"SOS for Iran!"
Iranians gathered outside the German Foreign Office in Berlin during the early hours of Tuesday, September 22, after political prisoner Ali Zarei was moved to death row solitary at Ghezel Hesar Prison in Iran.
#LastBreath
یک سال پیش به همراه همکارانم مهدی بیهقی و محمدرضا جهانپرور @mrjahan49 نوشتیم:
”با نزدیک شدن به غروب دهساله برجام و فعال شدن مکانیسم بازگشت تحریمهای سازمان ملل، اقتصاد ایران از رکود گذشته و در حال ورود به مسیر سقوط و اضمحلال است. اگر تحریمهای دهه ۱۳۸۰ نقطه عطف ورود به رکود بودند، تحولات امروز نقطه عطف ورود به سقوط هستند.“
بنا به اذعان مرکز آمار جمهوری اسلامی، اقتصاد ایران در سال گذشته بیش از ده درصد کوچکتر شده است.
نظام اسلامی تبلور آرمانهای #نکبت_۵۷ است؛ آرمانهایی که تعقیبشان جز فقر، تباهی و کشتار جمعی برای ایرانیان حاصلی ندارد، و هیچ «اصلاح»ی تغییری در ماحصل این آرمانها ایجاد نخواهد کرد.
هدف مشخص و مسیر روشن است.
#این_آخرین_نبرد_پهلوی_برمیگرده
یاد جاویدنام سارینا اسماعیلزاده، دختر ایران و جانفدای میهن گرامی.
سارینای ۱۶ ساله به گواهی سخنان و ویدیوهای برجامانده از او از بسیاری از کسانی که ردای نخبگی و روشنفکری را با تبختر بر دوش میکشند بیشتر و بهتر میفهمید.
ما در مدارس تیزهوشان تعداد کم و بیش زیادی آدم نفهم اما پرمدعا به جامعه تقدیم کردهیم. سارینا اما از جنسی دیگر و از بهترینهایی بود که توانستیم به ایران تقدیم کنیم. هر قدر همکلاسی و همدورهای هممدرسهای بودن با برخی از سمپادیها مایه ننگ و شرم است، اتصال به سارینا از طریق سمپاد مایه افتخار است.
آنها که او را از ایران گرفتند شعلهای نورانی را خاموش کردند که اگر فرصت زیستن بیشتر مییافت میتوانست ستارهای درخشان در آسمان میهن شود. ما به عنوان یک ملت آن خادمین تاریکی و اهریمن را خواهیم یافت و مجازات خواهیم کرد.
I’m not necessarily a monarchist or a republican. But I saw hundreds of videos of young Iranians on the street who had nothing. Just a mask to cover their faces, a fire to protect them from tear gas, and a Lion and Sun flag. Many were chanting
«این آخرین نبرده، پهلوی برمیگرده.
”ملت شریف ایران! به این همبستگی ملی، به این اصالت، به مسیری که طی میکنیم ایمان داشته باشیم. دشمن از درون فرسوده و توخالیاست، و ما از همیشه مصممتر و سازمانیافتهتر هستیم. باور داشته باشیم که صبح آزادی نزدیک است.
پاینده و سرفراز باد ایران، پیروز باد انقلاب شیروخورشید ملت بزرگ ایران!“
هدف مشخص و مسیر روشن است.
#اين_آخرين_نبرده_پهلوى_برميگرده
CNN and Narges Mohammadi look, at first glance, like a respectable pairing: a famous network, a Nobel laureate, a grim prison story. Convenient. Almost hygienic. In practice they are doing the Islamic Republic a favor it could not buy.
They are helping whitewash the murder of tens of thousands of Iranians last January.
Talk long enough about the mistreatment of a handful of political prisoners, Miss Mohammadi included, and the world is invited to a smaller crime. A nasty regime, yes. A few sadistic wardens. Maybe a dozen intelligence officers who overdid it. Change the staff, issue a statement, and the file can be closed. That is the point of the exercise. A couple of mistreated prisoners can be “fixed.” A massacre cannot.
What actually happened is not a staffing problem. Facing tens of millions of citizens who came out peacefully in more than a hundred cities and asked for the regime’s removal, the Islamic Republic chose to kill tens of thousands, jail thousands more, and start hanging people by the hundreds. A system that answers a nationwide demand for its own end with industrial slaughter is not waiting for a better prison warden. It is not reformable.
The trick is old and effective. Let a few “safe” opposition figures speak, preferably about what was done to them. The camera stays in the cell. The mass graves stay off-screen. The global public is fed a usable story: cruelty, but containable cruelty. Meanwhile the useless narrative flourishes: if only the right officials were moved, if only the right prisoners were released, the Islamic Republic might still be a partner.
The same method is not reserved for foreign audiences, and it is not limited to human rights. As an Iranian economist, I have watched, for decades, other Iranian economists fight ferocious battles over exchange rates, subsidies, and five-year plans while tiptoeing around the only fact that matters. The Islamic Republic is not a badly managed developing state. It is uninterested in a prosperous country. Outstanding human talent and natural resources have been sitting in front of it for nearly half a century. The debates produced confusion, not growth, and they wrecked the public’s trust in economists. When you argue about the plumbing while refusing to name the arsonist, you eventually look like part of the fire.
Do not play along. Name the January massacre first, every time: the cities, the scale, the executions that followed. Refuse the swap that turns a national massacre into a prisoner-welfare story. Treat “reform” talk as the regime’s preferred anesthetic, not a policy option. Economists should put the political constraint in the first sentence, not the footnote: this system does not maximize Iranian welfare; it maximizes its own survival and uses up Iran’s resources for its ideological goals. Keep the demand where the streets put it: removal, not a kinder cell block. The distraction works only if we keep starring in it.
سیانان و نرگس محمدی در نگاه اول زوجی آبرومند به نظر میرسند: شبکهای معروف، برندهای نوبل، روایتی تلخ از زندان. تقریباً ضدعفونیشده. در عمل اما خدمتی به جمهوری اسلامی میکنند که با هیچ پولی نمیخرید: سفیدشویی قتل دهها هزار ایرانی در دیماه گذشته.
اگر به اندازهٔ کافی از بدرفتاری با چند زندانی سیاسی، از جمله خود محمدی، بگویید، دنیا را به جرم کوچکتری مشغول کردهاید. رژیمی پلید، چند زندانبان دگرآزار، شاید ده دوازده مأمور زیادهرو. پرسنل را عوض کنید، بیانیهای بدهید، پرونده بسته شود. بدرفتاری با چند زندانی را میشود «درمان» کرد؛ کشتار جمعی را نه.
آنچه رخ داد کار نیروهای «خودسر» نبود. جمهوری اسلامی در برابر دهها میلیون شهروندی که مسالمتآمیز در بیش از صد شهر به خیابان آمدند و کناررفتنش را خواستند، دهها هزار نفر را کشت، هزاران نفر را زندانی کرد و صدها نفر را اعدام کرد. نظامی که به خواست سراسری پایان خودش با کشتار صنعتی پاسخ میدهد، اصلاحناپذیر است و منتظر زندانبان مهربانتر نمیماند.
حقه کهنه و کارآمد است: بگذار چند چهرهٔ بیخطر مخالف حرف بزنند، ترجیحاً دربارهٔ آنچه بر سر خودشان آمده. دوربین در سلول میماند؛ گورهای جمعی بیرون قاب. به افکار عمومی جهان روایتی قابلمصرف خورانده میشود: بیرحمی مهارشدنی. در همین حال روایت بیمصرف رشد میکند که اگر فلان مسئول جابهجا و بهمان زندانی آزاد شود، رژیم هنوز میتواند طرف حساب باشد.
این روش مخصوص مخاطب خارجی و حقوق بشر نیست. من بهعنوان اقتصاددان ایرانی دههها دیدهام اقتصاددانان بر سر نرخ ارز و یارانه و برنامهٔ پنجساله جنگ تمامعیار راه میاندازند و نوکپنجه دور تنها واقعیت مهم میچرخند. جمهوری اسلامی دولت در حال توسعهٔ بدمدیریتشده نیست. نیم قرن استعداد انسانی درخشان و منابع کمنظیر در اختیارش بوده؛ به کشور مرفه علاقهای ندارد. آن بحثها رشد نساختند؛ سردرگمی ساختند و اعتبار اقتصاددان را پیش مردم نابود کردند. وقتی دربارهٔ لولهکشی دعوا میکنی و آتشافروز را نام نمیبری، خودت هم بخشی از آتشاندازی میشوی.
همراهی نکنید. هر بار کشتار دی را نام ببرید: شهرها، مقیاس، اعدامهای پس از آن. معاوضهٔ کشتار ملی با داستان رفاه زندانی را رد کنید. «اصلاح» داروی بیحسی محبوب رژیم است، نه گزینهٔ سیاستی. اقتصاددان باید قید سیاسی را در جملهٔ اول بگذارد: این نظام رفاه ایرانیان را بیشینه نمیکند؛ بقای خودش را بیشینه میکند و منابع ایران را برای اهداف ایدئولوژیک میسوزاند. مطالبه را همانجا نگه دارید که خیابان گذاشت: برکناری، نه زندانبانان مهربانتر. نمایش گیجکنندهٔ رژیم فقط وقتی کار میکند که ما در آن بازی کنیم.
«این همبستگی ملی یکشبه به دست نیامده است. پشت آن، راهی طولانی، دشوار و پرهزینه قرار دارد، راهی که ملت ایران از گردهمایی پرشکوه روز کوروش در آبان ۱۳۹۵ آغاز کرد و در دی ۱۳۹۶، آبان ۱۳۹۸ و خیزشهای ۱۴۰۱ و ۱۴۰۴ به آن تجربه و بلوغ بیشتری بخشید، خیزشهایی که هر یک بخشی از ستونهای انقلاب ملی ایران را شکل دادهاند.
هر جان فداشده، مسئولیتی بر دوش ما گذاشت؛ و هر فراز و فرود، ملت ایران را برای گام بعدی آمادهتر کرد. تا امروز که ایرانیان، یکصدا و زیر پرچم ملی خود، برای بازپسگیری ایران ایستادهاند.
یاد مهسا امینی و همه زنان و مردان شجاعی که جان خود را در راه آزادی ایران فدا کردند، برای همیشه در حافظه ملت ایران جاودانه خواهد ماند.
ما راه آنان را تا آزادی و بازپسگیری ایران ادامه خواهیم داد.»
”ضحاک، برای آنکه نشان دهد مهسا را به قتل نرسانده است، قلب جوانان دیگری را نیز نشانه گرفت، از نیکا و سارینا تا کیان و خدانور، از حمیدرضا و مجیدرضا تا صدها فرزند دیگر ایران.
چهار سال بعد، ملت ایران در مرحلهای دیگر از همان مبارزه ایستاده است. مسیری که از خیزشهای پیشین گذشت، امروز به انقلاب شکوهمند شیر و خورشید رسیده است، جایی که مبارزات ملت ایران، با همه تجربهها و هزینههایی که پشت سر گذاشته، در یک هدف ملی به هم پیوند خورده است: بازپسگیری ایران از رژیم تبهکاری که نزدیک به نیم قرن است میهنمان را به گروگان گرفته است. “
در رسانههای جریان اصلی مانند نیویورکتایمز @nytimes تقریباً هیچ پاسخگویی وجود ندارد.
در ماه مه، نیویورکتایمز از یک عملیات ادعایی چندساله اطلاعاتی اسرائیل خبر داد که هدفش پرورش محمود احمدینژاد @Ahmadinejad1956، رئیسجمهور پیشین ایران، بهعنوان یک دارایی اطلاعاتی و سپس بهعنوان رهبر جایگزین پس از جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران بود. به روایت آن گزارش، احمدینژاد در سالهای ۲۰۲۴ و ۲۰۲۵ در بوداپست با دستگاه اطلاعاتی اسرائیل دیدار کرده است. این روزنامه همچنین مدعی شد که در روزهای نخست جنگ در ماه فوریه، حمله هوایی اسرائیل نگهبانان مجموعه مسکونی او در تهران را هدف قرار داد تا وی را از نظارت یا حصر خانگی خارج کند. سپس گفته شد او را به یک خانه امن موساد در داخل ایران بردند، در همان حمله زخمی شد، از طرح سرخورده شد و آنجا را ترک کرد.
از آن زمان، احمدینژاد بارها در جلسات مجمع تشخیص مصلحت نظام جمهوری اسلامی حاضر شده است. تازهترین مورد امروز بود: کمیسیون اقتصادی مجمع با رئیسکل بانک مرکزی، عبدالناصر همتی @Hemmati_ir، نشست برگزار کرد تا تحولات پولی و مالی و آخرین وضعیت اقتصاد کلان را بررسی کند.
به عبارت دیگر، اگر روایت نیویورکتایمز درست باشد، کسی که ظاهراً با دستگاه اطلاعاتی اسرائیل دیدار کرده، در روزهای آغازین جنگ با آن همکاری داشته و توسط موساد بیرون کشیده شده، چند ماه بعد میتواند در برخی از بالاترین نشستهای رژیم درباره اقتصاد جنگی جمهوری اسلامی بنشیند.
پینوشت. جزئیاتی کوچک از جلسه امروز: فردی که کنار احمدینژاد نشسته بود، داود دانشجعفری بود. او در سالهای نخست دولت احمدینژاد وزیر امور اقتصادی و دارایی بود، سپس با او اختلاف پیدا کرد و ستاد انتخاباتی محسن رضایی در انتخابات ریاستجمهوری ۱۳۸۸ را اداره کرد. رضایی @ir_rezaee، فرمانده پیشین سپاه و دبیر بعدی شورای عالی امنیت ملی، کمتر از ۲ درصد آرا را به دست آورد. بیش از یک دهه است که دانشجعفری ریاست کمیسیون اقتصادی مجمع تشخیص مصلحت نظام را بر عهده دارد؛ همان نهادی که احمدینژاد نیز اکنون عضو آن است.
There is little to no accountability in mainstream outlets such as the New York Times @nytimes .
In May, the Times reported an alleged years-long Israeli intelligence operation to cultivate former Iranian president Mahmoud Ahmadinejad @Ahmadinejad1956 as an asset and, later, as a possible replacement leader after a U.S.–Israeli war against Iran. According to that reporting, Ahmadinejad met Israeli intelligence in Budapest in 2024 and 2025. The paper also claimed that, in the opening days of the war in February, an Israeli airstrike targeted guards at his Tehran compound in order to extract him from surveillance or house arrest. He was then said to have been taken to a Mossad safe house inside Iran, wounded in the strike, grown disillusioned with the plan, and left.
Since then, Ahmadinejad has repeatedly appeared at meetings of the Islamic Republic’s Expediency Discernment Council. The latest was today: the Council’s Economic Commission met with the governor of the Central Bank, Abdul-Naser Hemmati @Hemmati_ir , to review monetary and financial developments and the latest macroeconomic conditions.
In other words, if the Times account is right, a man who supposedly met Israeli intelligence, cooperated with it at the start of the war, and was extracted by Mossad can, a few months later, sit in some of the regime’s highest meetings on the Islamic Republic’s wartime economy.
P.S. A small detail from today’s session: the man sitting next to Ahmadinejad was Davoud Danesh-Jafari. He served as Ahmadinejad’s finance minister in the first years of his government, then fell out with him and ran Mohsen Rezaei’s 2009 presidential campaign. Rezaei @ir_rezaee , the former IRGC commander and later secretary of the Supreme National Security Council, received less than 2 percent of the vote. For more than a decade, Danesh-Jafari has headed the Expediency Council’s Economic Commission—the same body on which Ahmadinejad now sits.
هیچی؛ شهرِ یاران بود و خاکِ مهربانان این دیار، اما خود شجر هم آخرش فهمیده بود که مهربانی کِی سر آمد؟ شهریاران را چه شد؟ نیمقرن پیش وقتی تقاضا کرد تفنگش رو بهش بدند تا راه «اندیشه»های «پاک»پویان بجوید، شهریار ایران هم رفت.
حالا شجر رفته؛ تق «اندیشه»های ناپاک پویانها هم در رفته. و شهریار ایران برخواهدگشت.
سعید قاسمینژاد، مشاور شاهزاده رضا پهلوی، در گفتوگو با علی حسنپور، خبرنگار ایراناینترنشنال، در حاشیه کنفرانس ایران آزاد و اتحادیه اروپا، گفت: «اولویت نخست پس از عبور از جمهوری اسلامی، بازسازی سیستم امنیتی کشور است. نه تنها امنیت نظامی، بلکه این بازسازی، امنیت غذایی، انرژی و زیرساختها را شامل خواهد شد. پس از آن تلاش خواهیم کرد تمام تحریمهای اعمالشده علیه ایران را برداریم.»
شاهزاده رضا پهلوی، شهبانو فرح و بانو یاسمین، دهههاست با بیاخلاقی، بیانصافی، بیاحترامی و حتی خیانت کسانی روبهرو بودهاند که برخی از آنان روزگاری از نزدیکان، دوستان یا بستگانشان بودهاند. از دشمنان قسمخوردهشان نیز نمیگویم که با شاه فقید و خانوادهاش چه کردند؛ دشمنی و فشارهایی که در نهایت باعث شد دو فرزند نازنین این خانواده، شاهپور علیرضا و شاهدخت لیلا، تاب نیاورند و در جوانی این دنیا را ترک کنند.
با این همه، حتی یکبار هم ندیدهام که شاهزاده از این بیمهریها گلایه کنند. برعکس، با باور به آگاهی و شجاعت نسل جوان ایران، همچنان استوار ایستادهاند و هرگز درگیر حاشیهها نشدهاند.
اگر از من بپرسند بزرگترین آموختهام از شاهزاده در این سالها چه بوده است، میگویم: شکیبایی، تمرکز بر هدف اصلی یعنی آزادی ایران، و باور به اینکه در گذر زمان، حقیقت و واقعیت آشکار خواهد شد.
”اصلاح پایدار بازار سوخت به مجموعهای از اقدامات همزمان نیاز دارد. حمایت هدفمند از خانوارهای آسیبپذیر، توسعه حملونقل عمومی، افزایش بهرهوری خودروها، کاهش قاچاق و سرمایهگذاری در پالایش و گاز باید در کنار اصلاح قیمت اجرا شوند. چنین برنامهای به توان اجرایی، ثبات سیاستگذاری، منابع مالی و اعتماد عمومی نیاز دارد. جمهوری اسلامی در تامین این پیششرطها با مشکلات جدی روبهرو است.“
.
بحران سوخت و انتخابهای سخت جمهوری اسلامی
آیدین پناهی، محمدرضا جهانپرور، بورگان نظامی نرج آباد، سعید قاسمینژاد
شهریور ۲۵۸۵ شاهنشاهی
----
آیدین پناهی، محمدرضا جهانپرور، بورگان نظامی نرج آباد و سعید قاسمینژاد در این مقاله به بررسی ریشههای کمبود بنزین و گاز در ایران و تاثیر جنگ اخیر بر ظرفیت تامین انرژی میپردازند.
نویسندگان همچنین گزینههای پیشروی جمهوری اسلامی برای مدیریت کمبود سوخت و پیامدهای اقتصادی، اجتماعی و سیاسی هر یک از این گزینهها را بررسی میکنند. آنان تاکید میکنند چگونگی مدیریت این بحران، یک «آزمون سخت» برای جمهوری اسلامی است.
این چهار تن در بخشی از مقالهی خود چنین مینویسند:
«ایران یکی از بزرگترین دارندگان ذخایر نفت و گاز جهان است و با این حال دگرباره با کمبود بنزین روبهرو شده است. با نزدیکشدن به فصل زمستان، مساله تامین گاز نیز اهمیت بیشتری پیدا میکند. ریشههای این وضعیت به چند دهه قیمتگذاری سیاسی انرژی، رشد مصرف، خودروهای کمبازده، قاچاق گسترده سوخت، سرمایهگذاری ناکافی و ضعف در اصلاح بازار انرژی باز میگردد».
آنان در راستای چگونگی یک «اصلاح پایدار» در زمینهی سوخت نیز چنین میگویند:
«اصلاح پایدار بازار سوخت به مجموعهای از اقدامات همزمان نیاز دارد. حمایت هدفمند از خانوارهای آسیبپذیر، توسعه حملونقل عمومی، افزایش بهرهوری خودروها، کاهش قاچاق و سرمایهگذاری در پالایش و گاز باید در کنار اصلاح قیمت اجرا شوند. چنین برنامهای به توان اجرایی، ثبات سیاستگذاری، منابع مالی و اعتماد عمومی نیاز دارد. جمهوری اسلامی در تامین این پیششرطها با مشکلات جدی روبهرو است».
نویسندگان در بخشی دیگر از مقالهی خود مینویسند:
«رژیم همچنان به سوخت ارزان، عرضه کافی و حفظ منابع مالی نیاز دارد. تامین همزمان این سه هدف هر روز دشوارتر میشود؛ حفظ عرضه به منابع بیشتری نیاز دارد. حفظ منابع مالی به سهمیهبندی و کاهش مصرف فشار میآورد. افزایش قیمت نیز فشار اقتصادی و ریسک سیاسی را بالا میبرد».
----
لینک صورت کامل یادداشت در «فریدون»:
https://t.co/sv6JyDIviQ
@SGhasseminejad@Aidin_FreeIran@borghannn@mrjahan49
بورگان نظامی، اقتصاددان گفت تفکیک جنگ و تحریم از سیاستگذاریهای جمهوریاسلامی درست نیست، زیرا همان سیاستهایی که منابع ایران را به برنامههایی مانند ساخت تونلهای موشکی به جای توسعه صنعتی اختصاص دادهاند، اقتصاد را تضعیف کرده و همزمان زمینه تحریم و جنگ را نیز فراهم کردهاند.
او افزود بسته شدن شبکههای دور زدن تحریمها و تامین مالی عوامل حکومت میتواند به مردم ایران برای خلاص شدن از شر جمهوریاسلامی کمک کند.
کارول جروم، خبرنگار وقت شبکه سیبیسی کانادا در جریان اشغال سفارت آمریکا:
از معصومه ابتکار پرسیدیم کجا انگلیسی یاد گرفتی؟ به دروغ به ما گفت در تهران
در مورد گروگانها خیلی خیلی تندرو بود