دست نیافتنیترین خانها، گریزپاترین هنرمندان به پیشوازش میرفتند و چاپلوسیش را میکردند. فقط او بود که ذوق داشت، سلیقه داشت، و راه رفتنی که بیان مفهوم همهی کمالات بود.
دوزندگان، هنرمندان و آرایشگران حمایتش را دریوزگی میکردند.
پروست
شیوهی زندگی هنرمند باید چنان ساده باشد که با عادیترین انگیزهها شادمان شود، پرتوی از آفتاب باید سرخوشش کند، باید هوا برای الهامش و آب برای سرمستیاش بس باشد.
امرسون
مناسبات قدرت به طرز عجیبی محدود کننده است. قدرت دچار فقر منابع است، شیوههای محدودی دارد، تاکتیکهای خستهکننده و ملالآور دارد. ناتوان از نوآوری است.
ظاهرا محکوم است خود را همواره تکرار کند.
مردم از طریق روایتها، به درک از خود و جهان میرسند.
در مقابل ضد روایتها ابزاریهایی هستند که، واقعیتهای مسلط و چارچوب فرضیههای حامی آن واقعیت را به چالش میکشند.
بخش عمده تاریخ سیاهان صرفا ضدروایتهایی هستند که به سختی و با مبارزه به دست آمدند.