@davazdahtwelve نمیدونم منظورت همینی بود که من برداشت کردم یا نه،
انگار میگی هر کی تو پیدا کردن شخص مورد نظرش به مشکلات خورده و پیدا نمیکنه مشکل از خودشه؟ 😐
دوستام به قرار ناهاری (لازانیا) که دعوتشون کرده بودم نیومدن الان من موندم و یک دیس بزرگ لازانیا و شاید تجدیدنظری در مورد دوستان عزیزم. خواهیم دید چه خواهد شد…
قدیما تو سواحل خلیج فارس یکی از شغلها صید مروارید بوده و غواصی که برای صید مروارید اقدام میکرده مجبور بوده نفسش رو حبس کنه و غوص عمیقی انجام بده، با ابزارهای اون موقع ارتباطش با آدمهای روی لنج قطع میشده، برای همین دنبال یه راه حلی بودن که اونایی که تو لنج هستن متوجه کم شدن نفس غواص بشن و طنابی که بهش بسته رو بالا بکشن ( ضمن اینکه غواص باید تا آخرین لحظه ممکن اون پایین دنبال صدف بگرده که به اصطلاح غوص هاش کارایی بالانری داشته باشه)، راه حل این بود که یه نفر رو پیدا میکردن که مدت زمان حبس نفسش با غواص برابر بشه که وقتی غواص دایو میکرد، اونم همزمان نفسش رو توی لنج حبس میکرد، وقتی بالاییه احساس میکرد که دیگه نفس داره تنگ میشه اعلام میکرد و غواص رو بالا میکشیدن،
به اون شخص میگفتن یار همنفس. نکته پشت اهمیت یار همنفس میزان اعتمادیه که غواص باید به یار همنفسش داشته باشه چون رسما شیشه عمر غواص دست طرفه، طرف اگه دیرتر اعلام کنه غواص خفه میشه و اگه زودتر اعلام کنه غواص به حد کافی نمیتونه مروارید صید کنه.
یکی از ظرافت های این بیت هم اینجاس که با به کار بردن «یار همنفس»، ذهن مخاطب رو میبره سمت ساحل دریا و بعد اونجا تصویر ماهی رو که به خاک افتاده ترسیم میکنه
قدیما تو سواحل خلیج فارس یکی از شغلها صید مروارید بوده و غواصی که برای صید مروارید اقدام میکرده مجبور بوده نفسش رو حبس کنه و غوص عمیقی انجام بده، با ابزارهای اون موقع ارتباطش با آدمهای روی لنج قطع میشده، برای همین دنبال یه راه حلی بودن که اونایی که تو لنج هستن متوجه کم شدن نفس غواص بشن و طنابی که بهش بسته رو بالا بکشن ( ضمن اینکه غواص باید تا آخرین لحظه ممکن اون پایین دنبال صدف بگرده که به اصطلاح غوص هاش کارایی بالانری داشته باشه)، راه حل این بود که یه نفر رو پیدا میکردن که مدت زمان حبس نفسش با غواص برابر بشه که وقتی غواص دایو میکرد، اونم همزمان نفسش رو توی لنج حبس میکرد، وقتی بالاییه احساس میکرد که دیگه نفس داره تنگ میشه اعلام میکرد و غواص رو بالا میکشیدن،
به اون شخص میگفتن یار همنفس. نکته پشت اهمیت یار همنفس میزان اعتمادیه که غواص باید به یار همنفسش داشته باشه چون رسما شیشه عمر غواص دست طرفه، طرف اگه دیرتر اعلام کنه غواص خفه میشه و اگه زودتر اعلام کنه غواص به حد کافی نمیتونه مروارید صید کنه.
یکی از ظرافت های این بیت هم اینجاس که با به کار بردن «یار همنفس»، ذهن مخاطب رو میبره سمت ساحل دریا و بعد اونجا تصویر ماهی رو که به خاک افتاده ترسیم میکنه
باورم نمیشه
از ۲۳ روز پیش، ۳ تا از همخونههای قبلیم که آلمانیان بهم پیام دادن خبر و حالمو پرسیدن، ولی دریغ از یک پیام از تو.
۱۸ سال با هم رفیق بودیم.
سال عمر یک آدمهها🙃