«با هیچ منطقی نمیشد بر این زندگی نام زندگی گذاشت، زندگی نبود؛ صرفاً در مسیری مشخص بهجلو رانده میشدی. تمام فکروذکرمان شده بود امید به آینده. تنها چیزی که به زمان حال معنا میداد این بود که باید به هر طریقی، به هر شکلی، از آن گذر کرد.»
- زیر تیغ ستارهی جبار؛ هدا مارگولیوس کووالی.
«أيتها اللحظات السعيدة التي لم تأت بعد، هل لك أن تسلكي دربا مختصرا، قبل أن تشيخ قلوبنا.»
ای لحظات شادی که هنوز از راه نرسیدهای، مسیر میانبری را در پیش میگیری؟ پیش از آنکه قلبهایمان پیر شود.
- نزار قبانی.