ج. ا. با ٤٧ سال شعار و دشمنى با غرب آخر پاى جنگ را به كشور گشود. با قتل جوانان در ديماه از بعث هم عبور كرد و بين خودش و مردم ديوارى از خون كشيد. اما جنايتكاران جنگى و فارسى-زبانان مزدورشان با "ايران" درافتادند. ايران باقى ميماند و داد جوانان جاويدنامش را هم مىستاند. نوروز مبارك.
حكومت ايران بعد از اين قتل عام، ديگر با مناسبات "اشغال" پابرجاست. تمام آن حرفهاى قبلى درباره ديكتاتورى هيبريدى و شبه دمكراسى بيمعنى است. آن حرفها درباره مطامع غرب و وابستگى اپوزسيون و فلان، در بستر اشغال و قتل عام بيربط است. آنچه از ج. ا. باقى مانده ديگر از جنس بعث و داعش است.
هر صبحدم که دخترک تازه سال روز
نوشد به ناز، شیر سپید پگاه را
هر شب که آسمان به سر و سینه می زند
الماس های روشن پروین و ماه را
با یاد خنده های خوش آهنگ و گرم تو
سر می دهم ترانه جان سوز و آه را
داد از تو ای امید! که بردی مرا ز یاد
یاد از تو ای امید، که یادت به خیر باد!
داستان عجیب زندانی کردن ��هرا و هدی
۱- سه شنبه ۹ خرداد یک روز معمولی بود.مثل همه روزهایِ دیگرِ پر رنج و افسوس این وطن که دیگر برایمان عادت شده است.ظهر،علی برادر زهرا و هدی تماس گرفت و گفت که ��ز اجرای احکام تماس گرفته و گفته اند که باید مراجعه کنند.
#زهرا_توحیدی
#هدی_توحیدی
#رشتو
ج.ا. با جمع نامتجانسى از متخصصين ديندار و مجانين قاتل، از زنگنه تا خلخالى، كجدار و مريز به حياتش ادامه ميداد. امروز تنها مافيايى از قاتلان و رمالها و مداحان است كه خودش را و ايران را به مسير تباهى ميبرد. حمله به مدارس دخترانه نشان ديگرى از تعليق كامل قانون و مافيايى شدن كشور است.
اپوزسيون قلابى زودتر از آنچه گمانش ميرفت پرده را كنار زد. كبوتر جَلد حرم -طبق انتظار- روى گنبد جان بولتون فرود آمد. حاميان مجاهدين خلق كه با چهرههاى تازه و "سيماى مجاهد" مخفى (اينترنشنال) به تدريج بر اپوزسيون خارج مسلط شدند، زن-زندگى-آزادى را هيزم جنگ ديگرى براى نابودى ميخواهند.
پیام جان بولتون، مشاور پیشین امنیت ملی آمریکا به تجمع ایرانیان در بروکسل: من با قوت از تصمیم اتحادیه اروپا برای قرار دادن نام سپاه پاسد��ران در لیست سازمانهای تروریستی حمایت میکنم
گرچه شوخى "براندازى" در جورج تاون و بروكسل به جايى نخواهد رسيد، اما "انقلاب" زن-زندگى-آزادى كه سالها در ايران جارى است پيروز شده و موازنه قدرت را به سود مردم تغيير داده است. اين انقلاب بنيادين به زودى به تغييرات سياسى و حقيقى در ساختار قدرت خواهد انجاميد
سروش و مهاجرانى و واحدى و كرباسچى وقتى حرف ميزنند آدم تازه ميفهمد چرا "اصلاحات" به جايى نرسيد. على كريمى و علينژاد و فرخنژاد كه زبان باز ميكنند به ما ميگويند كه اپوزسيون قلابى ادامه همان مسير مهاجرانى و زاكانى است و حاصلى فراتر نخواهد داشت. چشم اميد به حركتهاى مستقل مردمى است.
منازعات سخيف اپوزسيون قلابى در يك-دوماه اخير بهترين تصوير از جدال كوتولههاى شرير بر سر منافع هجو خودشان است. زيباترين بچههاى ايران در خيابان جان ندادند تا كارناوال پلشتى در ميادين لسآنجلس و بروكسل راه بيفتد. ملت بزودى درمیيابند كه خارج از كشور خبرى جز همين سيرك نابهنجار نيست.
اپوزسيون فرنگ-نشين از تشكيل "ائتلاف" پنج نفره هم درماند چون فهم مشتركى از "تماميت ارضى" نداشت. امروز صدايى از درون، براى "نجات ايران" و یکپارچگی سرزمينى فراخوان داده و "آزادیخواهى، استقلال، خشونتپرهيزى، و توس��هگرايى" را به گفتمان ناقص اپوزسيون وابسته افزوده. باشد كه موفق شود.
#ميرحسين_موسوى خواستار رفراندوم قانون اساسى و استقرار نظامی تازه "مبتنی بر حاکمیت قانون، مطابق باموازین حقوق انسانی و برخاسته از اراده مردم" شد. اين ميرحسين كه در نامه آخرش ردى از اسلام و امام نيست، بیشك ميتواند گزينه معتبرى براى گذار به نظم سكولار از مسير "زن-زندگى-آزادى" باشد.
اعتصاب غذاى #فرهاد_میثمی را دستمايه طعنه به اپوزسيون قلابى كردن، تخفيف جايگاه ميثمى و تحريف كنشگرى اوست. مخاطب او مبارزان جعلى و ملتمسان پمپئو نيستند. او سه خواسته مشخص از استبداد حاكم دارد. #همصداى_ميثمى باشيم براى:
١- توقف اعدام معترضان
٢- آزادی زندانيان سیاسی
٣- آزادى پوشش
#فرهاد_میثمی در اعتصاب غذا: همچنان برسر خواستههای سهگانهام (توقف اعدام معترضان، آزادی ۶زندانی سیاسی - مدنی و توقف آزارهای اجبار حجاب) برسر همان "مأموریت غیرممکن" خواهم ایستاد؛ باشد تا بعدترها به کوششی جمعی، "ممکن" شود. همچنان خواهم ماند… همچنان خواهم راند… دورها آواییست…
حرف زدن با مكرون و بايدن و فمينيستهاى گوگولى پارلمان اروپا را هر شياد و بچهزرنگى بلد است. مردم معترض "وكيل"ى لازم دارند كه با نقدى و سلامى و رادان طرف بشود. وگر��ه تأثير كمپينهاى "من و تويى" در مناسبات واقعى قدرت در ايران، چيزى در حد همان دعواى "حق ارميا بود يا نبود" است.
تجمع دیشب مردم در برابر زندان رجاییشهر و همبستگی آنها برای نجات جان دو انسان، بنظرم یکی از درخشانترین کنشها�� این جنبش تا به حال بود.
پاسداشت جان فرد فرد انسانها بود در متن جنبشی که "زندگی" را ستایش میکند.
چندى از رفقا فيلمى فرستادند كه گويا در آن من بعنوان يكى از "عوامل پروپاگاندا"ى نظام درباره هواپيماى اوكراينى معرفى ميشوم. نه اينكه بنده اهميت خاصى داشته باشم. تنها جهت مقابله با اين دروغها و اين شيوههاى ٥٧ى عرض كنم كه بنده از همان فرداى ماجرا گفتم ج.ا. قاعدتاً دارد دروغ ميگويد.
البت�� جاى ديگر پرسيده بودم كسانى كه موافق تحريم حداكثرى و مخالف فروش هواپيماى مسافربرى به ايران هستند -كه احتمالاً در جاى خود منجر به سقوط هواپيماهاى ديگر و مرگهاى بيشتر ميشود- با چه رويى براى مردم قربانى اشك تمساح ميريزند. نوشتهاى كه از آن در پرداختن اين دروغ كذايى استفاده شد.