بروزدادن حسوحال بد، بدحالیِ آدم را بدتر میکند یا آدم را آرام میکند؟ اینکه از ناخوشیمان میگوییم، بهویژه وقتی بهبودی در کار نیست و هر روز بدتر میشویم، تسکیندهنده است یا تشدیدکننده؟ لالمانی بگیریم و خودمان را به آن راه بزنیم تا بگذرد یا حرف بزنیم تا بهتر شویم؟ بالاخره کدام؟
نکتهی بجایی است گ�� اما استثناها و ظرافتهای مهمی دارد که نویسندهی ��ین توییت ظاهراً هیچ به آن آگاه نیست و بهجای جوابدادن درست، صرفاً به این و آن میتوپد و تخریب شخصیت میکند.
مقالهای که این موضوع بهخوبی و با جزئیات در آن تشریح شده:
https://t.co/xEbRR6id9h
در زبان فارسی فعل برای اسامی غیرجاندار به صورت مفرد صرف میشود. درک زیباشناختی از زبان به کنار، ناشر اگر ویراستار واقعی داشته باشد باید بگذارد «تاسها ریخته شد».
فعل برای اشیاء جمع بسته نمیشود:
درها باز بود.
مدرسهها تعطیل است.
شیشهها شکست.
پیتزاها رسید.
آجرها فروریخت.
الی آخر.
@mtphilosophy زیستن زیر سایهی شوم اینها بیش از همه حس تحقیر داشته و دارد: تحقیر اقتصادی، تحقیر سیاسی، تحقیر فرهنگی... . بلای خانمانسوز بهتماممعنی.
میگویند نژادی از اسب نجیب هست که اگر وحشتناک تازاندی و به ستوهش آوردی، از سر غریزه یک رگ خود را به دندان پاره میکند که تنفس را بر خود آسانتر کرده باشد. من هم اغلب چنین حالی دارم. دلم میخواهد یک رگ خودم را باز کنم و بهاینترتیب به آزادی جاویدان برسم.
رنجهای ورتر جوان
گوته
ترسیده ز جنگِ جنگلِ بیرون
در غارِ درون گرفته سنگر من
تنگدل و بیآرام و مردهوارم. چیزی از تو در درونم جان گرفته و نگاهم از دیدن همهی دنیا غافل است. کاش ب��دی و به خودم میکشیدمت از واهمههای عالم.
یه روزی میام این توییت رو پیدا میکنم و به نوهام میگم:
این عکس رو میبینی، این برای ما فقط یک عکس نیست!
ما چندین سال چشامون درد گرفت از بس بهش زل زدیم و چیزی که میخواستیم رو پیدا نکردیم.
هر انسان عاقلی قاعدتا خواستار جنگ نیست و ضد جنگ بودن هم کاملا انساندوستانه و عاقلانس و کوچکترین مشکلی نمیشه بهش گرفت. مشکلم با سادهلوحی توام با حماقت و از اون بدتر جهت اشتباه حملههاتونه. جنگ رو کسی به کشور و مردم تحمیل کرد که ایدئولوژیش از روز اول حسینی جنگیدن و عاشورایی بگا رفتن بوده! اگر واقعا خواستار تموم شدن جنگ هستید باید به این ایدئولوژی و کسایی که حتی بعد کشته شدن فرماندشون همون فرمون رو دارن میرن حمله کنید! نمیشه سالها قویترین ارتش تاریخ رو ��ه جنگ با خودت نزدیک کنی و بعد که لحظه موعود رسید استراتژی رو ببری سمت ننه من غریبم بازی یا آویزون اخلاقیات شی. امیدوارم این بار برای همیشه شر این ایدئولوژی از سر مملکت کنده شه که تا این اتفاق نیفته هیچ آینده روشنی برای کشور نمیشه ��صور کرد.
برای روزی که قتلهای زنجیرهای را مسخرهکردی
برای لحظهای که در تیر ۷۸ گفتی حتی «اگر عکس مرا هم پاره کردند»
برای خرداد ۸۸ که گفتی جسم ناقصی دارم
برای دیماه ۹۶،برای آبان ۹۸
برای مسافران هواپیما
برای امسال که فرزندان به خون غلطیده را عامل بیگانه خواندی
نفرین ابدی بر نامت باد
تا حالا اتفاق افتاده که مثلاً تو دانشگاه، بسیجیا یه مراسمی، تجمعی، دعای کمیلی چیزی داشته باشن، بعد دانشجوهای دیگه برن در مراسمشون اخلال ایجاد کنن؟
نه دیدهم و نه شنیدهم
ولی برعکسش:
تو مراسم سیاسی
تو اعتراضات
تو کنسرتها
تو هفته هنر تهران
تو سالگرد دوم خرداد و هیجده تیر (زمان ما)
حتی تو مراسم شب یلدا
این جماعت همیشه باید یه آزاری برسونن
فلسفه وجودیشون بر این مبنا تعریف شده
درد عمیق میدانی چیست؟ جوانیای که جا تماماً تباه کرده؛ جوانانی که بدون کار یا بدون درآمد کافی، هنوز سربار خانوادهاند و در سراشیبی عمر افتادهاند و فکر روزی که برای نوهها یا بچههایشان حرف بزنند که هیچ، فکر روزی که اصلاً همسری در کنار خود ببینند، برایشان آرزوی محال شده. بله.
@roozshah آن که «کسشر» مینویسد، گفتاریِ «شعر» را با اینکه «شر» تلفظ میکند، نه «شر»، بلکه «شعر» مینویسد. این نایکدستی نادرست است. بهعلاوه، خط برای گفتارینویسی تماموکمال که عین تلفظ را بنمایاند، محدودیت دارد و یکی از محدودیتها جایی است که واژهها هماملا شود و احتما�� ابهام برود.