@147Ssm@bazargan_ir وقتی این قدر یابویی که نمیدونی رضا کاکولد غیرمستقیم قول درآمد یک تریلیون دلاری آمریکایی ها رو داد ولی آمریکایی ها احتمالاً گفتن ولش کن این کصخله!
است. لغو تحریمها، سرمایهگذاری خارجی و سایر مزایای اقتصادی هرچقدر هم مهم باشند، نمیتوانند جای خالی حلوفصل شفاف این موضوع را پر کنند. تا زمانی که تکلیف حق غنیسازی ایران بهصورت روشن مشخص نشود، این پرسش باقی خواهد ماند که آیا توافق جدید مقدمهای برای حل پایدار اختلافات (11/12)
برای آمادهسازی فضای سیاسی جهت تحمیل محدودیتهایی به رهبری جمهوری اسلامی باشد که تاکنون غیرقابل مذاکره تلقی میشد.
در نهایت، صرفنظر از اینکه کدامیک از این تحلیلها به واقعیت نزدیکتر باشد، یک نکته روشن است: سرنوشت توافق ایران و آمریکا همچنان به مسئله غنیسازی گره خورده (10/12)
نادیده گرفتن مسئله حق غنیسازی میتواند نشانهای از باقی ماندن اختلافات بنیادین میان دو طرف باشد.
تفسیر دوم آن است که در داخل ایران نیز تلاشهایی برای تغییر رویکرد نسبت به مسئله غنیسازی در جریان باشد. از این منظر، حذف تأکید صریح بر حق غنیسازی از متن توافق میتواند تلاشی (9/12)
آمریکا اساساً قصد حل نهایی اختلاف را ندارد و توافق فعلی را بیشتر ابزاری برای مدیریت بحران میداند. در این نگاه، هدف اصلی نه دستیابی به یک توافق پایدار، بلکه ایجاد یک وقفه در تنشها، جلوگیری از گسترش بحران در منطقه و خرید زمان برای شرایط آینده است. اگر چنین باشد، حذف یا (8/12)
به سلاح اتمی سخن گفته میشود، اما اشارهای روشن و صریح به حق غنیسازی ایران دیده نمیشود. این سکوت نمیتواند بیاهمیت باشد؛ زیرا دقیقاً درباره موضوعی است که در تمام سالهای گذشته گره اصلی اختلاف دو طرف بوده است.
این ابهام چند تفسیر را پیش روی ناظران قرار میدهد. نخست آنکه (7/12)
روشن این مسئله را میتوان در مذاکرات محرمانه مسقط مشاهده کرد. شروع آن مذاکرات زمانی از طرف تهران مورد موافقت قرار گرفت که دولت اوباما از موضع پیشین خود عقبنشینی کرد و اصل غنیسازی در خاک ایران را پذیرفت. همین تغییر رویکرد بود که مسیر دستیابی به توافق هستهای را هموار کرد (4/12)
دلیل نیز مسئله غنیسازی نهتنها در زمان شکلگیری برجام، بلکه در زمان فروپاشی آن نیز نقش محوری داشت.
اکنون نیز اگر به چارچوب توافق جدید نگاه کنیم، نکتهای قابل تأمل به چشم میخورد. در بندهای این توافق، از تعهد تهران به رقیقسازی مواد هستهای، محدودیتهای فنی و عدم دستیابی (6/12)
و در نهایت در دولت روحانی به توافق برجام انجامید.
در مقابل، دونالد ترامپ نیز یکی از مهمترین انتقادات خود به برجام را همین موضوع قرار داد. از نگاه او و حامیانش، توافقی که امکان ادامه غنیسازی در ایران را حفظ کند، نمیتواند تضمینکننده اهداف مورد نظر آمریکا باشد. به همین (5/12)
هر زمان که این حق را نپذیرفته، مذاکرات به بنبست رسیده است. به همین دلیل، برای ارزیابی هر توافق جدید، پیش از هر چیز باید جایگاه حق غنیسازی در متن آن را بررسی کرد؛ زیرا این موضوع همچنان مهمترین شاخص برای سنجش پایداری یا شکنندگی هر توافق میان دو کشور محسوب میشود. نمونه
(3/12)
ابهام غنیسازی؛ گره اصلی توافق ایران و آمریکا
در نگاه نخست، توافق احتمالی میان ایران و آمریکا توافقی درباره لغو تحریمها، اختصاص یک بسته سرمایهگذاری چندصد میلیارد دلاری برای بازسازی و توسعه اقتصاد ایران و کاهش حضور نظامی آمریکا در پیرامون ایران به نظر میرسد. اما واقعیت (1/12)
1
آن است که موفقیت یا شکست این توافق به یک موضوع گره خورده است: حق غنیسازی ایران.
تجربه دو دهه گذشته نشان داده است که مسئله غنیسازی همواره اصلیترین محور اختلاف میان تهران و واشنگتن بوده است. تنها زمانی که آمریکا حاضر شده حق غنیسازی ایران را بپذیرد، مسیر توافق باز شده و (2/12)