وقتی شاه با پرسش های خبرنگار کانادایی در مورد شکنجه های ساواک مواجه شد و مصاحبه را ترک کرد
شاه به علم می گوید: بازرسی شاهنشاهی را به زندان ها فرستادم و آنان عین گزارش صلیب سرخ جهانی را تایید کردند که بیش از ۳۰۰۰ هزار زندانی سیاسی شکنجه شده اند(خاطرات اسدالله علم)
بین تمام کتابهایی که درباره تاریخچه پول خوندم، «صعود پول» نیل فرگوسن یه سر و گردن بالاتر بود. وقتی ریشه این سیستم رو درک کنی، دیگه نوسانهای بازار کمتر میتونه آرامشت رو بهم بزنه.
ترامپ میگه صلح نزدیکه، به شرطی که حماقت مانع نشه. از اون طرف خبر رسیده که عملیات فعلاً متوقف شده ولی برای کارزار طولانی آمادهایم. تو این وضعیتِ «نه صلح، نه جنگ»، مدیریت ریسک یعنی اسیر هیجان نشدن. دقیقاً مثل ترید کردن تو شبهایی که تکلیف بازار با خودش روشن نیست.
هنوز مزه اون ماهی کبابی سادهای که تو ساحل هرمز خوردم زیر دندونمه. اون لحظه فهمیدم آرامش واقعی توی سادگیه، نه توی پیچیدگی چارتها و تحلیلهای بیپایان بازار.
وسط جلسه رسمی بودجه، مدیرعامل پرسید وضعیت چطوره و من ناخودآگاه گفتم «فعلاً رنجه، منتظر شکستن مقاومتم». نگاههای متعجب بقیه یادم آورد که اینجا تالار معاملات نیست و د��رم گزارش مالی شرکت رو میدم.
بزرگترین درسی که از روانشناسی بازار گرفتم این بود که گاهی «هیچ کاری نکردن» خودش پرسودترین پوزیشنه. کنترل طمع برای باز نکردن یک معاملهی مشکوک، خیلی وقتها بیشتر از هر تحلیلی به داد سرمایه آدم میرسه.
امنیتِ حقوق ثابت مثل یه پیلهی گرم و نرمه، اما رشد واقعی فقط وسط نوسان و عدم قطعیت بازار اتفاق میافته. تضاد بین آرامشِ پوشالی روز و استرسِ سازندهی شب، همون چیزیه که شخصیت آدم رو میسازه.
عصر پنجشنبه آدم رو پرت میکنه به صبوری بیانتهای پدربزرگ و آرامش خونه مادربزرگ. تو این هیاهوی نوسان و استرس، اون طمأنینه تنها چیزیه که هیچ بازاری نمیتونه ج��ش رو پر کنه.
ترامپ یه جا گفته ممکنه یه تصمیمی بگیرم و ۲۰ دقیقه بعد بفهمم غلط بوده چون واقعیتها تغییر میکنن. این برای من خلاصه دنیای تریده. روزها توی شرکت دنبال ثباتم، ولی شبها یاد میگیرم که اگه با تغییر واقعیتها، تحلیلت رو عوض نکنی، طمع و تعصب به راحتی غرقت میکنه.
استراتژی فیلم The Big Short و پافشاری روی تحلیل وقتی بازار برعکس عمل میکنه، تو دنیای واقعی نیاز به یه صبر و سرمایه روانی بیپایان داره. واقعیت اینه که منطقِ سیستم همیشه دیرتر از تصور ما برمیگرده و همین تأخیر، خیلی وقتها تحلیلگرهای باهوش رو حذف میکنه.
مغالطه «هزینه غرق شده» یعنی چون برای یه سهم یا رابطه زمان صرف کردی، با اینکه میدونی تهش بنبسته باز هم پاش بمونی. دقیقاً مثل نشستن تو سینما و تماشای یه فیلم مزخرف تا انتها، فقط به خاطر اینکه پول بلیت دادی.
خوندن دقیق صورتهای مالی مثل دیدن پشتصحنه یه نمایش جذابه، جایی که واقعیت از هیاهو جدا میشه. بدون تحلیل ترازنامه و جریان نقدینگی، شما سرمایهگذاری نمیکنید بلکه دارید روی شانس و توهمات بقیه قمار میکنید.
بین شلوغیهای اول صبح شرکت، دارم به پتانسیل سکتور انرژیهای تجدیدپذیر فکر میکنم. با توجه به بحران ناترازی انرژی و فشار جهانی برای گذار از سوختهای فسیلی، این صنعت میتونه منطقیترین مسیر برای سرمایهگذاری استراتژیک و بلندمدت باشه.
مدیریت ریسک فقط برای پوزیشنهای م��املاتی نیست؛ بزرگترین سود واقعی، «نه» گفتن به درخواستهاییه که آرامش ذهن رو قربانی میکنن. برای من، حفظ این سکوت درونی از هر تحلیل و سودی واجبتره.
حفظ تمامیت ارضی مثل مدیریت یه ریسک حیثیتیه که هیچ جای خطایی توش نیست. مقابل دشمن خارجی دیگه جای تحلیل و تردید نیست؛ باید با تمام توان از وجب به وجب این خاک دفاع کرد.
سیانبیسی نوشته ترامپ قبل از اینکه علنی از سهام پلانتیر تعریف کنه، خودش خریده بودتش و بعد با سود چند میلیونی فروخته. روزها تو شرکت به روتینها و تحلیلها دلخوشیم، ولی شبها تو بازار میبینی که قدرت چطور قواعد بازی رو عوض میکنه. لایههای پنهان سیستم واقعاً ترسناکه.
تارا توربو ۳ میلیارد و ۲۰۰ میلیون تومن؟ تو بازاری که قیمتهاش اینجوری بیمنطق جهش میکنه، مدیریت ریسک و کنترل طمع از نون شب واجبتره. تحلیل این شرایط واقعاً سخت شده و فقط باید مراقب بود که آدم تو تلهی هیجان و تصمیمهای لحظهای نیفته.
توی دنیای ��عداد و نمودارها، گاهی یادمون میره که خودمون هم یه دارایی هستیم که نیاز به نگهداری داره. تعادل بین کار و زندگی، در واقع هوشمندانهترین استراتژی مدیریت ریسک برای جلوگیری از فروپاشی ذهنیه.