@bulldogearum ما که خونمون جدا بود مادرشوهر زهرشو میریخت یک روز گیر داد بچه روبیار حمامکنم نهار برای دخترش که حامله بود کوکو پخته بود که بوی خیلی خوبی داشت و اصلا تعارفم نکرد نهار بمون و من برگشتم خونه و هنوز که هنوزه بوی اونکوکو توی سرم هست هزار کار دیگه هم کرد که بگم اعصابم بهم میریزه