هشت ماهه که قند رو کامل حذف کردم
الان دیدم اینا ۴ ماهه که اکسپایر شدن
آدمیزاد عجیبه ها از چیزایی که دوست داره میتونه فاصله بگیره
ولی خداییش طعم پسته اش مزه بهشت میده
این بنگاهی ها واقعا آدم های عجیبی هستن
به من میگه این خونه شما ۱۵ تومن بیشتر نمی ارزه اگر میخوای تا شب خبر بده
منم واقعا احساس کردم نمی ارزه
یه نصف روز گوشیم دستم نبوده دیدم ۸ بار زنگ زده
یه پیامم داده که آقا تا ۱۷ تومنم میتونم اوکی کنم برات فقط زود خبر بده
۶/گفت: نه البرز رو برای درمان برده بودند . اما از اتاق عمل بیرون نیومد.
همونجا فهمیدم البرز سالها پیش مرده بود.
البرز یکی از تلخترین خاطرات زندگی منه.
نه به خاطر اینکه رفت، نه حتی به خاطر اینکه مرد.
به خاطر اینکه بعد از اون، هیچکس توی زندگیم مثل البرز به حرفهام گوش نداد.
۱/ وقتی ۷ سالم بود یه رفیقی داشتم به اسم البرز. همسایهمون بود.
اون روزها که با بچهها تو کوچه فوتبال بازی میکردیم، البرز روی پلههای خونهشون مینشست و فقط نگاهمون میکرد. نه بازی میکرد، نه چیزی میگفت. فقط تماشا میکرد.
بعد از بازی میرفتم کنارش مینشستم.
۵/اما هیچ اثری ازش نبود. فقط یادم بود یه پسرخاله داشت که بعضی وقتها میاومد با ما بازی میکرد.
بالاخره بعد از سالها، حدود شش سال پیش، به هر سختیای بود پیداش کردم.
از پسرخالهاش پرسیدم: البرز کجاست؟ هنوز آلمانه؟