هرجا میرم حالم بد میشه و هی بد وبدتر
آدما خوب نیستن
هرجا میرم صحنه هایی که دیدم جلوچشممه
خسته ام خیلی زیاد
دلم برای بابابزرگم هم خیلی زیاد تنگ شده و هرروز و فقط دارم رد میکنم انگاری
زندگی خیلی سخت شده
نمیدونم کی میشم همون آدمی که بودم
به هیچکدوم از کارام نمیرسم و این بده
وقتی وصل میشم میترسم نتمو خاموش کنم چون دیگه وصل شدن بعدیم با خداست
از طرفی انقدر گریه میکنم با هر ویدیو و اسم و تصویر جدید
در نهایت میرسم به بابابزرگم و غم زیادی که هممونو فرا گرفته
خسته ام 💔