سینه و حالِ غریب هنگام کِل کشدنِ جمعی زنان ناقوسِ پیامی است.
در هر کوچه و خیابانی که قدم میگذاری چند شاخه گل روی زمین افتاده است، مُشتی گلبرگ. اول متوجه نمیشوی چرا، اما لحظهای بعد دوزاریات میافتد و شرم میکنی از پا گذاشتن روی آسفالت و میترسی هرجا که پا میگذاری جای جانِ عزیزی باشد…
دوستانی که در این روزها توسط بنده آنفالو یا بلاک شدهاید، جای گلایه بروید در اتاق در را روی خودتان ببندید و با خود مرور کنید پای کدام نوشتهٔ کثیف لایک شما را شاهد بودیم؟ پای کدام کاربر حراملقه؟ پای کدام مزدور تفرقهافکن؟