از یکی ناراحت بودم، تو خواب پیدم با یکی دیگه سر اون موضوع دارم دعوا میکنم. ناخوداگاهم مثل این ماماناست که بچه کوچیکه ظرفا رو میشکنه، بزرگه رو دعوا میکنه
میدونم میدونم. زخم خیلی کهنه و قدیمی عه. ولی انگار یکی داره بهم میگه درسته دیگه سوگوار نیستی، اما همون صدسال پیش داشتی روی قبر خالی گریه میکردی.
این دیگه سوگ من نیست. اما سوگ من بود. و من برای هیچی سوگواری کردم
اتفاقا لاس و سکس روی مستی شراب به مراتب با کیفیت تر از بقیه مشروباست. یه حشر تمیزی بهتون میده، انگار زیر پوستتون یه ارکستر لخت دارن سمفونی ۹ بتهوون رو میزنن.
امروز برای تفریح رفتیم مبل فروشی به مهرداد گفتم بیا رول پلی بازی کنیم وسطش دعوا کنیم. شروع کردم به دعوا کردن که هی من میگم مهمون فلان دعوت نکن خونه جا نداره گوش نمیدی. سریع گفت حق با توعه ببخشید. بعد گفت من دعوا کردنم اینجوریه.