ولی واقعا کاش یه روز میشد وقتی میخوایم بریم سرکارو دانشگاه لباسی که واقعا دوس داریم تن کنیم بدون اون مقنعه های زشت و سوار دوچرخه بشیم وتا خود مقصد زیرلب اهنگای موردعلاقمونو بخونیم....
من ۵۰ نفر از آدمایی که تو زندگی خیلی «خوششانس» به نظر میان رو بررسی کردم.
نه ساعت ۵ صبح از خواب بیدار میشن،
نه هر روز با بدبختی خاطرهنویسی میکنن و نه سیستمهای پیچیده برای افزایش بهرهوری دارن.
در عوض، همهشون این ۱۲ تا کار رو با دقت و وسواس انجام میدن:
خانم تازه یه عالمه دوست هم داره که زیر توییتش دارن نازیش میکنن که وای حق داری عزیزم.همینکارو با خودشون میکردن خشتک عالمو آدمو پاره میکردن.سیاه بازای دوزاری.
جالبه خود اقایون هم دارن میگن اشتباهه این کار…باز خانم داره پافشاری میکنه.زن برای خودت زندگیبساز جای این کسشرا
باب نوع جدیدی از مهمونی رو گشودم. رفیقم بعد مدتها ساعت ۷:۳۴ با حلیم اومد زنگ خونه رو زد. منم از تخت در اومدم درو باز کردم و مسواک زدم و قهوه ساختم. ساعت ۱۱ هم رفت که بره با زن و بچه برن مسافرت. منم برگشتم به آغوش کتاب و تخت.
اگه ظرفای کثیف حلیم تو ظرفشویی نبود خودمم شک میکردم.
بهعنوان دختری که تو تهران به دنیا اومدم، بزرگ شدم و درس خوندم میگم دختر تهرانی از نظر قالتاقی و شیشهخوردهداشتن باید بره جلوی دختر شهرستانی که تازه پاش به تهران رسیده لنگ بندازه!
ببخشید ولی if you know, you know.
پدری رفت انبار جنازه پول بده پیکر بچهشو تحویل بگیره، از یه بادیبگ ناله شنید الکی گفت اینه بچهم که اون طفلکی شاید زنده بمونه
حماسه نوشت ایران…
چقد باید بیمقدار باشی که با اون ادبیات بیضهای چنین شکوه و شهامتی رو زیر سوال ببری
قلبم میشکنه از این حجم ضدایرانی بودن در پهنه جهان