جمهوری اسلامی؛ بزرگترین خطر وجودی برای ایران
اوج اقتدار نظام جمهوریِ ایرانیکُش اسلامی وقتی است که هنوز عرق ورود قالیباف به عراق خشک نشد، رییس مجلس عراق عکسی منتشر کرد که در آن خلیج فارس با نامی جعلی معرفی شده است؛ تصویری حسابشده تا به مهمان تازهوارد یادآوری کند بغداد کجا ایستاده و «نفوذ منطقهای» جمهوری اسلامی در عالم واقع چقدر میارزد.
قالیباف با شعار برادری، سرنوشت مشترک و امنیت منطقه وارد بغداد شد و یکراست به محل کشتهشدن قاسم سلیمانی رفت. پاسخ این نمایش پرهزینه خیلی زود رسید: تحریف نام خلیج فارس از سوی میزبان.
این صحنه خلاصه سیاست خارجی جمهوری اسلامی است: پول از ایران، اسلحه از ایران، تحریم برای ایران، کشته برای ایران و در پایان، تحقیر هم برای ایران.
جمهوری اسلامی دههها ثروت مردم را در عراق خرج کرد، شبهنظامی ساخت، حزب و رسانه خرید و نامش را «عمق راهبردی» گذاشت. حالا همان بغداد به تهران یادآوری میکند گروههای وابسته شاید هنگام دریافت پول «برادر» باشند، اما هنگام انتخاب منافع ملی، آدرس خانه اصلیشان را فراموش نمیکنند.
مشکل این نیست که عراق منافع خودش را دنبال میکند. هر دولت مستقلی باید چنین کند. مشکل حکومتی در تهران است که منافع ایران را قربانی کرده تا برای خودش وفاداری اجاره کند.
جمهوری اسلامی انقلاب صادر کرد و تحقیر وارد کرد.
سالها گفتند اگر در بغداد، دمشق، بیروت و صنعا نجنگیم، باید در تهران بجنگیم. سرانجام در همه آن شهرها جنگیدند و باز هم جنگ را به تهران رساندند. سوریه را از دست دادند، شبکه نیابتی فرسوده شد و عراق به دنبال خلع سلاح گروههای وابسته رفت. از آن امپراتوری خیالی، چند پوستر باقی مانده و فرماندهانی که هر عقبنشینی را «پیروزی راهبردی» اعلام میکنند.
این اقتدار نیست؛ حراج منافع ملی با دکور اقتدار است.
قدرت یک کشور را با تعداد شبهنظامیان اجارهای آن اندازه نمیگیرند. قدرت ملی یعنی مرز امن، اقتصاد توانمند، ارتش حرفهای، پول معتبر، جامعه امیدوار، همسایگان محتاط و گذرنامهای محترم. جمهوری اسلامی هیچیک را نساخت. در عوض زرادخانهای ساخت که ایران را به هدف تبدیل کرد و نیابتیهایی پرورش داد که ایران را برای بقای خودشان خرج میکنند.
به همین دلیل جمهوری اسلامی فقط حکومتی ناکارآمد و سرکوبگر نیست؛ بزرگترین خطر وجودی برای خود ایران است.
این حکومت آب و خاک را نابود کرده، سرمایه انسانی را فراری داده، اقتصاد را به جنگ و تحریم گره زده و شکافهای اجتماعی را با فقر، تبعیض و سرکوب عمیقتر کرده است. ایران برای جمهوری اسلامی هدف نیست؛ ابزار است. جوان ایرانی باید کشته شود، کارگر ایرانی باید هزینه بدهد و خوزستان باید تشنه بماند و سیستان و بلوچستان باید در فقر و تهیدستی روزگار سپری کند تا پروژههای فرقهای در کشورهای دیگر زنده بمانند.
حفظ نظام هیچ نسبتی با حفظ ایران ندارد. ایران به صلح نیاز دارد، اما نظام از بحران دائمی تغذیه میکند. ایران به ارتش ملی و دیپلماسی معتبر نیاز دارد، اما جمهوری اسلامی نیروی ایدئولوژیک و گروگانگیری منطقهای میخواهد.
ملیگرایی ایرانی دشمنی با ملتهای همسایه نیست. ما عراق آزاد و باثبات میخواهیم، اما رابطه تهران و بغداد باید میان دو دولت ملی باشد، نه میان نیروی قدس و چند گروه مسلح. ایران آزاد حتی یک وجب از خاک خود را واگذار نمیکند و حتی یک وجب از خاک دیگران را نیز ملک ایدئولوژیک خود نمیداند.
جمهوری اسلامی میگوید بدون ما ایران از میان میرود. واقعیت وارونه است: ادامه حیات جمهوری اسلامی، ایران را هر روز ضعیفتر و آسیبپذیرتر میکند.
تصویر رییس مجلس عراق فقط توهین و جعل نام خلیج فارس نبود؛ آینه نتیجه دههها سیاست جمهوری اسلامی بود. به ما نشان داد ایران در محاسبات این حکومت همیشه در انتهای صف قرار دارد؛ پس از حفظ نظام، صدور ایدئولوژی و بقای نیابتیها.
راه نجات از یک اصل ساده آغاز میشود: ایران.
ایران باید دوباره هدف سیاست باشد، نه هزینه آن.
#انقلاب_شیر_و_خورشید
#انقلاب_ملی_ایران
#ایران_را_پس_میگیریم
ستاد فرماندهی مرکزی آمریکا اعلام کرد نیروهای ابالات متحده تا ۲۳ مرداد در چارچوب محاصره دریایی ایران، مسیر ۶۲ کشتی تجاری را تغییر داده، سه کشتی را از کار انداخته و وارد دو کشتی شدند.
سنتکام اعلام کرد ناو «یواساس پرینستون» نیز در اجرای این محاصره مشارکت دارد.
چندین اکانت اسرائیلی ماجرای دهشتناک بانوی جاویدنام صالحه اکبری را بازنشر دادهاند. علتش را باید در ۷ اکتبر دانست که همین جنایات را لمس کردهاند. ما و اسرائیل یک درد مشترک و یک دشمن مشترک داریم.
ماموران امنیتی شامگاه ۱۸ دی پس از تیراندازی به فرید رمضانی در محله آریاشهر تهران و به زمین افتادن این جوان ۲۹ ساله، به انگشت دست راست او نیز که خالکوبی تاج شاهنشاهی داشت، شلیک کردند.
مقامهای جمهوری اسلامی در ازای سه گلوله شلیکشده، مبلغی را با عنوان «حق تیر» از خانواده فرید مطالبه کردند و پیکر این جاویدنام را حدود دو هفته تحویل ندادند.
#IranMassacre
فراموش نخواهیم کرد که در شبهای ۱۸ و ۱۹ دی ۱۴۰۴، سعید ناطقی رییس بیمارستان بهارلو به نگهبانان بیمارستان دستور داده است که دوربینهای مداربسته بیمارستان را خاموش کنند تا نیروهای امنیتی به ۴۸ نفر از معترضانِ زخمی تیر خلاص بزنند.
در شبهای پنجشنبه و جمعه ۱۸ و ۱۹ دی ۱۴۰۴، معترضان در حوالی مناطق میدان راه آهن و خانیآباد در تهران خبر نداشتند که سعید ناطقی، رییس بیمارستان بهارلو یکی از امنیتیترین پزشکان ایران است و بیمارستان را در اختیار نیروهای اطلاعاتی گذاشته است.
در این دو شب، تعدادی از معترضان به این بیمارستان منتقل شدهاند که بعدها جای گلوله بر شقیقهشان دیده شده است؛ این گفته با تصاویر برخی از اجساد در کهریزک نیز همخوان است که همزمان سِت سرم و آنژیکوت بر بدنشان دیده میشد جای گلوله بر سینه و سرشان نیز نمایان بود...
افشاگری: امپراتوری خانوادگی ابریشمچی؛ از انحصار نوکیا تا ماشین پولشویی سپاه و بیت رهبری
شبکه مالی مجتبی و میثم خامنهای در خارج از کشور تنها به چهرههای شناختهشدهای مانند خاندان انصاری محدود نمیشود؛ بخش عمدهای از داراییهای پنهان، املاک لوکس و شبکههای انتقال پول رژیم در اروپا، تحت مدیریت سرپوشیده خانواده ابریشمچی اداره میشود.
چهرههای اصلی شبکه ابریشمچی
محمود ابریشمچی: از مهرههای پشتپرده تجاری و انحصاردار برند نوکیا در ایران.
شهناز رضایی: همسر محمود ابریشمچی و از متولیان انتقال و مدیریت داراییهای خانوادگی در خارج از کشور.
احمد ابریشمچی: برادر بزرگتر محمود و از سرکردگان اصلی مافیای اقتصادی وابسته به نهادهای امنیتی.
ریحانه ابریشمچی و همسرش (پزشک مقیم سوئیس): مستقر در سوئیس جهت پوشش فعالیتهای اقامتی و حقوقی خانواده.
محمدرضا ابریشمچی: فرزند خانواده و گرداننده بخش دیگری از ارتباطات مالی.
بنیامین ابریشمچی: فرزند کوچک خانواده و حلقه اتصال مستقیم به مجتبی و میثم خامنهای.
کارتل پولشویی در سوئیس، انگلستان و جزایر قناری
برخلاف افکار عمومی که تمرکز اصلی را بر املاک و هتلهای خاندان انصاری در آلمان و بریتانیا میدانند، حجم عظیمی از املاک ثبتنشده و ثروت بیت رهبری و سپاه پاسداران در سوئیس، انگلستان و جزایر قناری به نام اشخاص حقیقی این خانواده خریداری شده است.
یکی از نمونههای بارز این ثروت بادآورده، تملک یکی از گرانترین و مدرنترین «شالههای کوهستانی» (محل اقامت لوکس) در نزدیکی پیستهای اسکی معروف سوئیس است که به عنوان ایستگاه امن و پوششی برای استقرار و جلسات اعضای خانواده و وابستگانشان (از جمله ریحانه، محمدرضا و همسرش استفی) استفاده میشود.
https://t.co/sZ5jqQUdi8
قضیه چیه؟
علی خامنهای از دهه ۸۰ به تدریج برخی امور دفترش را سپرد به فرزندانش و در کنارش جبهه پایداری را تشکیل داد که مجتبی هدایتش میکرد.
مجتبی با این جبهه به اندازهای تندروی کرد که حمله به سفارت بریتانیا و عربستان از جمله آنها بود که خامنهای پدر مجبور شد محکومش کند.
خرازی راست میگوید، مجتبی تندرو بود که در نهایت از بیت حذف شد. به خصوص زمانی که خامنهای پدر فهمید حسین طائب برای رهبری مجتبی وارد میدان شده که برکنارش کرد.
قصه حالا چیست؟
تیم قالیباف به اسم مجتبی مشغول حذف اعضای بیت خامنهای و جبهه پایداری است که در این میان دیگر پسران خامنهای شاکی شده و وارد میدان شدهاند.
آنها به قالیباف هشدار دادهاند اگر بخواهد افراد تندرو و جبهه پایداریها را به اسم مجتبی حذف کند، چارهای نخواهند داشت که بگویند او مرده است.
این ویديو آخرین لحظه ثبت شده از جاویدنام
#پرنیاخلجی هست، شیر دختری با شجاعت مردم را به جلو فراخواند.
نیم ساعت بعد از این فیلم در شمشیری تهران با اصابت تیرجنگی به قلبش جاویدنام شد❤️🩹
نامت ماندگار دختر ایران.
#پرنیاخلجی
جنایاتی که برای مخفی ساختنش، بیش از ۱۰۰ روز اینترنت را قطع کردند.
هرگز از انتشار ویدیوهای جنایات جمهوری اسلامی دست نکشید.
نگذارید فراموش شود که خامنهایِ دیکتاتور و همراهانش با فرزندان ما چه کردند؛ آنها حتی به جنازه عزیزان ما هم رحم نکردند.
خانی آباد نو تهران / ١٩ دی ١۴٠۴
در جمهوری اسلامی دعوای ارث بالا گرفته؛ با این تفاوت که متوفی بهجای خانه و زمین، یک کشور اشغالشده، چند نهاد فاسد و انباری از پروندههای جنایت به جا گذاشته است.
حالا صدای دعوا از داخل فامیل هم بلند شده؛ محمدباقر خرازی، از بستگان مجتبی خامنهای، دفتر رهبر پیشین را فاسد خوانده و گفته مجتبی سه سال پیش از دفتر پدرش طرد شده بود.
واقعیت این است که مجتبی نام خانوادگی، عمامه و دستگاه سرکوب پدر را به ارث برد، اما اقتدار او را نه. با کشته شدن علی خامنهای، چسبی که این مجموعه مافیایی را کنار هم نگه میداشت از میان رفت و حالا شرکا، پیش از سرد شدن کامل صندلی، بر سر سهم خود یقه یکدیگر را گرفتهاند.
در این گفتوگو کوتاه توضیح دادم چرا جانشینی در جمهوری اسلامی با انحصار وراثت حل نمیشود و چرا مجتبی خامنهای فعلا بیشتر وارث نام پدر است تا صاحب قدرت او.
به دنبال بالاگرفتن احتمال حمله زمینی ارتش آمریکا و انتقال اورانیوم مدفون در محل تاسیسات هستهای اصفهان حجم گسترده تسلیحات نظامی از تهران به سمت اصفهان منتقل شده، از جمله این نقل انتقالها ، انتقال تیپ ١٢١ تکاور تبریز جمعی لشکر٢١ حمزه نزاجاست.
اما مسئله مهمتر برای من حضور این تیپ در سرکوب خونین دی ماه است، زمانی که تصاویر تویوتاهای پلاک شخصی ارتش و حضورشان برای سرکوب منتشر شده بود بسیاری خبر را دروغ و اصلا داشتن تویوتا پلاک شخصی نیروی زمینی ارتش را محال ممکن میدانستند !
Another Iranian Athlete Faces Execution by the Islamic Republic: Benyamin Naghdi
Benjamin Naghdi is a 26-year-old kickboxer and Muay Thai athlete whose only dream was a free Iran, one where he could live, speak and support his family with dignity.
Arrested during Iran’s January uprising, Benjamin now faces execution. His family says the “confession” broadcast by state media was coerced and warns that the Islamic Republic may repeat what it did to champion wrestler Navid Afkari.
His brother has one simple plea: “I only have one brother.”
رژیم و مزدورانش باید بدانند که کشتن مردم بدون هزینه نخواهد بود؛ در ۱۸ و ۱۹ دی در قیروکارزین فارس، شهرک امام، جایی که دهها جاویدنام داشتیم، به سمت مردم تیراندازی میکرده.
نام: یوسف زمانی
نام پدر: عباس معروف به عباس سیاه
آدرس: قیروکارزین، بخش افرز، زاخرویه، روستای مزرعه پهن
صاحب یک مغازه به نام زاخور سفید است.
برای جلاد شریک نتراشید
جمهوری اسلامی و مامورانش میکوشند برای کشتار جنایتکارانه ۱۸ و ۱۹ دیماه شریک پیدا کنند. چون وقتی نمیتوان اصل جنایت را پنهان کرد، باید مسئولیتش را مثل قبض رستوران میان همه تقسیم کرد: کمی آمریکا، کمی اسرائیل، مقداری هم پادشاهیخواهان و رسانههای مستقل؛ فقط کسی نپرسد اسلحه دست چه کسی بود.
کسانی که مسئولیت جمهوری اسلامی را انکار میکنند یا میکوشند از وزن آن بکاهند، دانسته یا ندانسته، در عملیات تطهیر رژیم مشارکت دارند. برای همکاری با حکومت لازم نیست حتما حقوقبگیر وزارت اطلاعات باشید؛ گاهی کافی است درست وقتی نام قاتل مطرح میشود، عینک تحلیل به چشم بزنید و دنبال «ریشههای پیچیده ماجرا» بگردید. و البته عددسازیهای نظام برای جاویدنامهای انقلاب ملی را باور کنید و چوب طلا بدست بگیرید و البته بر سر خود بکوبید.
طرفداران خجالتی رژیم معمولا میگویند: «بله، ما هم انتقادهایی به جمهوری اسلامی داریم، اما...»
همین «اما» ماشین لباسشویی اصلاحطلبان و مالهکشان است؛ جنایت را خونآلود تحویل میگیرد و با دور تند «شرایط حساس کنونی» و «نباید جامعه را دوقطبی کرد» تمیز پس میدهد.
اصلاحطلب حکومتی همواره مخالف کشتار است، مشروط به اینکه نام قاتل گفته نشود. با اعدام مخالف است، اما درباره «زمینههای امنیتی پرونده» سوال دارد. از مردم حمایت میکند، اما زمان اعتراض را مناسب نمیداند. با اصل جمهوری اسلامی مشکلی ندارد؛ فقط آرزو میکند جلاد هنگام کشتن لبخند بزند، حکم را با فونت زیباتری چاپ کند و پیش از شلیک یک میزگرد درباره گفتوگوی ملی برگزار شود.
چپ محور مقاومتی نیز طبق معمول ابتدا قربانی را بازجویی میکند: چرا اعتراض کردی؟ چرا آن شعار را دادی؟ چرا پرچم شیر و خورشید داشتی؟ چرا شاهزاده رضا پهلوی را قبول داری؟ چرا اسرائیل را محکوم نکردی؟ در دستگاه فکری این جماعت، مامور مسلح همیشه «واکنش» نشان میدهد و جوان بیدفاع باید توضیح دهد چرا کاری کرده که اسلحه ناراحت شود.
نه! جمهوری اسلامی به دلیل یک فراخوان یا یک رسانه مردم را نکشت. کشت چون بقای خود را در کشتن ایرانیان دید. فرمان را حکومت داد، ماشه را نیروهای حکومت کشیدند و دستگاه تبلیغاتی حکومت برای دفن حقیقت به حرکت درآمد. مسئولیت این جنایت را نمیتوان با چند واحد درسی از مارکس و یک میزگرد درباره امپریالیسم سبکتر کرد.
سیاست خارجی هر رژیم توتالیتر ادامه سیاست داخلی آن است. حکومتی که در داخل با زندان، گلوله و چوبه دار حکومت میکند، پشت مرز ناگهان کبوتر صلح نمیشود. جمهوری اسلامی در داخل ایرانی میکشد و در خارج تروریسم صادر میکند؛ اینها دو سیاست جداگانه نیستند، دو شیفت کاری یک کارخانهاند.
تفکیک میان «جمهوری اسلامی بد در داخل» و «جمهوری اسلامی مقاوم در خارج» همان قدر مضحک است که بگوییم با دست راست جلاد مخالفیم، اما دست چپش چون ضد امپریالیستی است، قابل احترام است. هر دو دست به گلوی ایران چسبیدهاند.
تحلیل با همدستی تفاوت دارد. تحلیل علتها را بررسی میکند، اما قاتل و قربانی را کنار هم روی صندلی متهم نمینشاند. هر کس جمله «جمهوری اسلامی مردم را کشت» را با یک «اما» ادامه دهد، در حال باز کردن در پشتی دادگاه برای فرار جلاد است.
کشتار ۱۸ و ۱۹ دیماه سوءتفاهم، حادثه یا واکنش نبود؛ تصمیم حکومتی بود که برای ماندن، ایران را میکشد. مسئولیت آن کامل و مستقیم بر عهده جمهوری اسلامی، آمران، عاملان و همه کسانی است که هنوز با سطل و تی اصلاحات و محور مقاومت دنبال پاککردن خون از عبای نظام میگردند.
#انقلاب_شیر_و_خورشید
#انقلاب_ملی_ایران
#ایران_را_پس_میگیریم