انقدر به اپوزسیون انتقاد کردم که یه خایهمال نظام فالوم کرده. داداش دلیل اینکه به جا نمیرینم اینه که زیادی آسونه. بعد 15 سال توییتر داشتن جالب نیست هنوزم به Low hanging fruit بپردازم.
ممنوع شدن تافل برای طرف بحران شناختی ایجاد کرده که وای چرا آمریکا مردم رو هدف فشار قرار داد :)) یعنی بمب خوردن پارس جنوبی و پل و میدون و حتی دههها تحریم که بخاطرش تو بیمارستان سوند پیدا نمیشد رو دید ولی دوزاریش نیفتاد. تافل نقطهای بود که بالاخره فهمید جایگاهش توی پلن آمریکا چیه
بعد هر ریدمان سیاسی شما برا خودتون چقدر cooldown در نظر میگیرید؟ مثلا من ۹۶ به روحانی رای دادم و وقتی دو هفته بعد از انتخاب شدنش از سپاه تشکر ویژه کرد، فهمیدم ریدم. بعد اون برای ۵ سال هیچ فعالیت سیاسی یا اجتماعی نکردم
آدمهایی که
- توهم سقوط چند هفتهای حکومت
- اعداد نجومی کشته شدگان دیماه
- آزادی بخش بودن حمله خارجی
- فروپاشی جمهوری جمهوری اسلامی در اثر فقدان خامنهای
رو باور کرده بودن از نظر سیاسی ابله و خطرناکن. اگر جزو اینا بودید فعلا در هیچ زمینهای نظر ندید
اشکال این حرف اینه که «کشور» یه چیز مدرنه و اینکه یه گروهی به طور تاریخی کشور نداشته خیلی مساله مهمی نیست. مثلا کردها به طور تاریخی هیچوقت کشور نداشتن. ولی کاملا هویت خودشونو دارن و این که تو نقشه جزو کدوم کشورن یه مساله ثانویهست. اون منطقه بهرحال مال کردهاست
گفتند کتاب بخون من رفتم تاریخ خوندم و متوجه شدم کشور فلسطین در هیچ دورهای از تاریخ وجود نداشت.
خلاصهش:
اولش عثمانی
بعدش بریتانیا میگیره اونجا رو
بعدش تقسیم میخان کنن اعراب قبول نمیکنن
جنگ رو شروع میکنن و میبازن
بعد باخت شروع کردن به مظلوم نمایی
شاید باورتون نشه ولی دهه هشتاد اینکه شما حروف انگلیسی رو بلد بودی یه جور پُز بود.
حالا اینکه بعضیا تو اون دوران موندن رو کار ندارم ولی الانم این لیترالی و اکچوالی که تو دهنمون افتاده همون حس رو میده بهم. توهم شاخ بودن بخاطر دونستن چهار تا چیز پیش پا افتاده و یه نمایش بیسلیقه.
@kimamvd من ترجیح میدم که نسخه سادهسازی شده اسم طرف رو از زبون خودش بشنوم بجای اینکه خودم بوچرش کنم.
یارو تو مکالمه انگلیسی میگه اسم من ڇنگ ئه. حالا من با استرس میگم ژنگ؟ چنگ؟ خوب اون صدایی که مد نظرته رو که من نمیتونم تشخیص بدم یا تولید کنم!
شخصا حتی مصطفی رو موستافا میگم که آشنا باشه
اروپا رو که دوستان توضیح دادن چجوریه. منم همین الان که از مرکز توکیو اینو مینویسم یه بوی دودی میاد که نزدیک بود به آتش نشانی رنگ بزنم ولی متوجه شدم واسه جشن Obon آتیش روشن کردن که روح مردگانشون بتونن بیان سر بزنن
متوسط جمعیتی که وقتی سوار اتوبوس میشی میبینی، از متوسط جمعیت اتوبوس بیشتره. چون اینکه تو خودت سوار اتوبوسی، یعنی احتمالا تایم شلوغتریه.
مثل هموطنانی که مهاجرت میکنن و بعد میگن وای مهاجرها دارن میرینن تو [اسم شهر]. خوب اون شهر/کشوری که مهاجرپذیر نیست تو رو هم راه نداده دیگه
@zarkzp «شکل منحنی تقاضای یه کالا میتونه تعیین کنه انحصار دولتی براش جوابه یا نه.» کجا میتونم درباره این بیشتر بخونم؟ با مفهوم منحنی تقاضا و این چیزا آشنام ولی اینی که گفتی رو نشنیده بودم.
یکی از اقوام دور حتی لیوان شسته رو بو میکرد و به زنش میگفت این بوی زهم میده، دوباره بشور. بماند که غذاها باید چه فرایندهایی رو طی میکرد که بوی زهم نده.
یا دوستم میگفت اگه به غذا پیاز نزنی بوی زهم میده. نمیفهممش. توی یک سال اخیر شاید یک بار هم پیاز استفاده نکرده باشم تو آشپزیم.
بوی زُهم رو هیچوقت نفهمیدم. آیا اینم از اختراعات مرد ایرانیه که به زنش گیر بده؟
سر سوشی هم دوستان میگفتن بوی زهم میده، اونم سوشی نیمپزی که تو ایران میدن، نه خام.
شایدم به کیفیت گوشته؟ شاید آشپزی تند هندی و آشپزی سادهی هلند فرقش به اینه که یکی نیاز داره بوی گوشتش رو مخفی کنه.