عالیجناب فرمایش میکند: ذکر خدا بگو، سبحان الله بگو، دستت رو بزار رو قلبت بگو الله الله الله هم قلبت آروم میشه هم...
بزرگوار انگار یادش رفته به تازگی کسی که بسیار بسیار ذکر میگفت رو جوری زدند که چیزی ازش باقی نموند! حالا این دنبال آرامش میگرده در چند کلمه عربی...
عالیجناب فرمایش میکند: ذکر خدا بگو، سبحان الله بگو، دستت رو بزار رو قلبت بگو الله الله الله هم قلبت آروم میشه هم...
بزرگوار انگار یادش رفته به تازگی کسی که بسیار بسیار ذکر میگفت رو جوری زدند که چیزی ازش باقی نموند! حالا این دنبال آرامش میگرده در چند کلمه عربی...
تو اتوبوس با لحنی مؤدبانه گفت: «لطفاً صدای نوتیف گوشیت رو سایلنت کن، اذیتم میکنه.»
منم سایلنت کردم. با خودم گفتم: «هنوز هم آدمهایی پیدا میشن که هم حق دیگران رو میفهمن، هم محترمانه مطالبهش میکنن.»
۱.۳
خلاصه مشکل بعضیها بیفرهنگی نیست؛ مشکل این است که خودشان را «استثنا» میدانند. قانون برای دیگران است، استثنا برای خودشان.
اند گس وات؟ صدای نوتیف گوشیام را برگرداندم. بالاخره درمملکتی که هر کس خودش را مرکز عالم میداند، عدالت هم گاهی مجبور است از حالت سایلنت خارج شود. ✌️😂
۳.۳
تو اتوبوس با لحنی مؤدبانه گفت: «لطفاً صدای نوتیف گوشیت رو سایلنت کن، اذیتم میکنه.»
منم سایلنت کردم. با خودم گفتم: «هنوز هم آدمهایی پیدا میشن که هم حق دیگران رو میفهمن، هم محترمانه مطالبهش میکنن.»
۱.۳
اما هنوز چند دقیقه نگذشته بود که همون آقا، نزدیک یک ربع با صدایی بلند و بیوقفه مشغول مکالمه است؛ انگار نه اتوبوسی وجود دارد، نه مسافری، نه حقی به نام آرامش.
بعضیها آزادی رو فقط تا جایی قبول دارند که مزاحم خودشان نباشد. سکوت، حق خودشان است؛ اما سر و صدای خودشان، آزادی بیان!
۲.۳
چند سال پیش، یکی از همین روزهای تیرماه،
یه دختر خانوم ۲۷ ساله به اسم سها رضانژاد تو ارتفاعات جنگل جهاننمای استان گلستان گم شد.
با یه تور طبیعتگردی رفته بود جنگل، شب با دوستاش خوابید، صبح که دوستاش بیدار شدن اثری از سها ن��ود. چادرش بود، وسایلش بود، خودش نبود.
من به عنوان عضوی از تیم نجات از تهران اعزام شدم. عملیات جستجو و نجات حدودا یک ماه طول کشید.
در طول اون یک ماه به دلیل تراکم و بکر بودن جنگلها و ارتفاع زیاد و آب و هوای نامناسب، در بعضی از مناطق جستجو نیاز به پهپاد و همکاری سپاه پاسداران داشتیم.
رسماً با تماسها و نامهنگاریها التماس سپاه رو کردیم که یک فروند پهپاد بهمون بده، و نداد!
گلدن تایم نجات آدمها درچنین شرایطی فقط ۴۸ ساعته، و بعد از ۴۸ ساعت شانس نجات فرد به طرز چشمگیری کاهش پیدا میکنه.
سپاه پاسداران ۴ روز مارو علاف یک پهپاد نظارتی کرد و آخرشم نداد. و در آخر ما مج��ور شدیم با فراخوان عمومی از افراد عادی که دِرون داشتن و افرادی که خلبان پاراگلایدر بودن خواهش کنیم که به کمک تیم جستجو و نجات بیان.
یک ماه عملیات طاقتفرسا بود و اعضای تیم نجات شبها حتی یک چادر نداشتن که توش استراحت کنن، کلا یه چادر برای تدارکات در نظر گرفته شده بود و یک چادر به عنوان سرفرماندهی عملیات و EOC…
بعضی از شبها مجبور بودیم تو آغل گوسفندها یا کومه شکارچیها بخوابیم.
الان به این تصویر و این حجم از چادرها و احتمالا پهپادهای نظارتی که در روز چالسپاری میخوان هوا بدن فکر میکنم و غصه میخورم.
و برای هزارمین بار بهم ثابت میشه که جان، رفاه و آسایش هیچکدوم از مردم ایران برای ج.ا پشیزی ارزش نداره، و فقط برای پروپاگاندای خودش حاضر به شل کردن سر کیسه است.