تا دو قلم جنس میخری منشن میکنن که فلان چیز لازم بود؟ آره حرومزاده لازم بود
لازم بود دختر زاکانی بره سوییس؟ بچه های ظریفو لاریجانی آمریکا برن؟ شاهرودی آلمان جراحی کنه؟ صدیقی۲۰۰۰ متر زمین ازگل رو به نام خودش بزنه؟ ۶ میلیارد دلار به مدیران خودرو رانت بدین؟
۲تا شکلات فقط لزومی نداره؟
تنها دلیلی که تا الان خودکشی نکردم اینه که منتظر فراخوان شاهم. نمیخوام احتمال کشته شدن تو خیابون، در حال جنگیدن برای آزادی کشورم رو با یه خاموش شدن ساده تو تخت عوض کنم. من از مُردن استقبال میکنم، ولی مرگ باشکوه رو ترجیح میدم.
کی فکرشو میکرد وسط این همه هنرمند و فوتبالیست و بلاگرِ خودفروخته، آیسان اسلامی از همه باشرفتر دربیاد و با اون تریبون بزرگش محکم و بیتعارف پشت شاه و ملت بایسته.
در پی انتشار بیانیه هفت زندانی سیاسی از زندان شیبان اهواز در حمایت از شاهزاده رضا پهلوی و رهبری او برای دوران گذار، دو تن از آنها به مکانی نامعلوم انتقال یافتند.
از سرنوشت احمد کیشمس و حمیدرضا درستکار خبری در دست نیست.
آنها در بیانیه خود خطاب به شاهزاده رضا پهلوی تأکید کرده بودند: «شما نوری از امید در ظلمات و تاریکی هستید، و برخاسته از خاندان گرانقدری که به شهادت تاریخ، جز عشق به ایران و ایرانی و سربلندی میهن، تمنای دیگری نداشتید. ما در این دوران حبس و بند، گواهی میدهیم و پیمان میبندیم که تا پیروزی نور بر تاریکی، شانه به شانه و قدم به قدم در راه سربلندی و بازگشت شکوه و عظمت ایرانزمین، یار و یاور باشیم.»
https://t.co/Kye8YOCyFI
بانو یاسمین پهلوی در گفتوگوی ویژه با تینا قاضیمراد، مدیر دفتر ارتباطات و رسانه شاهزاده رضا پهلوی، از شوک عمیق دیماه و ترومای جمعی ناشی از سرکوب مردم میگوید؛ از تصاویر پیکر جوانان در کیسههای سیاه و مادران و پدرانی که نام فرزندان گمشده خود را صدا میزدند.
او میگوید پس از آن، زندگی گویی از حرکت ایستاد و دیگر هیچ موضوعی جز ایران اهمیت نداشت. با قطع اینترنت و فروبردن کشور در تاریکی، خانوادهها از عزیزانشان بیخبر ماندند، بسیاری تحت تعقیب یا زخمی بودند و بدون پول و حمایت، راهی برای نجات خود نداشتند.
به گفته بانو یاسمین پهلوی، در آن روزها حتی «تیکتیک ساعت» برای مردم داخل ایران معنای دیگری پیدا کرده بود و ایرانیان خارج از کشور نیز پیوسته در جستوجوی راهی برای کمک و نجات هممیهنانشان بودند.
او این تجربه را ترومایی جمعی میداند که هرگز فراموش نخواهد شد و میگوید: «شاید تنها پس از نابودی کامل جمهوری اسلامی بتوانیم نفسی بکشیم.»
داری به زندگی ادامه میدی،سعی میکنی دوام بیاری
تا اینکه پشتِ یه ماشین، یه عکس میبینی…
آشناست،خیلی آشناست.
یهو صدای مادرش می پیچه توی سرت 💔
یادت میاد این شهر،
پر از جووناییه ، که نذاشتن باشن.
هیچچیز فراموششدنی نیست هیچ چیز…
#سجاد_رعدی