حس میکنم در کالبد زندگی خود محبوس شدهام. انگار در اتاقی باشم که هر آن ممکن است دچار حریق بشود. کوچکترین بیاحتیاطی برای برپا کردن آن آتشسوزی کافی است. آن وقت دیگر چاره دیگری برایم نمیماند جز اینکه خود را از پنجره به پایین پرت کنم.
- صفحهٔ ۲۲۹ -
حس میکنم در کالبد زندگی خود محبوس شدهام. انگار در اتاقی باشم که هر آن ممکن است دچار حریق بشود. کوچکترین بیاحتیاطی برای برپا کردن آن آتشسوزی کافی است. آن وقت دیگر چاره دیگری برایم نمیماند جز اینکه خود را از پنجره به پایین پرت کنم.
- صفحهٔ ۲۲۹ -
آدمارو نه میشه از رو ظاهرشون شناخت نه طرز صحبت کردنشون.
آدمارو باید از حسی که با حضورشون کنارت بهت منتقل میکنن شناخت.
یه جا نوشته بود: هیچکس نمیتونه فضایی رو برای تو درست کنه که با روحش سازگار نیست.
پس اگه کنار کسی حالت خوبه یعنی انتخابت درسته:)