موقع مهاجرتم یه پفیوزی که مثلا خیلیم تحصیلکرده و فلان بود به بابام گفته بود دخترتو نفرست تنهایی و بدبختش میکنی و از دست میره و پدر بدی هستی اگه بذاری قبل ازدواج بره(لاشی)
بابام میگف دو سه ماه اول هرشب حرفاشو تا صبح تکرار میکردم و خواب نداشتم ،بابام واقعا شکسته شد بعد مهاجرت من