صبح تا شب غر میزنم که دلم اکیپ و دوستای جدید میخواد بعد چند وقت پیشا این شانس خیلی یهویی پیش اومد که وارد یه جمع جدید بشم و گس وات؟ رد کردم.
شاید وقتشه باور کنم که اضطراب اجتماعی تومه و همینطوری بدبختانه باید به زندگی ادامه بدم.
نفوس مرده یکی از اون کتابایی بود که همیشه دلم میخواست بخونمش ولی از ترس اینکه نتونم باهاش ارتباط بگیرم نمیخوندم
خلاصه که الان دارم میرم سراغش و لطفن خوشم بیاد