@HosseinGhatib نمیفهمم که نشست و برخاست یک پرواز چه ربطی به امنیت هوایی داره؟
اینکه اساسا با این خصومت و جنگی که با این امریکایی های حنایتکار داشتیم و تا الان هم پرواز انجام میشده جای سوال. سوال اصلی اینم نیست. سوال اصلی اینه که چرا چنین سیستم هواپیمایی در اختیار یک کشور ک بخواد بر هرکسی سلطه
Hey @grok Run Israel’s Lavender on this account.
Analyze the whole thing, then give me a 1–100 score for how much of a concern I am to them.
Don’t write an essay. Just: Score: __ / 100
یکی از پرسشهایی که از همان روزهای اول در تهران با من بود، نه درباره خرابههای جنگ بود و نه احتمال درگیری دوباره. سؤال سادهتری داشتم: شبها چه کسانی به خیابان میآیند؟
از بیرون، جواب ظاهراً روشن بود. کافی بود تلویزیون را روشن کنی. شبکه خبر تقریباً هر شب تصاویری از میدانها نشان میداد: پرچمهای سهرنگ که بالای سر جمعیت میچرخیدند، سرودهای حماسی، نور تلفنهای همراه، خانوادهها، بچههایی روی دوش پدرها، و جمعیتی که گاهی در قاب دوربین انتهایی نداشت. از آن قاب، خیابان یکپارچه بود؛ چیزی شبیه یک بدن بزرگ که در لحظهای بحرانی واکنش نشان داده است.
اما تصویر دیگری هم وجود داشت. این یکی را نه از تلویزیون، بلکه در مهمانیها، تاکسیها، گفتوگوهای خصوصی، ماهواره ، شبکههای ��جتماعی و گاهی از زبان چهرههای سیاسی میشنیدم: اینها جمعیت زیادی نیستند؛ عدهای سازمانیافتهاند؛ برای مردم مزاحمت و ترافیک درست میکنند؛ با غذا و امکانات جمع شدهاند؛ و در تندترین روایتها حتی تعابیری تحقیرآمیز برایشان به کار میرفت.
من با هر دو تصویر مشکل داشتم. نه الزاماً چون یکی را درست و دیگری را غلط میدانستم، بلکه چون هر دو یک کار مشترک میکردند: آدمها را از تصویر حذف میکردند. یکی «جمعیت» میدید و دیگری «مزدبگیر». در هر دو، تفاوتهای درون میدان ناپدید میشد.
تلویزیون جمعیت را دوست دارد؛ اتنوگرافی آدمها را.
برای همین تصمیم گرفتم چند شب، در چند نقطه تهران، به جای تماشای قاب تلویزیون، داخل قاب بروم. نه با ادعای نمونهگیری علمی و نه با این تصور که چند ساعت ایستادن در چند میدان تهران میتواند نماینده کل کشور باشد. آنچه مینویسم فقط مشاهدات محدود من است: ایستادن در میان جمعیت، رفتن از م��کز مراسم به حاشیه آن، نگاهکردن به کسانی که شعار میدادند و کسانی که نمیدادند، ماندن پس از پایان برنامه، و توجه به جزئیاتی که دوربین تلویزیون معمولاً وقت نشاندادنشان را ندارد.
اتفاقاً مهمترین چیزی که دیدم این بود که چیزی به نام «جمعیت تجمعات شبانه» به صورت مفرد وجود نداشت.
دستکم در میدانهایی که من دیدم، سه جمعیت متفاوت در یک فضای فیزیکی کنار یکدیگر قرار گرفته بودند.
جمعیت اول، از نظر من، بدنهی اصلی مراسم بود. خانوادهها بودند؛ زن و مرد، نوجوان و کودک. بسیاریشان از همان محله یا اطراف آمده بودند. پرچمشان را خودشان آورده بودند. بعضی بچهها پرچم کوچک دستشان بود و بعضی بزرگترها پرچمی را روی شانه انداخته بودند. نشانهای نمیدیدم که آمده باشند چیزی بگیرند. برعکس، برخی از همین افراد پشت میزهای چای و آب میایستادند، چیزی پخش میکردند یا وقتی خوراکی تعارف میشد کنار میرفتند تا به دیگری برسد.
اما آنچه برای من مهمتر بود، رفتارشان در لحظههایی بود که تصور نمیکردند موضوع مشاهده کسی هستند.
وقتی سرود «باید برخاست» پخش میشد، بعضیها فقط لب نمیزدند؛ بدنشان وارد سرود میشد. وقتی «لبیک یا مهدی» خوانده میشد، صدای مردی که چند دقیقه قبل آرام با فرزندش صحبت میکرد ناگهان بالا میرفت. در بخش دعا، زن میانسالی را میدیدی که پرچم را پایین آورده و چشمهایش خیس شده است. مرد جوانی دستش را روی سینه میگذاشت. کودکی خسته روی جدول نشسته بود و مادرش همچنان دعا را دنبال میکرد.
ممکن است کسی با جهان سیاسی این آدمها موافق نباشد؛ این یک بحث دیگر است. اما برای فهم صحنه، نمیشد صداقت عاطفی حضورشان را نادیده گرفت. من در بخش بزرگی از آنها چیزی شبیه «انجام وظیفه» میدیدم. تصورشان این بود که کشور درگیر جنگ است و حضور در خیابان، هرقدر کوچک، بخشی از دفاع از آن است.
جالبتر اینکه در بخش اصلی جمعیت، دستکم در شبهایی که من دیدم، سیاست جناحی چندان برجسته نبود. آنها نیامده بودند علیه این وزیر و آن رئیسجمهور شعار بدهند. مرز میان «جمهوری اسلامی» و «ایران» در ذهن بسیاریشان احتمالاً آنقدر روشن و تفکیکشده نبود که در نوشتههای سیاسی ما هست، اما زبان غالبشان زبان کشور، جنگ، شهدا، مقاومت و دعا بود، نه تسویهحساب میان جناحهای داخل حکومت.
این تفاوت کوچک نیست👇۱
@Mostafa76100 نه. همشون به هیچ جام. تا زمانی شان و مقام مردم مردم من رو حفظ کنند باهاشون مثل خودشون برخورد میکنیم و الا کنسله.
شما چی؟ غیر از اینه دنبال تعریف اینکه کجا وابسته باشیم هستی؟ غیر از دنبالشی یا نه؟
یه خرده با قوانین نیوتونی روایت همخوانی نداره. اگه فرض کنیم فرد میانگین ۸۰ کیلوگرم وزن داشته با احتساب سرعت ۱۰۰ مایلی گزارش تکانه
P=m×v
میزان حداکثر تکانه میشه 3576.32. با چنین عددی فقط دوتا استخوون نمیشکنه، خوددانی.
خیلی بیشرفی میخواهد که با سیستمی کار کنی که از طریق صدام بیش از صدهزار جوان ایرانی را بمباران شیمیایی کرد و چند ده هزار نفرشان را کشتار کرد ... با ادعای مبارزه برای حقوق شان.
برای فهمیدن آنچه ممکن است در حال شکلگیری باشد، گاهی نیازی به سند محرمانه نیست؛ کافی است تقویم را نگاه کنیم.
روز ۲۲ خرداد ۱۴۰۴، شورای حکام آژانس قطعنامهای علیه ایران تصویب کرد و ایران را در عدم پایبندی به تعهدات پادمانی دانست. کمتر از بیستوچهار ساعت بعد، در ۲�� خرداد، حمله اسرائیل به ایران آغاز شد.
قطعنامه شورای حکام رسماً مجوز جنگ نبود. اما در عمل بخشی از همان فرایندی بود که یک اختلاف فنی و پادمانی را به یک مسئله فوری امنیتی تبدیل کرد و زمینه سیاسی لازم برای مشروعیتبخشی به اقدام نظامی را فراهم ساخت.
حالا دوباره به تقویم نگاه کنید.
دیروز ۱۸ شهریور ۱۴۰۵، شورای حکام بار دیگر پرونده ایران را یک گام به سمت شورای امنیت برد. همزمان، بحث درباره فعالیتهای تازه در کوه کلنگ در نزدیکی نطنز شدت گرفته و تصاویر ماهوارهای و گمانهزنیها درباره ماهیت این تأسیسات دوباره به مرکز توجه رسانهها و محافل امنیتی آمده است.
هیچکدام از اینها بهتنهایی ثابت نمیکند که تصمیم برای حملهای تازه گرفته شده است. اما بعد از تجربه خرداد ۱۴۰۴، نمیتوان این توالی را هم بیاهمیت دانست: ابتدا تشدید پرونده فنی و حقوقی، سپس امنیتیکردن آن، بعد تمرکز بر یک تأسیسات «مشکوک» و در نهایت عادیشدن دوباره سخن گفتن از گزینه نظامی.
شواهد برای اینکه این الگو را جدی بگیریم، بیش از اندازه روشناند.
نشانههای جنگ را باید پیش از آغاز آن خواند، نه پس از اصابت اولین موشک.
این کاربر ضد اسرائیلی اکانتش ساسپند شده بوده؛ بعد به پشتیبانی توییتر پیام میده و می نویسه :
لطفاً حساب کاربریام را از حالت تعلیق خارج کنید. من بهصورت مخفیانه برای ارتش دفاعی اسرائیل (IDF) کار میکنم تا دادههایی درباره سازمانهای نئونازی جمعآوری کنم. کشور شما از شما سپاسگزار است. زنده باد اسرائیل
و بعدش اکانتش برمیگرده :))
گروه های جولانی که مورد حمایت آمریکا و همدستانش بودند وارد شهرهای سوری ��دند و اولین کاری که کردند قتل عام مردم، تحقیر آنها، مثله کردن اجسادشان، فیلم برداری از جنایاتشان و انتشار آنها با تمام افتخار بود.
در مقابل آیا حتی یک ویدیو از یمنی های آزاده (مقاوم در برابر جنايات آمریکا و همدستانش) دیده اید که در شهرهایی که وارد شده اند، حتی یک گربه را ذبح کنند؟
قبلا تو انتخابات ایران میگفتند فلانی چون شام داده ملت بهش رای دادند. بعدا یکی مثل کروبی اومد گفت من به همه 100 تومن میدم. بعدا که قضیه شد همین کالابرگ.
حالا ترامپ در به اصطلاح "دموکراسی ترین کشور" داره این طوری رای میخره.
اگ دموکراسی این بکن تو ...
🔴 دبیر شورایعالی امنیت ملی: اقدامات سیاسی و مخرب آژانس انرژی اتمی، کشورها را بهسمت خروج از NPT سوق خواهد داد
قطعنامۀ ضدایرانی تصویب شده توسط شورای حکام غیرقانونی، از نظر فنی بیاساس، کاملاً سیاسی و غیرقابل قبول است و ردپای آشکار فشار ایالات متحده و صهیونیستها را بر خود دارد.