@ALIRFXX@Cenobar درود کلا eth نادیده گرفته شده و از بازار اصلی شاخص برای ترید و محدوده ها استفاده کردن ، توی تعدادی از سبک های دیگه هم از اوپن و کلوز نیویورک برای ترید نیویورک بعدی استفاده میکنن .
@mother_of__gold از طرف من که 6 سال، تقریبا تمام سبک های پرایس اکشن رو کار کردم (بیشتر زمانم رو روی RTM گذاشتم) بهون نصیحت . "بازگشت همه به سوی (البروکس) اوست" .
تغییرات قیمت نفت و کلا بازار کامودیتیها همیشه یه بازی پیچیده بین عرضه و تقاضا نیست؛ بلکه پشت این ماجراها یه چرخه عمیقتر وجود داره که بهش چرخه مخارج سرمایهای یا همون capex میگن. برای درک اینکه چرا بازار انرژی و نفت تو وضعیت فعلی قرار گرفته، باید روند این چرخه رو از چند سال قبل تا الان بررسی کرد.
تحلیلگرا معتقدن چرخه فعلی کامودیتیها از زمان همهگیری کرونا تو سال ۲۰۲۰ شروع به کفسازی کرد. تو این چرخهها، معمولا وقتی کمبود عرضه پیش میاد، قیمتها بالا میرن و سرمایهگذارها جذب بازار میشن. اما مسئله اینجاست که راه انداختن پروژههای جدید نفت و گاز ممکنه ۱۰ تا ۱۵ سال طول بکشه. تو این فاصله، چون هنوز عرضه جدید وارد بازار نشده، قیمتها همچنان بالا میرن و این باعث سرمایهگذاری بیش از حد میشه. بعد که بالاخره پروژهها به بهرهبرداری میرسن، بازار پر از عرضه میشه، قیمتها سقوط میکنن و سرمایهگذاری کاملا متوقف میشه. این روند فرسایشی انقدر ادامه پیدا میکنه تا دوباره بازار با کمبود مواجه بشه و چرخه از نو تکرار بشه.
چرخه فعلی احتمالا از چرخههای قبلی خیلی شدیدتره، چون به خاطر فشارهای زیستمحیطی و تمایل سرمایهگذارها به بازارهای کمنوسانتر مثل فناوری، سرمایهگذاری در بخش انرژی برای مدت طولانیتری سرکوب شده. جنگ روسیه و اوکراین یا تنشهای خاورمیانه و تنگه هرمز، واقعا علت اصلی این تغییرات ساختاری نیستن، بلکه فقط نقش شتابدهنده رو بازی میکنن.
تفاوت بزرگی بین بحران سال ۲۰۲۲ و بحران اخیر خاورمیانه وجود داره. سال ۲۰۲۲ فقط ترس از قطع عرضه نفت روسیه وجود داشت، اما تو عمل جریان نفت روسیه قطع نشد و فقط مسیرش به سمت بازارهایی مثل هند و چین کج شد. اما در ماجرای اخیر تنگه هرمز، قضیه کاملا واقعی بود. وقتی تنگه بسته شد، نفتکشها پر شدن و در نهایت تولید نفت در بخش بالادستی عملا متوقف شد، چون جایی برای ذخیره کردن نفت وجود نداشت.
برآورد میشه که حدود ۱۰ تا ۱۵ میلیون بشکه نفت در روز برای حدود ۱۰۰ روز از چرخه خارج شد. این یعنی بین ۱ تا ۱.۵ میلیارد بشکه نفت که بازار روش حساب میکرد، هرگز وارد بازار نشد. برای جبران این حجم عظیم از نفت گمشده، یا باید تولید جاهای دیگه دنیا شدیدا بالا میرفت یا تقاضا افت میکرد؛ اما هیچکدوم از این اتفاقها نیفتاد. در نتیجه، تنها راه جبران، استفاده از ذخایر نفتی بود.
یکی از دلایلی که بازار نفت بلافاصله به این قطع عرضه واکنش نشون نداد، وجود یه تاخیر فیزیکی ۶ تا ۸ هفتهای در زنجیره تامینه. از زمانی که نفت پمپ میشه تا وقتی که سوار کشتی بشه، پالایش بشه و به دست مصرفکننده برسه، بین ۶۰ تا ۹۰ روز زمان میبره. به همین خاطر، اثر بسته شدن تنگه هرمز تازه بعد از چند هفته خودش رو در قالب کاهش شدید ذخایر نشون داد.
الان که تنگه دوباره باز شده، بازار انتظار داره ذخایر سریعا پر بشن، اما همین تاخیر فیزیکی تو جهت معکوس هم وجود داره. یعنی حداقل ۸ هفته طول میکشه تا اثر باز شدن تنگه روی افزایش ذخایر دیده بشه. در واقع، بازار تازه در نیمه راه تخلیه ذخایره و این احتمال وجود داره که تا پایان تابستان، دنیا با بحران جدی کمبود موجودی مخازن مواجه بشه.
خیلی از فعالان بازار فکر میکنن دنیا حدود ۷ تا ۸ میلیارد بشکه ذخایر نفتی داره و این عدد انقدر بزرگه که جای نگرانی نیست. اما واقعیت اینه که بخش عمدهای از این عدد اصلا قابل استفاده نیست. نزدیک به ۲ میلیارد بشکه از این نفت همیشه داخل خطوط لوله قرار داره تا فشار حفظ بشه و پمپها آسیب نبینن. حدود ۱.۷ میلیارد بشکه هم روی آب و در حال ترانزیته. علاوه بر این، ۱۰ درصد پایینی مخازن ذخیرهسازی هم به خاطر رسوبات اصلا قابل تخلیه نیست. پس ذخایر واقعی و قابل دسترسی که سیستم میتونه ازشون استفاده کنه خیلی کمتر از این حرفاست و تخلیه بیش از حد اونها میتونه کل سیستم توزیع جهانی رو با اختلال جدی روبرو کنه.
سیاستمدارهای آمریکایی هم ذخایر استراتژیک رو به پایینترین سطح از دهه ۱۹۸۰ رسوندن. تخلیه بیشتر این ذخایر که تو گنبدهای نمکی زیرزمینی نگهداری میشن، به خاطر مسائل فنی و تغییرات فشار، خیلی دشوار و ریسکیه.
چین که بزرگترین واردکننده نفت دنیاست، رفتار متفاوتی رو در پیش گرفته. اونها ذخایر استراتژیک عظیمی در حدود ۱ میلیارد بشکه برای خودشون ساختن تا در برابر شوکهای انرژی مقاوم باشن. با شروع بحران تنگه هرمز، چین صادرات فرآوردههای پالایشی خودش رو ممنوع کرد. این کار باعث شد نیاز چین به واردات نفت خام کمتر بشه و حتی بعضی از محمولههای نفتی رو دوباره در بازار آزاد بفروشن.
این تصمیم چین باعث شد دادههای بازار گمراهکننده بشن. آژانسهای انرژی با دیدن کاهش فعالیت پالایشگاههای چین، گزارش دادن که تقاضای جهانی نفت ۵ تا ۶ میلیون بشکه افت کرده؛ رقمی شبیه به دوران کرونا. اما تو واقعیت، مصرف نهایی مردم اصلا کم نشده بود. کارشناسها معتقدن این اقدام چین بیشتر شبیه به یه مانور یا بازی جنگی بود تا به دنیا نشون بدن بدون واردات هم میتونن دوام بیارن، در حالی که بقیه دنیا با مشکل جدی روبرو میشه.
چین تو سالهای گذشته به شدت روی تنوعبخشی به انرژی کار کرده؛ از زغالسنگ گرفته تا انرژیهای تجدیدپذیر و مخصوصا برنامه ساخت بیش از ۴۰ پروژه هستهای. انرژی هستهای با اختلاف کارآمدترین منبع انرژی دنیاست، اما حتی با این سرعت ساختوساز هم نمیشه انتظار داشت که تا ۱۵ یا ۲۰ سال آینده جایگزین نفت بشه. پس هیدروکربنها همچنان نقش اصلی رو بازی میکنن.
در بخشهای دیگه بازار، مقایسه طلا و مس با نفت هم نکات جالبی داره. طلا در ماههای گذشته به خاطر خوشبینی بیش از حد به کاهش نرخ بهره و هجوم سرمایهگذارها، رشد شدیدی داشت اما بعدش وارد فاز اصلاح شد. بازار مس هم درست برعکس نفته؛ قیمت مس نزدیک به سقفهای تاریخی خودش قرار داره و ذخایرش رو به افزایشه، در حالی که همه همچنان روش صعودی هستن. اما نفت برعکس، با وجود بنیادی قوی و ذخایر رو به کاهش، قیمتهای پایینی داره و سرمایهگذارها شدیدا نسبت بهش ناامید هستن، که همین موضوع اون رو به یه فرصت جذاب تبدیل میکنه.
بزرگترین فرصت سرمایهگذاری الان تو بخش بالادستی انرژیه. با اینکه بحث هوش مصنوعی و ساخت دیتاسنترها خیلی داغه، همه تمرکزشون روی ساخت نیروگاهها یا بستر انتقال انرژیه، در حالی که هیچکدوم به فکر تامین مولکول اصلی انرژی، مثلا گاز طبیعی که قراره این دیتاسنترها رو تغذیه کنه، نیستن. این بخش بالادستی جایی هست که پتانسیل رشد خیلی زیادی داره ولی فعلا از چشم سرمایهگذارها دور مونده.
به نظر میرسه اثر واقعی اتفاقات چند ماه گذشته روی بازار نفت هنوز کاملا مشخص نشده و باید منتظر موند تا طی چند ماه آینده، کارتهای جدید بازی رو بشن تا تصویر واقعی بازار انرژی روشن بشه.