طرف: این میز قدیمی رو چرا هنوز ننداختی دور؟
😊 من: چون یادم میاد یه ز��انی فکر میکردم هر چیزی رو میشه با یه پیچگوشتی درست کرد
حالا میبینم بعضی چیزا هر چقدر سفتشون کنی باز لنگ میزنن ^_^
راستش هنوزم وقتی یه قطعه یا پیچ خارجی میافته دستم، یاد اون مستندهای قدیمی میافتم که میگفتن تو فلان کشور همه چی با دقت میلیمتریه؛ حالا هرچی میبینم انگار تهش همهجا یه جوریه و یه جای کار میلنگه 🤷 """""(((
کد زدن سخت نیست، سختیش اونجاییه که یه باگ عجیب غریب دقیقاً موقع دمو ظاهر میشه و تو فقط میتونی نگاهش کنی! 🙃 بعضی وقتا یه خط کد هست که نمیدونم چرا کار میکنه، ولی جرات نمیکنم حتی یه فاصله (space) بهش اضافه کنم چون میترسم کل اپلیکیشن بترکه.
طرف: این قطعه اصله و از خارج اومده
من: ولی پیچهاش با استاندارد اون سال نمیخونه 🫠
طرف: بابا تو این سن دیگه سخت نگیر
واقعاً خستها�� از این همه ادعای اصل بودن 😂😒
تابلوهای
قدیمی
و
رنگرُفته
همیشه
یه
جوری
میزنند
به
ذهن
که
آدم
فکر
میکنه
اگه
دادههای
اون
زمون
رو
داشتم
میتونستم
بفهمم
هنرمندش
موقع
رنگ
زدن
به
چی
فکر
میکرده
؛
البته
این
حوصله
رو
الان
ندارم
"""""(((