شاركت السيدة منى السيلاوي، الأمين العام لحزب التضامن الديمقراطي الأهوازي، في الجلسة السياسية التي عُقدت داخل البرلمان الأوروبي في بروكسل، بدعوة من مجموعة الاشتراكيين والديمقراطيين، والتي خُصصت لمناقشة آفاق التغيير والانتقال الديمقراطي الشامل في إيران، بمشاركة ممثلين عن عدد من الأحزاب والقوى السياسية التي تمثل شعوبًا متعددة داخل البلاد، من بينها الكورد والبلوش والتركمان والعرب الأهوازيون. وجاءت هذه المشاركة في سياق الحراك السياسي الدولي الهادف إلى تسليط الضوء على مستقبل إيران وسبل بناء نظام سياسي جديد قائم على العدالة والشراكة الحقيقية بين جميع مكوناتها.
وفي كلمتها خلال الجلسة، عرضت السيدة منى السيلاوي رؤية حزب التضامن الديمقراطي الأهوازي تجاه مستقبل إيران، مؤكدة أن الحزب، الذي تأسس عام 2003 في المنفى تعبيرًا عن تطلعات الشعب العربي الأهوازي، ينطلق من قناعة راسخة بأن الحل الجذري لقضية الشعوب لا يكمن في إعادة إنتاج الدولة المركزية، بل في بناء نظام ديمقراطي فيدرالي لا مركزي يضمن الحقوق السياسية والقومية والثقافية لجميع الشعوب. كما شددت على أن أي عملية تحول سياسي مستقبلية لا يمكن أن تنجح ما لم تقم على إشراك فعلي وعادل لكل الشعوب، بعيدًا عن الإقصاء أو الهيمنة.
وأكدت الأمين العام للحزب أن نيل الحقوق وتحقيق التغيير لا يمكن أن يتم بجهد منفرد لأي شعب من الشعوب، بل عبر بناء تحالفات سياسية متينة بين مختلف القوى والشعوب الساعية إلى الخلاص من الاستبداد، مشيرة في هذا السياق إلى أهمية التجارب المشتركة وفي مقدمتها مؤتمر شعوب إيران الفيدرالية بوصفه إطارًا عمليًا أسهم في إيصال قضية التعدد القومي والسياسي في إيران إلى المستويين الإقليمي والدولي. كما أوضحت أن رؤية الحزب للعلمانية تنطلق من مفهوم ديمقراطي متقدم، لا يقتصر على الفصل بين الدين والدولة فحسب، بل يشمل أيضًا حياد الدولة تجاه الهويات والثقافات واللغات، بما يضمن المساواة والعدالة والتوازن بين جميع الشعوب.
وفي ختام مشاركتها، حذرت السيدة منى السيلاوي من مخاطر إعادة إنتاج أنظمة استبدادية جديدة تحت عناوين مختلفة، مؤكدة أن إيران عاشت على مدى قرن كامل تحت وطأة حكم مركزي استبدادي لم تتغير طبيعته الجوهرية رغم تغير أشكاله. كما أشارت إلى أن المرحلة الراهنة تمثل لحظة مفصلية يمكن أن تفتح الباب أمام تحول سياسي حقيقي، لكنها في الوقت نفسه تنطوي على مخاطر جسيمة إذا لم تُستثمر في الاتجاه الصحيح. وتؤكد مشاركة حزب التضامن الديمقراطي الأهوازي في هذا المحفل الأوروبي استمرار حضوره السياسي الفاعل على الساحة الدولية، وتمسكه بطرح قضية الشعب العربي الأهوازي ضمن مشروع ديمقراطي تعددي قائم على الفيدرالية والعدالة والشراكة في رسم مستقبل إيران.
برای منی سیلاوی عزیز، کاک عبدالله مهتدی، کاک مصطفی هجری، ناصر جان بلیدهای و دیگر دوستان حاضر در نشست امروز در پارلمان اروپا آرزوی موفقیت دارم.
نجات ایران عزیزمان تنها از راه پذیرش تکثر ممکن است.
حضور حزب تضامن دموکراتیک اهواز در پارلمان اروپا و تأکید بر راهکار فدرالی برای آینده ایران
در چارچوب تحرکات سیاسی بینالمللی و به دعوت گروه سوسیالیستها و دموکراتها در پارلمان اروپا، نشستی مهم در ساختمان اسپینلی در بروکسل برگزار شد که به بررسی چشمانداز گذار دموکراتیک و فراگیر در ایران اختصاص داشت. در این نشست، نمایندگان احزاب و جریانهای سیاسی از ملتهای مختلف ایران، از جمله کورد، بلوچ، ترکمن و عرب اهوازی حضور یافتند.
در این میان، حضور حزب تضامن دموکراتیک اهواز بهعنوان نماینده ملت عرب اهوازی، جایگاه ویژهای در این نشست داشت و دیدگاههای این حزب در سطحی رسمی در برابر نمایندگان پارلمان اروپا مطرح شد.
خانم مونا سیلاوی در سخنرانی خود، مواضع اصولی حزب را درباره آینده ایران تبیین کرد و با تأکید بر اینکه این حزب در سال ۲۰۰۳ در تبعید تأسیس شده، هدف آن را دفاع از حقوق ملت عرب اهوازی و سایر ملتهای ساکن در ایران عنوان نمود. وی تصریح کرد که راهحل اساسی برای بحرانهای ساختاری در ایران نه در تجزیه، بلکه در گذار به یک نظام دموکراتیک فدرال و غیرمتمرکز نهفته است.
دبیرکل حزب تضامن همچنین بر این نکته تأکید کرد که هیچ ملتی بهتنهایی قادر به دستیابی به حقوق خود نیست و از اینرو، حزب تضامن همواره بر ایجاد ائتلاف میان ملتهای مختلف ایران تأکید داشته است. وی در این زمینه به نقش «کنگره ملتهای ایران فدرال» اشاره کرد که بهعنوان یک چارچوب مشترک، توانسته است مسئله تنوع و حقوق ملتها را در سطوح بینالمللی مطرح سازد.
سیلاوی در ادامه، دیدگاه حزب تضامن را درباره سکولاریسم تبیین کرد و آن را مفهومی فراتر از جدایی دین از دولت دانست؛ سکولاریسمی که باید شامل بیطرفی کامل در حوزههای فرهنگی، زبانی و فکری باشد. به گفته وی، دولت آینده ایران باید در فاصلهای برابر از همه ملتها قرار گیرد و از تحمیل هرگونه هویت خاص خودداری کند.
وی همچنین نسبت به خطر نظامهایی که با ظاهر سکولار اما با ماهیت تبعیضآمیز عمل میکنند هشدار داد و تأکید کرد که چنین ساختارهایی میتوانند زمینهساز رشد افراطگرایی و واکنشهای هویتی شوند.
در بخش دیگری از سخنان خود، دبیرکل حزب تضامن به پیشینه تاریخی تمرکزگرایی در ایران اشاره کرد و آن را میراثی دانست که از دوران رضا شاه پهلوی آغاز شده و در نظام کنونی نیز استمرار یافته است. وی تأکید کرد که تغییرات سیاسی گذشته، از جمله تحولات سال ۱۹۷۹، نتوانستهاند ماهیت متمرکز قدرت را تغییر دهند.
سیلاوی در پایان با اشاره به شرایط کنونی ایران، این وضعیت را فرصتی تاریخی برای پایان دادن به ساختار موجود دانست و در عین حال هشدار داد که در صورت عدم تحقق یک گذار دموکراتیک واقعی، خطر شکلگیری نظامی اقتدارگرا با ترکیبی از عناصر نظامی، مذهبی و شبهنظامی وجود دارد.
حضور فعال حزب تضامن دموکراتیک اهواز در این نشست، بار دیگر بر نقش این حزب در طرح مسئله حقوق ملت عرب اهوازی و مشارکت در ترسیم آیندهای دموکراتیک و مبتنی بر عدالت برای تمامی ملتهای ایران در عرصههای بینالمللی تأکید میکند.
هماکنون، نشستی به میزبانی فراکسیون سوسیالدموکرات پارلمان اروپا، با حضور احزاب عضو کنگره ملیتهای ایران فدرال و برخی از نمایندگان پارلمان اروپا، در مورد گذار دموکراتیک در ایران، در حال برگزاری است.
در این نشست، عبدالله مهتدی، دبیرکل حزب کومهله کردستان ایران، بههمراه شماری از دیگر شخصیتهای سیاسی اپوزیسیون حضور دارند و سخنرانی خواهند کرد.
#زن_زندگی_آزادی
#FreeIran
#کردستان
تستشرف دراسة الباحث عارف نصر، مستقبل إيران في ظل احتمال انهيار نظام الجمهورية الإسلامية، وتركز على الأدوار المحورية التي يمكن أن تلعبها الشعوب غير الفارسية في عملية الانتقال السياسي القادم.
https://t.co/rRC9PpnlIq
سخنان شجاعانه دکتر بهروز چمنارا درباره فاشیسم پهلوی، حقوق ملیتها، و قبول نداشتن پرچم شیر و خورشید توسط جمعیت بزرگی از مردم ایران من جمله مردم کوردستان.
دبیرکل حزب تضامن دموکراتیک اهواز: انگ تجزیهطلبی سناریویی نخنما برای خاموشکردن صداها و سرکوب مطالبات مدنی است
منا سیلاوی، دبیرکل حزب تضامن دموکراتیک اهواز، در پیامی سیاسی موضع این حزب را درباره وضعیت ملیتهای غیرفارس در ایران، بهویژه ملت کورد، تشریح کرد و تأکید نمود که آنچه امروز در مناطق قومی جریان دارد، ادامه دههها سرکوب، تبعیض ساختاری و امنیتیسازی هویتهای ملی است.
وی در این پیام اعلام کرد ملتهای کورد، بلوچ، تورک، عرب، ترکمن، لر، گیلک و دیگر اقوام ساکن ایران طی سالیان متمادی با محرومیت اقتصادی، محدودیتهای فرهنگی، آسیمیلاسیون و فشارهای امنیتی روبهرو بودهاند و دفاع از حقوق ملت کورد به معنای بهرسمیتشناختن این رنج تاریخی و ایستادن در کنار مردمی است که زبان و فرهنگ آنان بارها نادیده گرفته یا سرکوب شده است.
سیلاوی تأکید کرد هیچ جامعهای با انکار هویت جمعی بخشی از شهروندان خود به آزادی و عدالت دست نخواهد یافت و تجربه صد سال گذشته ایران گواه روشن این واقعیت است. وی افزود حمایت از ملت کورد شامل دفاع از حق آموزش به زبان مادری، مشارکت واقعی در اداره مناطق خود، توسعه عادلانه و پایان دادن به نگاه امنیتی حاکم بر کردستان است.
دبیرکل حزب تضامن دموکراتیک اهواز همچنین تصریح کرد که نسبتدادن مطالبات مدنی و مشروع ملت کورد به «تجزیهطلبی» سناریویی تکراری برای خاموشکردن صداها و سرکوب خواستههای قانونی است و این حزب چنین روایتی را نمیپذیرد.
وی در پایان خاطرنشان کرد تحقق آیندهای دموکراتیک برای ایران بدون تضمین حقوق ملیتهای غیرفارس امکانپذیر نیست و ادامه نادیدهگرفتن این حقوق، کشور را در چرخه استبداد، خشونت و بیعدالتی نگاه خواهد داشت.
#اهواز #ملت_کورد #حقوق_بشر #ملیتهای_غیرفارس #عدالت #آزادی #ایران
بیانیه کنگره ملیتهای ایران فدرال در محکومیت تهدیدهای رضا پهلوی علیه ملت کورد
آخرین توییت رضا پهلوی بار دیگر نشان داد که پشت شعارهای پرطمطراق درباره آزادی و آینده ایران، همان نگاه کهنه تمرکزگرایانه و اقتدارطلبانه پنهان شده است. او در واکنش به اعلام موجودیت «ائتلاف نیروهای سیاسی کوردستان ایران»، احزاب کورد را «چند گروه تجزیهطلب» نامیده و حتی پا را فراتر گذاشته و از اکنون تهدید کرده است که در صورت دستیابی به قدرت، ارتشی را که هنوز وجود ندارد مأمور سرکوب آنان خواهد کرد.
چنین سخنانی نه تنها عمیقاً خطرناک است، بلکه یادآور همان ادبیاتی است که دههها توسط حکومتهای استبدادی برای توجیه سرکوب ملتهای ایران به کار گرفته شده است. این همان زبانی است که با آن مطالبات برحق ملتها تحریف میشود، برچسب «تجزیهطلبی» زده میشود و سپس سرکوب به نام «حفظ کشور» مشروع جلوه داده میشود.
ما با صراحت اعلام میکنیم:
ملت کورد بخشی جداییناپذیر از مبارزه سراسری علیه جمهوری اسلامی و برای ساختن ایرانی آزاد و دموکراتیک است. مبارزه مردم کردستان برای آزادی، کرامت انسانی، حقوق بشر و مشارکت برابر در ساختار آینده است. این مبارزه علیه استبداد و تبعیض است، از سوی هر حکومتی صورت گیرد. تلاش برای معرفی آن به عنوان «تجزیهطلبی» تحریفی آگاهانه از واقعیت است.
تاریخ نیز به روشنی نشان داده است که این ادبیات به کجا ختم میشود. نزدیک به پنج دهه پیش، روحالله خمینی با همین زبان علیه کوردها اعلام «جهاد» کرد. پیش از آن نیز حکومت پهلوی با سیاست تمرکزگرایی و سرکوب هویتها تلاش کرد صدای ملتهای ایران را خاموش کند. نتیجه چه شد؟ نه آزادی از میان رفت، نه هویتها نابود شد و نه خواست برابری خاموش گردید.
واقعیت ساده است: آنچه با دههها لشکرکشی، زندان، اعدام و سرکوب از میان نرفت، با تهدیدهای تازه نیز از میان نخواهد رفت، آن هم از سوی فردی که هنوز در سواحل آمریکا زندگی می کند و هزاران کیلومتر با ایران فاصله دارد!
این نوع اظهارات نه تنها کمکی به اتحاد مردم ایران نمیکند، بلکه دقیقاً همان چیزی است که جمهوری اسلامی از آن سود میبرد.
کسانی که امروز از «سرکوب» سخن میگویند باید بدانند که ملتهای ایران حافظه تاریخی دارند. ما تجربه یک قرن سیاستهای تمرکزگرایانه را پشت سر گذاشتهایم؛ از دوران رضاشاه تا جمهوری اسلامی. همه این حکومتها وعده «وحدت ملی» دادند اما در عمل با انکار حقوق ملتها تنها استبداد را بازتولید کردند.
ما به رضا پهلوی و همفکرانش بشدت هشدار میدهیم: راه آینده ایران از مسیر تهدید ملتها و لشکرکشی به مناطق مختلف کشور نمیگذرد. هر پروژه سیاسی که بر اساس ترس، حذف و سرکوب بنا شود، محکوم به شکست است. ما ملت های تحت ستم در کنار یکدیگر قرار داریم. تهدید هر یک از ما تهدید همه ی ماست.
همانگونه که جمهوری اسلامی با همه خشونت خود نتوانست ملت کورد را به زانو درآورد و صدای آزادیخواهی آنان را خاموش کند، هیچ نیروی دیگری نیز قادر به انجام آن نخواهد بود. جایی که زندان، اعدام، تبعید و سرکوب شکست خورده است، تهدیدهای تازه نیز نتیجهای جز بیاعتبار شدن گوینده آن نخواهد داشت.
کنگره ملیتهای ایران فدرال بار دیگر تأکید میکند: آینده ایران نه با تکرار سیاستهای شکستخورده گذشته، بلکه با گفتوگو، دموکراسی، شراکت واقعی همه ملتهای آن در یک ساختار فدرال ساخته خواهد شد.
کنگره ملیت های ایران فدرال
بیانیهای در دفاع از حقوق ملت کورد در ایران
ملتهای کورد، بلوچ، تورک، عرب، ترکمن، لر، گیلک و دیگر اقوام ساکن ایران، دهههاست با سرکوب، تبعیض ساختاری، امنیتیسازی هویت، محرومیت اقتصادی، آسیمیلاسیون و محدودیتهای فرهنگی روبهرو بودهاند. دفاع از ملت کورد یعنی بهرسمیتشناختن این رنج تاریخی و ایستادن در کنار مردمی که زبان، فرهنگ و هویتشان بارها نادیده گرفته یا سرکوب شده است. هیچ جامعهای با انکار هویت جمعی بخشی از شهروندانش به آزادی و عدالت نمیرسد، و تجربهی صد سال گذشته گواه روشن این واقعیت است.
حمایت از کوردها به معنای دفاع از حق آموزش به زبان مادری، مشارکت واقعی در ادارهی مناطق خود، توسعهی عادلانه و پایاندادن به نگاه امنیتی حاکم بر کوردستان است. انگزنی و یکیدانستن مطالبات برحق این ملت با «تجزیهطلبی»، سناریویی نخ نما برای خاموشکردن صداها و سرکوب خواستههای مدنی بوده است. ما این روایت را نمیپذیریم و بر حق ملت کورد برای بیان آزادانه و پیگیری مسالمتآمیز مطالبات خود تأکید میکنیم.
هم میهنان عزیز !
ایران زمانی آزاد خواهد شد که عدالت تنها یک شعار نباشد، بلکه در عمل شامل همه شود. امروز ایستادن در کنار کوردها، ایستادن در کنار اصل برابری و کرامت انسانی است. آیندهای دموکراتیک برای ایران بدون تضمین حقوق ملیتهای غیرفارس و اقوام گوناگون تحقق نخواهد یافت و تداوم نادیدهگرفتن این حقوق، ما را در چرخهی استبداد، دیکتاتوری و خشونت نگاه خواهد داشت.
منا سیلاوی
دبیر کل حزب تضامن دمکراتیک اهواز
#مؤسسة_حقوق_الإنسان_الأهوازية (#أهرو)
بيان حقوقي بمناسبة #اليوم_العالمي_للغة_العربية
18 كانون الأول / ديسمبر 2025
بمناسبة اليوم العالمي للغة العربية، تؤكد مؤسسة حقوق الإنسان الأهوازية (أهرو) أن الحقوق اللغوية تُعد جزءًا لا يتجزأ من منظومة حقوق الإنسان الأساسية، وترتبط ارتباطًا مباشرًا بحقوق الهوية، والمساواة، وعدم التمييز، والمشاركة الفاعلة في الحياة العامة.
إن اللغة العربية، بصفتها اللغة الأم للشعب العربي الأهوازي، تندرج قانونًا ضمن الحقوق الثقافية واللغوية التي تكفلها المواثيق الدولية، وفي مقدمتها العهد الدولي الخاص بالحقوق الاقتصادية والاجتماعية والثقافية (المادة 15)، والعهد الدولي الخاص بالحقوق المدنية والسياسية (المادتان 26 و27)، والتي تلزم الدول باحترام حقوق الجماعات القومية في استخدام لغتها دون تضييق أو إقصاء.
وتسجّل مؤسسة أهرو بقلق بالغ استمرار أنماط الانتهاك الممنهج للحقوق اللغوية في إقليم الأهواز، بما في ذلك:
– الحرمان من التعليم باللغة الأم في المراحل الدراسية المختلفة.
– تقييد استخدام اللغة العربية في الفضاء العام والمؤسسات الرسمية.
– ملاحقة الأفراد والنشطاء بسبب ممارستهم حقهم الطبيعي في التعبير اللغوي.
وتؤكد المؤسسة أن هذه الممارسات تشكّل تمييزًا قائمًا على الهوية القومية واللغوية، وتتناقض مع مبدأ المساواة أمام القانون، كما تفضي إلى إقصاء فئات واسعة من المجتمع عن المشاركة الكاملة في الشأن العام، بما يخلّ بالمعايير الدولية لحقوق الإنسان.
إن إحياء اليوم العالمي للغة العربية يجب أن يُقاس بمدى احترام الدول لحقوق متحدثيها، لا بعدد البيانات الاحتفالية. فاللغة، من منظور حقوق الإنسان، ليست امتيازًا تمنحه السلطة، بل حقًا أصيلًا يولد مع الإنسان، ولا يسقط بالتقادم أو الإنكار.
ختامًا، تجدد مؤسسة حقوق الإنسان الأهوازية (أهرو) التزامها بمواصلة التوثيق والمناصرة القانونية للحقوق اللغوية والثقافية للشعب العربي الأهوازي، بوصفها جزءًا أساسيًا من معركة أوسع من أجل الكرامة الإنسانية والعدالة والمساواة.
مؤسسة حقوق الإنسان الأهوازية (أهرو)
18 كانون الأول / ديسمبر 2025
@UNPOintl@UN
#mothertongue
#humanrights
#childrenrights
#AhwaziArabs
#Ahwaz
#arabs
#الأهواز
#عرب
#تعلیم_بلغة_الام
بیانیه #سازمان_حقوق_بشر_اهواز دربارهٔ زندانی سیاسی اهوازی، #حمزه_سواری
سازمان حقوق بشر اهواز (AHRO) نگرانی عمیق خود را نسبت به وضعیت انسانی و حقوقی دشواری که زندانی سیاسی اهوازی، حمزه سواری، با آن روبهرو است ابراز میدارد؛ زندانی که بیش از دو دهه از عمر خود را از شانزدهسالگی تاکنون پشت میلههای زندانهای ایران سپری کرده است.
#حمزه_سواری در طول سالهای طولانی بازداشت از ابتداییترین حقوق انسانی خود محروم بوده و در این مدت در معرض شکنجههای جسمی و روحی قرار گرفته است. اعدام دو برادرش و درگذشت مادرش از جمله دردناکترین این رنجهاست؛ در حالی که او از حق طبیعی سوگواری یا حضور در کنار خانواده محروم بوده است. امروز، با دریافت خبر درگذشت پدرش، بر شدت این درد و رنج افزوده شده و این وضعیت، نقض آشکار کرامت انسانی و تخطی از اصول و استانداردهای بینالمللی حقوق بشر بهشمار میرود.
سازمان حقوق بشر اهواز بر این باور است که حق سوگواری زندانی و وداع با یکی از والدین، از حقوق بنیادین انسانی است که در اصول بینالمللی از جمله قواعد حداقلی استاندارد برای رفتار با زندانیان (قواعد نلسون ماندلا) به رسمیت شناخته شده است. این قواعد بر ضرورت رعایت ملاحظات انسانی و اجتماعی زندانیان، بهویژه در شرایطی همچون فوت اعضای خانواده، تأکید دارد.
بر این اساس، سازمان حقوق بشر اهواز از تمامی نهادهای بینالمللی حقوق بشری، بهویژه سازمانها و پلتفرمهای زیرمجموعه سازمان ملل متحد، درخواست میکند نسبت به این موضوع اقدام فوری انجام دهند.
همچنین این سازمان بهطور ویژه از گزارشگر ویژه سازمان ملل در امور حقوق بشر ایران میخواهد هرچه سریعتر وارد عمل شده و با آغاز تحقیق درباره وضعیت زندانی اهوازی، حمزه سواری – که بیش از دو دهه است در زندان بهسر میبرد – فشار لازم را بر مقامات ایرانی برای رعایت حقوق انسانی و قانونی او وارد آورد.
محرومیت حمزه سواری از حق سوگواری تنها مجازاتی علیه او نیست، بلکه شکلی از مجازات جمعی است که دامان خانوادهاش را نیز گرفته و نقض جدی اسناد بینالمللی حقوق بشر محسوب میشود.
در پایان، سازمان حقوق بشر اهواز تأکید میکند که سکوت جامعه جهانی در برابر چنین نقضهایی تنها به ادامه آنها کمک میکند. اقدام فوری امروز میتواند از رنج انسانی بکاهد که سالها زندان او را فرسوده کرده و تنها خواسته طبیعیاش، وداع با پدر از دسترفتهاش، از او دریغ شده است.
سازمان حقوق بشر اهواز
(AHRO)
تاریخ: ٩ /١٢ / ۲۰۲۵
@UNPOintl@amnesty@UN
چرا فاشیسم پهلوی دست بە دامان مزدوران رژیم نظیر قانعی فرد و ایرج مصداقی مزدور میشود ؟
چرا فاشیستهای پهلوی از کنفرانس اسلو آتش گرفتەاند؟
چیا علیار
در روزگاری کە ملتها از خاکستر استبداد برمیخیزند و حق تعیین سرنوشت خود را فریاد میزنند، صدای آزادیخواهان ایران از اسلو برخاست. کنفرانسی کە در آن نمایندگان ملتهای ایران، روشنفکران، فعالان و سیاستمداران تبعیدی گرد هم آمدند تا دربارە «ایران بعد از جمهوری اسلامی» سخن بگویند.
اما هنوز سخن به نیمە نرسیده بود، هنوز پرچمها برافراشته نشده بودند، کە فاشیستهای پهلوی در فضای مجازی آتش گرفتند؛ چنان سوختند که گویی کسی تابوی پنهانشدە در ذهنشان را شکسته است.
چرا؟ چون هر جا سخن از حق ملتها به میان آید، آنها فریاد «تجزیه» سر میدهند.
هر جا کسی از دموکراسی واقعی بگوید، آنها عکس شاه را بالا میبرند.
هر جا مردمی خواهان پایان تمرکز قدرت شوند، آنها یاد «ایران بزرگ» میافتند همان ایرانی که در واقع زندانی بود برای ملتهای غیرفارس.
ترس فاشیستهای #پهلوی از آزادی، از اسلو تا تهران
#پهلویطلبان نمیترسند از اسلام سیاسی، از سپاه پاسداران، از تروریسم جمهوری اسلامی؛
آنها از آگاهی مردم میترسند.
از اینکه ملتهای غیرفارس، کورد، بلوچ، عرب، ترکمن و آذری دیگر به نقشۀ مصنوعی رضاشاه باور ندارند. از اینکه نسل جدید میگوید:
«ما ملتیم، نه اقلیت!»
فاشیسم پهلوی همچون همان پدرسالاری پوسیدهای است که فرزندش را کتک میزند و بعد میگوید: «من خیر تو را میخواهم.»
اما تاریخ گواهی میدهد که خیر ملتها هرگز از مشت آهنین برنمیخیزد.
پایان عصر امپراتوریها
جهان در قرن بیستویکم دیگر جای دیکتاتورها نیست.
صدام سقوط کرد، قذافی سرنگون شد، یوگسلاوی فروپاشید، شوروی تجزیه شد
و هیچکدام از این فروپاشیها پایان جهان نبودند، بل آغاز نظم نوینی بودند کە بر اساس پیمانهای کوچک و همزیستی آزاد ملتها شکل گرفتند.
اگر تاریخ درسی دارد، این است:
هیچ ملتی را نمیتوان برای همیشه با پرچم و سرود مشترک اسیر کرد.
هیچ زبانی را نمیتوان بر زبانهای دیگر تحمیل نمود.
و هیچ حکومتی که بر مبنای تحقیر دیگران بنا شود، پایدار نخواهد ماند.
ملتها حق دارند کشور خود را بسازند
زمان آن رسیده است کە جهان و حتی نیروهای سیاسی ایران بفهمند:
کورد، بلوچ، عرب، آذری و ترکمن «شهروندان درجه دو» نیستند؛ بلکه ملتهایی با تاریخ، زبان و فرهنگ خود هستند.
و اگر در چارچوبی آزاد و فدرال یا حتی مستقل زندگی کنند، این نه تجزیه است، نه خطر؛ بلکه تحقق دموکراسی است.
از قضا، تنها فاشیستها از تجزیه میترسند، چون میدانند نظام دیکتاتوریشان بدون سلطه بر دیگران بیمعنا میشود.
اما ملتها، وقتی آزاد شوند، میتوانند همپیمان و برابر زندگی کنند درست مانند اروپا پس از جنگ جهانی دوم.
جهان آینده از آنِ ملتهای آزاد است، نه امپراتوریهای پوسیده
رضاشاه و پسرش، هر دو با زور و تحقیر حکومت کردند.
یکی کوردستان را به خاک و خون کشید، دیگری آزادی را در ساواک خفه کرد.
و امروز پسر همان سلسله، در قرن ۲۱، هنوز از “تمامیت ارضی” حرف میزند!
تمامیتی که جز زندان سیاسی ملتها چیزی نبود.
اما زمان شاهان و ولیفقیهان تمام شده است.
جهان امروز از «کشورهای کوچکِ دموکراتیک» میسازد، نه از امپراتوریهای بزرگ و پوسیده.
کشورهایی که بر پایهی رضایت و همکاری بنا میشوند، نه بر خون و سرنیزه.
اسلو، نماد آینده است
#کنفرانس_اسلو شاید یک نشست باشد، اما برای ملتهای ایران، نشانهای است از بیداری.
از آغاز گفتوگویی نو میان مردمان، نه دولتها.
از فهمی تازه که میگوید: آزادی از تهران صادر نمیشود؛ آزادی از دل ملتها آغاز میشود.
و اگر #فاشیستهای_پهلوی از این بیداری میسوزند، بگذار بسوزند.
چرا که آتش حقیقت همیشه ظلمت دروغ را میسوزاند.
و پیام آخر:
زمان امپراتوریها به پایان رسیده است.
زمان ملتهای آزاد و همپیمان فرا رسیده است.
زمان آن است که ملتهای ایران سرنوشت خود را در دست بگیرند،
و به جهان نشان دهند که آزادی، حتی اگر از اسلو آغاز شود،
میتواند تا زاگرس و بلوچستان و خوزستان امتداد یابد.
خامنەای میرود بە زودی همچنان کە رضاشاە و
محمد رضای پسرش و دیکتاتورهای دیگر بە زبالەدان راریخ انداختە شدند و مطمئن باشید نە پسر خامنەی میتواند برگردد نە #بچەشاە
چیا علیار
پخش زنده #کنفرانس_اسلو از سایت سازمان حقوق بشر ایران از دقایقی بعد و شبکههای اجتماعی سازمان پخش میشود. شما میتوانید با اسکن کیوآرکد در بحث شرکت کنید.
پنل سوم به حقوق برابر، تنوع قومی، زبانی و فرهنگی اختصاص داشت. مونا سیلاوی، دبیرکل حزب تضامن دموکراتیک اهواز، پیشنهاد داد مفهوم "ایرانیت" تغییر کند تا محدود به "شیعه" یا "آریایی" بودن نباشد و بر حق زبان مادری تأکید کرد.