وقتی مرقد آقا را دیدم این شعر از ابوالعلای معرّی را به یاد آوردم:
لو جئتَه لَرأیتَ الناسَ فی رجلٍ
و الدهرَ فی ساعةٍ و الارضَ فی دارٍ
اگر بیایی آنجا، ببینی تمام مردم را در یک فرد، و تمام روزگار و ساعات را در یک لحظه، و تمام زمین را در یک خانه منحصر میبینی...
تابوت شکسته بود،
پارچه روی تابوت پاره شده و به تبرک برده بودند،
عمامه و چفیه از روی تابوت افتاده بود..
کسی چه میداند؛
شاید سید علی رسم ادب را در این میدید که
"آشفته" به دیدار جد بیکفنش برود..