سرد ترین صبح همین زمستون یه روز بیدار شدم برم سر کار و پارتنرمو اتفاقی توی خیابون دیدم و ایگنورم کرد. هیچوقت دیگه باهام حرف نزد و هیچ توضیحی نداد. تا شب قبلش همه چیز نرمال بود. ۲-۳ ماه میگذره و هنوز ذره ای بهتر نشدم.
امسال یکی از سختترین زمستونای تورنتو بود!
۵ ماهِ بشدت افسردهکننده و طاقتفرسا رو پشتسر گذاشتیم!
از اونطرف اخبار و اتفاقهای ایران و تنش با حامیان رژیم توی خیابونو و توییتر هم بشدت این شرایط رو تشدید کرد.
مطمئنم تمام ایرانیای تورنتو این زمستون بدترین زمستونشون بوده!
اگر کار در زمینه آرت یا هر چیزی که به عنوان کسی که fine arts خونده بتونم انجام بدم توی تورنتو سراغ دارید ممنون میشم کمک کنید
کار توی فیلد دیگه ای هم باشه اگه در توانم باشه انجام میدم