علاقمند به فکر کردن و تحسین زیبایی. آدمی که آرزو داره بتونه بیمحابا و بدون خط قرمز و ترس و عادت، از مرز چیزها بگذره و عمقشون رو تجربه کنه. نتونسته هنوز.
پ.ن: آیا واقعا حلقههای معیوب زندگی آدمها همینقدر واضحن، که به نظر میاد؟...
اینطوری که:
برداشت و ادراک اشتباه، اولویتدهی و تصمیم اشتباه، رفتار اشتباه، تقویت اون درک اشتباه، و ادامه حلقه
من بنده داستانهای زندگی آدمهام، و به همین خاطر کم داستان نشنیدم. ولی امروز فکر کنم عجیبترین داستان زندگی رو از زبان یه مرد ۴۸ ساله شنیدم، که ۲۰ساله که بود، میخواست رمان بنویسه، و خبر نداشته چیزی که نوشته، در برابر چیزی که در ادامه زندگی در انتظارشه، هیچه.
میخواستم بگم تو لایق شادیِ بیسکسکه، آغوش بیپایان، لمسِ سیریناپذیر، و تا ابد رقص و بازی و قهقههای؛ من ولی تمامیِ دردم؛ کمرم درد میکنه، گهگاه گردنم، اکثرا مغزم درد میکنه؛ حوالی عصر، فلسفهم، حوالی ولیعصر، خاطراتم درد میکنه...منِ دومی، فقیرم، در دادنِ اون اولی ها، به تو...
⬇️
انگار کابوسی دیده باشم که وسط یه هزارتو شروع شده؛ من فلج شده بودم که: سمت درست کدومه؟ بعد اشک بسیار، خواستم به دیوار تکیه کنم و بلند شم، که فهمیدم دیواری در کار نیست و همه اطرافم، فقط تصویرهایی بود از دیوار و دست از توش رد میشد و تکیه هم حتی نمیشد کرد.
مطمئن شدم راه خروجی نیست..
این سرچ گوگل یک سرباز کشته شده اوکراینی بوده:
- مذاکرات اوکراین و روسیه
-مذاکرات زلنسکی
-جنگ در تابستان به پایان میرسد؟
-چه زمانی جنگ به پایان میرسد؟
@survi_vore الان دیدم آیدیتون survivorه:))
یه نفر متولد ۱۲۸۵هم میتونست بیاد بگه من ۳تا نظام سیاسی و دوتا جنگ جهانی و کودتا و قحطی در حد بچهخواری و همهگیری وبا و هزار تا چیز مهیب دیگه رو تجربه کردم. این چرخه ته نداره. حرف منم همینه: دوران ما و تجربیات ما، «به طور خاصی وحشتناک» نبوده...
اعتراضات از دهها سال قبل از شکلگیری شماها، و حتی ماها، بوده. جنگ هم. اساسا بیش از ۹۰ درصد تاریخ این تیکه از دنیا آمیخته به جنگ و دیکتاتوری بوده. زندگی و تابآوری هم یعنی رقص بین عبور کردن، و مرور کردن.
بدیهیات رو نگم دیگه؛ اینکه لعنت به باعثان و موثران، در رنجی که میکشیم.
@survi_vore اعتراضات از دهها سال قبل از شکلگیری شماها، و حتی ماها، بوده. جنگ هم. اساسا بیش از ۹۰ درصد تاریخ این تیکه از دنیا آمیخته به جنگ و دیکتاتوری بوده. زندگی و تابآوری هم یعنی رقص بین عبور کردن، و مرور کردن.
بدیهیات رو نگم دیگه؛ اینکه لعنت به باعثان و موثران، در رنجی که میکشیم.
چرا «دامیننت بودن» رو با «عصبانی بودن» قاطی میکنن توی این پورنهای ایرانی؟ چرا فحش و داد؟
از نظر من عصبانیت، یه فوران احساساتی توش داره، که در شأن و جایگاه آدمی که«چیرگی» صفت اصلیشه، نیست؛ برعکس، سکوت، طمأنینه، پیشبینی ناپذیری و خلاقیت در چینش ادامه مسیر، اصلیترین ابزار دامیننته.