🎥 يومٌ في #الميادين؛ من حوارٍ مباشر حول تطورات المنطقة، إلى لقاءٍ وحوارٍ مع الأستاذ #غسا��_بن_جدو، رئيس مجلس إدارة شبكة الميادين.
لم تعد وسائل الإعلام في منطقتنا مجرد ناقلٍ للتطورات؛ بل أصبحت جزءاً من ميدان السياسة والجيوسياسة وصناعة الروايات والصراع عليها.
كان الحوار مع غسان بن جدو حول هذه التحولات ومستقبل المنطقة لقاءً مهماً وقيّماً سيبقى في الذاكرة.
🎙یک روز در المیادین؛ از گفتوگوی زنده درباره تحولات منطقه تا دیدار و گفتوگو با استاد غسان بن جدو، رئیس هیئتمدیره شبکه المیادین.
رسانه در منطقه ما دیگر صرفاً روایتگر تحولات نیست؛ خود بخشی از میدان بزرگ سیاست، ژئوپلیتیک و جنگ روایتهاست.
گفتوگو با غسان بن جدو درباره این تحولات و آینده منط��ه، برای من دیداری ارزشمند و بهیادماندنی بود.
۲۶ شهریور ۱۴۰۵
#ایران
#یمن
#انصارالله
https://t.co/6iWsE9tPqw
تیترهای مهم مصاحبه محمدعلی صنوبری با شبکه المیادین
۲۶ شهریور ۱۴۰۵
🔷 صنوبری در المیادین: تنگه هرمز دیگر به وضعیت قبل از جنگ بازنمیگردد
▫️تنگه هرمز از یک گذرگاه بینالمللی آزاد به یک ابزار بازدارندگی راهبردی تبدیل شده است
▫️ اگر جنگ ۲۰۰ شب دیگر هم ادامه پیدا کند، مقاومت ادامه خواهد داشت
▫️ درست است که ما آسیب میبینیم، اما دشمن بیشتر آسیب میبیند
▫️ اگر دشمن واقعیتهای میدان را بپذیرد، مسیر دیپلماسی دوباره باز خواهد شد
▫️ گره جنگ با سلا�� باز نمیشود؛ با عقلانیت و تعقل حل میشود
▫️ عربستان باید واقعیتهای میدانی یمن را بپذیرد
▫️ سرنگونی F-15 یک تحول بسیار بزرگ است؛ غافلگیریهای بزرگتری در راه است
▫️انصارالله هنوز به اوج رویارویی نرسیده است
🔶 صنوبري في الميادين: مضيق هرمز لن يعود إلى ما كان عليه قبل الحرب
▪️ هرمز تحوّل من ممر دولي حر إلى أداة ردع استراتيجية
▪️حتى لو استمرت الحرب 200 ليلة أخرى، فالمقاومة مستمرة
▪️صحيح أننا نتضرر، لكن العدو يتضرر
▪️إذا قبل العدو حقائق الميدان، فطريق الدبلوماسية سيعود مفتوحاً
▪️العقد لا تُحل بالسلاح والخيارات العسكرية، بل بالعقل والتعقل
▪️ ع��ى السعودية أن تقبل الحقائق الميدانية في اليمن
▪️ إسقاط مقاتلة F-15 تطور كبير جداً، ومفاجآت أكبر قادمة
▪️أنصار الله لم يصلوا بعد إلى ذروة المواجهة
🔷 Senobari on Al Mayadeen: The Strait of Hormuz Will Not Return to Its Pre-War Status
Hormuz Has Shifted From a Free International Passage to a Strategic Deterrent
Even If the War Lasts Another 200 Nights, the Resistance Will Continue
We Are Being Hurt, But the Enemy Is Being Hurt More
If the Enemy Accepts the Facts on the Ground, Diplomacy Can Return
Wars Cannot Be Resolved by Weapons and Military Options Alone, but Through Reason and Restraint
Saudi Arabia Must Accept the Facts on the Ground in Yemen
The Downing of an F-15 Is a Major Development — Bigger Surprises Are Coming
Ansar Allah Has Not Yet Reached the Peak of the Confrontation
https://t.co/HOVtzMkJkA
https://t.co/7oQ2puz4YI
إرادة الشعب الإيراني لن تتغير أبدًا، والمئتا ليلة التي قضاها الشعب في الميدان دليلٌ على ذلك. ونحن لا نعتدي على أحد، بل نقاوم لأن العدو هو من اعتدى علينا.
الباحث في الشأن السياسي محمد علي صنوبري
#الميادين
كان واضحًا أن الحقائق الميدانية وما يحققه أنصار الله من ضربات كبيرة سترغم السعودية في نهاية المطاف على العودة إلى الدبلوماسية واحترام الجيرة.
الباحث في الشأن السياسي محمد علي صنوبري
#الميادين
نامهای از یک جامعهشناس ایرانی به #الکساندر_دوگین؛ از سر احترام، دوستی و باور به آینده جهان چندقطبی. این نامه قدردانی از نگاه تمدنی و اوراسیاگرایانه او و حمایت از روابط راهبردی #ایران و #روسیه است، اما در عین حال پرسشی صمیمانه درباره مسئولیت اخلاقی قدرتهای بزرگ در برابر رنج مردم #فلسطین و غزه مطرح میکند؛ پرسشی که امیدوارم استاد گرامی، روزی پاسخ آن را با ما در میان بگذارد.
نامهای سرگشاده به الکساندر دوگین
پرسشی از یک شاگرد ایرانی درباره جهان چندقطبی
جناب آقای الکساندر دوگین، استاد گرامی!
سخنان اخیر شما درباره غرب و غربگرایان را خواندم و آن را در شبکههای اجتماعی خود منتشر کردم. پیش از هر چیز، اجازه میخواهم از شما تشکر کنم؛ نه فقط بابت این سخن اخیر، بلکه بابت سالها تلاش فکری شما برای شناخت و نقد تمدن غرب و تلاش برای توضیح جهانی متفاوت از آنچه در دهههای گذشته بر روابط بینالملل حاکم بوده است.
ممکن است همه ما با تمام دیدگاههای یک متفکر موافق نباشیم، اما نمیتوان منکر شد که شما از جمله اندیشمندانی هستید که درباره غرب نه صرفاً از منظر سیاسی، بلکه از زاویه فلسفه، ت��دن، فرهنگ و تاریخ اندیشیدهاید. برای من، به عنوان یک جامعهشناس ایرانی، این تلاش فکری همواره قابل احترام و آموختن بوده است.
بهویژه نظریه اوراسیاگرایی شما و تأکیدتان بر ضرورت عبور جهان از نظم تکقطبی، برای بسیاری از ما در ایران موضوعی جدی و قابل تأمل بوده است. ایده جهانی که در آن تمدنها و ملتهای مختلف بتوانند بدون آنکه مجبور باشند در چارچوب یک مرکز قدرت واحد تعریف شوند، هویت و مسیر تاریخی خود را حفظ کنند، از نظر ما صرفاً یک نظریه ژئوپلیتیک نیست؛ میتواند یک بحث مهم درباره عدالت در نظام بینالملل باشد.
از همین منظر، میخواهم از مواضع شما درباره ایران و جمهوری اسلامی ایران نیز صمیمانه تشکر کنم. شما در سالهای گذشته تلاش کردهاید ایران را فراتر از تصویرهایی که معمولاً در رسانههای غربی ارائه میشود، ببینید و جایگاه ایران را در نظم در حال شکلگیری جهان جدی بگیرید. این رویکرد برای بسیاری از ایرانیان، بهویژه کسانی که از روابط راهبردی تهران و مسکو و شکلگیری یک جهان چندقطبی حمایت میکنند، ارزشمند بوده است.
اما استاد گرامی، اگر اجازه دهید، امروز یک پرسش را از موضع یک شاگرد با شما در میان بگذارم.
شما بارها درباره مسئولیت تاریخی روسیه، ضرورت استقلال تمدنی و پایان جهان تکقطبی سخن گفتهاید. اگر این نگاه را بپذیریم، به نظر میرسد جهان چندقطبی فقط زمانی معنا پیدا میکند که در کنار توازن قدرت، توازن اخلاقی و مسئولیت انسانی نیز وجود داشته باشد.
اینجاست که ذهن من به مسئله فلسطین و غزه میرسد.
من از شما نمیخواهم موضع ایران را تکرار کنید. همچنین نمیخواهم این مسئله را فقط در چارچوب رقابت روسیه و غرب یا مناسبات نظامی و ژئوپلیتیک تحلیل کنید.
بلکه از شما، به عنوان اندیشمندی که برای مفهوم تمدن، استقلال ملتها و جهان چندقطبی اهمیت ویژهای قائل است، یک خواهش دارم:
اگر فرصتی برای گفتوگو با ولادیمیر پوتین، رئیسجمهور روسیه، دارید، درباره رنج مردم فلسطین نیز با او سخن بگویید.
نه فقط به عنوان یک مسئله مربوط به منافع روسیه.
نه فقط به عنوان بخشی از رقابت میان مسکو و واشنگتن.
بلکه به عنوان مسئلهای انسانی که امروز وجدان بخش بزرگی از جهان را درگیر کرده است.
در غزه، در لبنان و در سرزمینهای فلسطینی، تصاویر و گزارشهای دردناک بسیاری منتشر شده و درباره کشتار غیرنظامیان، آوارگی، تخریب و تغییرات جغرافیایی پرسشهای جدی در افکار عمومی جهان شکل گرفته است. شاید یک صدای روسی که از جایگاهی مستقل و انسانی درباره این مسائل سخن بگوید، بتواند اهمیت بیشتری پیدا کند.
من تصور میکنم اگر روسیه قرار است یکی از پایههای جهان چندقطبی آینده باشد، صدای آن درباره عدالت بینالمللی نیز باید به همان اندازه شنیده شود که صدایش درباره موازنه قدرت شنیده میشود.
اینجا میخواهم یک نکته دیگر را نیز با نهایت احترام با شما در میان بگذارم.
ما در ایران، به عنوان جامعهشناسان، دانشگاهیان و فعالان فکری و رسانهای، سالها نسبت به روسیه نگاه مثبتی داشتهایم. بسیاری از ما از گسترش روابط راهبردی ایران و روسیه، همکاریهای اقتصادی و دفاعی، عضویت و نقشآفرینی دو کشور در بریکس و سازمان همکاری شانگهای و شکلگیری ترتیبات جدید در نظام بینالملل حمایت کردهایم.
در بحران اوکراین نیز بسیاری از ایرانیان تلاش کردهاند مواضع روسیه را در چارچوب رقابت بزرگتر میان شرق و غرب و تحولات نظام بینالملل بفهمند.
اما یک نکته برای من همچنان روشن نشده است و اتفاقاً دوست دارم پاسخ آن را از شما، که...
متن کامل نامه در تلگرام👇
https://t.co/06BFa94BaR
An open letter from an Iranian sociologist to #Alexander_Dugin—written in a spirit of respect, friendship, and faith in a multipolar world. The letter expresses appreciation for his civilizational and Eurasianist vision and for #Iran–#Russia strategic relations, while respectfully raising a heartfelt question about the moral responsibility of great powers toward the suffering of the #Palestinian people and #Gaza.
An Open Letter to Alexander Dugin
A Question from an Iranian Scholar on Multipolarity and the Eurasian Vision
Dear Professor Alexander Dugin,
I recently read your remarks about the West and Westernism and shared them on my social media. I would first like to express my sincere gratitude—not only for these recent words, but for your years of intellectual work devoted to understanding and critically examining Western civilization and to articulating a vision beyond the unipolar order that has shaped international relations for decades.
One may not agree with every idea of a thinker, but it is difficult to deny the importance of your effort to understand the West through philosophy, civilization, culture, and history, rather than politics alone. As an Iranian sociologist, I have always regarded this intellectual work with genuine respect and a willingness to learn.
Your vision of Eurasianism, and your call for a world beyond unipolarity, have been particularly meaningful to many of us in Iran. The idea of a world in which different civilizations and nations can preserve their identities and pursue their own historical paths, without submitting to a single center of power, is not merely a geopolitical proposition. It is also a question of justice in international relations.
I would also like to express my appreciation for your positions toward Iran and the Islamic Republic of Iran. You have consistently tried to see Iran beyond dominant Western narratives and to recognize its role in the emerging international order. For many of us who believe in a deep strategic partnership between Iran and Russia, this has been both meaningful and encouraging.
It is precisely from this position of friendship and respect that I would like to share a question with you.
You have spoken extensively about Russia's historical responsibility, civilizational independence, and the necessity of a multipolar world. If we take this vision seriously, then I believe multipolarity requires not only a balance of power, but also a balance of moral responsibility.
This brings me to Palestine and Gaza.
I am not asking you to repeat Iran's position, nor do I wish to reduce this issue to the geopolitical competition between Russia and the West. Rather, I respectfully ask you, as a thinker deeply committed to civilization, sovereignty, and multipolarity:
If you have the opportunity to speak with President Vladimir Putin, please also speak with him about the suffering of the Palestinian people.
Not merely as a matter of Russian interests or geopolitical calculation, but as a human and moral question.
The suffering of civilians in Gaza, the destruction, displacement, and continuing tragedy of the Palestinian people have deeply affected public conscience across the world. Perhaps a clear and principled Russian voice on this issue could carry a significance beyond immediate geopolitical calculations.
If Russia is to become one of the principal pillars of an emerging multipolar order, its voice on international justice should be heard as clearly as its voice on the balance of power.
There is another question I would like to place before you with the same spirit of respect.
We in Iran—academics, sociologists, intellectuals, and media professionals—have for many years supported closer strategic relations between Iran and Russia, including economic and defense cooperation, BRICS, the Shanghai Cooperation Organization, and the emergence of a more balanced international system.
The full text of the letter is in the link below 👇
https://t.co/inSq1xkrtr
رسالة مفتوحة من باحث في علم الاجتماع الإيراني إلى #ألكسندر_دوغين، كُتبت بروح من الاحترام والصداقة والإيمان بإمكان قيام عالم متعدد الأقطاب. تعبّر الرسالة عن التقدير لرؤيته الحضارية والفكر الأوراسي، وللشراكة الاستراتيجية بين #إيران و #روسيا، لكنها تطرح في الوقت نفسه سؤالاً ودياً وصريحاً حول المسؤولية الأخلاقية للقوى الكبرى إزاء معاناة الشعب الفلسطيني وما يجري في #غزة؛ وهو سؤال آمل أن يتفضل الأستاذ دوغين، بما له من مكانة فكرية، بمشاركتنا رؤيته حوله.
رسالة مفتوحة إلى ألكسندر دوغين
سؤال من باحث إيراني حول التعددية القطبية والرؤية الأوراسية
الأستاذ الدكتور ألكسندر دوغين المحترم،
قرأتُ مؤخراً تصريحاتكم حول الغرب والتيارات الغربية، وقمتُ بنشرها على صفحاتي في وسائل التواصل الاجتماعي. وقبل كل شيء، أود أن أتوجه إليكم بخالص الشكر، ليس فقط على هذه التصريحات الأخيرة، وإنما أيضاً على سنوات طويلة من العمل الفكري الذي كرّستم جانباً مهماً منه لفهم الحضارة الغربية ونقدها، ولطرح رؤية لعالم يتجاوز النظام الأحادي القطبية الذي هيمن على العلاقات الدولية طوال عقود.
قد لا نتفق، نحن جميعاً، مع كل ما يطرحه مفكر بعينه من أفكار ومواقف، ولكن يصعب إنكار أنكم من بين المفكرين الذين سعوا إلى دراسة الغرب لا من زاوية السياسة وحدها، بل من خلال أبعاده الأعمق: الفلسفة، والحضارة، والثقافة، والتاريخ. وبصفتي باحثاً في علم الاجتماع من إيران، فقد نظرت دائماً إلى هذا الجهد الفكري باحترام عميق، وبروح الرغبة في التعلم والاستفادة.
وقد شكّلت رؤيتكم إلى الأوراسية (Eurasianism)، وكذلك تأكيدكم المستمر على ضرورة تجاوز النظام العالمي الأحادي القطبية، موضوعاً جدياً للتأمل بالنسبة إلى كثيرين منا في إيران. إن فكرة قيام عالم تستطيع فيه الحضارات والشعوب المختلفة أن تحافظ على هوياتها التاريخية وأن ت��لك مساراتها الخاصة، من دون أن تكون مضطرة إلى تعريف نفسها في إطار مركز واحد للقوة، ليست، في نظري، مجرد نظرية جيوسياسية؛ بل يمكن أن تكون أيضاً إسهاماً مهماً في النقاش الأوسع حول العدالة في العلاقات الدولية.
ومن هذا المنطلق، أود كذلك أن أ��بر عن تقديري الصادق لمواقفكم من إيران ومن الجمهورية الإسلامية الإيرانية. فقد حاولتم، خلال السنوات الماضية، النظر إلى إيران بعيداً عن الصور النمطية التي تقدمها في كثير من الأحيان السرديات الإعلامية الغربية السائدة، كما تعاملتم مع مكانة إيران في النظام الدولي الآخذ في التشكل بوصفها مسألة جدية.
وقد كان لهذا النهج معنى خاص بالنسبة إلى كثير من الإيرانيين، ولا سيما أولئك الذين يؤمنون بأهمية الشراكة الاستراتيجية بين طهران وموسكو، وبضرورة قيام نظام دولي متعدد الأقطاب يحفظ استقلال الدول وكرامة الشعوب وتنوع الحضارات.
ومن هذا الموقع، موقع الصداقة والاحترام، أود أن أشارككم اليوم سؤالاً.
لقد تحدثتم مراراً عن المسؤولية التاريخية لروسيا، وعن الاستقلال الحضاري، وعن ضرورة تجاوز النظام العالمي الأحادي القطبية. وإذا أخذنا هذه الرؤية على محمل الجد، فإنني أعتقد أن العالم المتعدد الأقطاب لا يحتاج إلى توازن في موازين القوة فحسب، بل يحتاج أيضاً إلى توازن في المسؤولية الأخلاقية.
ومن هنا تتجه أفكاري إلى فلسطين وغزة.
أنا لا أطلب منكم أن تكرروا الموقف الإيراني، ولا أرغب في تناول ��ذه المسألة حصراً من زاوية التنافس بين روسيا والغرب، أو من خلال لغة التحالفات العسكرية والجغرافيا السياسية.
بل أود، بكل تواضع واحترام، أن أطرح عليكم، بوصفكم مفكراً كرّس جانباً كبيراً من مشروعه الفكري لقضايا الحضارة واستقلال الشعوب والعالم المتعدد الأقطاب، رجاءً واحداً:
إذا أتيحت لكم فرصة الحديث مع الرئيس فلاديمير بوتين، فسأكون ممتناً لكم إذا تحدثتم معه أيضاً عن معاناة الشعب الفلسطيني.
ليس فقط باعتبارها قضية تتصل بالمصالح الوطنية الروسية.
وليس فقط باعتبارها بعداً آخر من أبعاد التنافس الاستراتيجي بين موسكو وواشنطن.
بل باعتبارها قضية إنسانية عميقة تمس ض��ير جزء كبير من العالم.
في غزة ولبنان والأراضي الفلسطينية، شهد العالم خلال السنوات الأخيرة صوراً وتقارير مؤلمة للغاية، وأثيرت في الرأي العام الدولي أسئلة جدية حول قتل المدنيين، والنزوح، والدمار، والتغييرات التي تطرأ على الجغرافيا والواقع السياسي في المنطقة.
وربما يكون لصوت روسي يتحدث عن هذه القضايا من موقع مستقل وإنساني أهمية تتجاوز الحسابات المباشرة لل��غرافيا السياسية.
إنني أعتقد أن روسيا، إذا كانت ستصبح أحد الأعمدة الرئيسية لعالم دولي متعدد الأقطاب، فإن صوتها في قضايا العدالة الدولية ينبغي أن يكون مسموعاً بالوضوح والثقة نفسيهما اللذين يُسمع بهما صوتها في قضايا توازن القوى.
وهناك مسألة أخرى...
النص الكامل للرسالة موجود في الرابط أدناه👇
https://t.co/w9boW251YJ
الکساندر دوگین در سایت شخصی خود نوشت:
«اصلاً خودِ غرب آنقدر نفرتانگیز نیست که غربگرایانِ خودمان نفرتانگیزند... غرب آنقدر ترسناک نیست که غربگرا.»«جهنم جذابیت خاص خودش را دارد، اما کسانی که تسلیم آن میشوند، هیچ جذابیتی ندارند؛ آنها گرفتار، کثیف و نفرتانگیزند.»«اینوآگنت، رلوکانت و یهودا، مترادفِ غربگرا هستند.»
ألكسندر دوغين:
«في الواقع، الغرب نفسه ليس مقززًا إلى ذلك الحد، بقدر ما أنَّ المتغرّبين بيننا أكثر إثارةً للاشمئزاز. فالخطِر ليس الغرب بقدر ما هو الغربيُّ التابع.»
نشر دوغين هذه العبارة مؤخرًا عبر قناته، في سياق نقده للتيار الغربي داخل روسيا.
Alexander Dugin:
“In truth, the West itself is not nearly as repugnant as those among our own people who have surrendered themselves to Westernism. The West is not nearly as dangerous as the Westernist who has made himself its willing instrument.”
Dugin recently published this remark in the context of his critique of the Westernist current within Russia.
تصویرسازی: محمدعلی صنوبری
۲۴ مرداد ۱۴۰۵
https://t.co/6iWsE9tPqw
#Alexander_Dugin
#Westernism
#TheWest
#Westernists
#SelfAlienation
@AGDugin
Trump’s May 2026 trip to China was presented as diplomacy, but many saw something deeper: America arriving in Beijing from a position of weakness after costly tensions with Iran, economic pressure at home, and declining global credibility.
Instead of isolating Iran, recent events showed Washington can no longer impose outcomes without major costs. China avoided siding with the U.S., reaffirmed support for regional sovereignty, and projected confidence as a rising global power.
Even symbolic protocol mattered: Xi Jinping did not personally accompany Trump at the final departure ceremony — a subtle signal widely noticed across Asia.
The visit exposed a larger reality: the global system is steadily moving toward a post-American era where China, Iran, and Eurasian powers play a greater role in shaping world order.
By: Dr. Mohammadali Senobari
Political Sociologist and Director of the International Media Platform “Newvision”
Read the full article at the link below.
https://t.co/dgibH92t5q
#TrumpChina #AmericanDecline #PostAmericanEra
دشمن میخواهد "جنگ" را شروع و "خسارت" وارد کند اما هزینه آن را ندهد.
برای همین ضمن تایید اعلام حمله به سواحل ایران، اعلام میکند این حمله به معنای پایانِ آتش بس و شروع جنگ نیست!
یعنی هم میخواهد قیمت نفت را کنترل کند و هم از طرفی نقض آتش بس را مانند آنچه رژیم جعلی صهیونی در غزه و لبنان انجام میدهد، برای ایران نیز عادیسازی نماید.
#تنگه_هرمز
#خلیج_فارس
#قشم
في مياه الخليج الفارسي الشامخة، تلاشى صخب السفن الحربية أمام الإرادة الوطنية للإيرانيين.
تردّد اسم ذلك الإرهابي المنحرف بين الأمواج، لكن الرد جاء من صخورٍ صلبة لا تنكسر.
هنا، حيث لا تُقاس القوة بالضجيج، بل تُعرَف بالثبات والصمود.
#الخليج_النصر#مضيق_هرمز#Pakistán
#Strait_of_Hormuz
In the proud waters of the #Persian_Gulf, the clamor of warships faded before the national will of the Iranian people.
The name of that deviant terrorist echoed among the waves, yet the answer came from unyielding rocks.
Here, power is not measured by noise—but defined by resilience and steadfastness.
#TrumpPedófilo
#trump
#iran
@AGDugin با سلام و تشکر از استاد و فیلسوف بزرگ جناب الکساندر دوگین. ما مطمئن هستیم که در سمت درست تاریخ ایستادهایم. آینده از آن کسانی است که قرنها تحت ظلم و ستم قدرتهای فزون طلب و امپریالیستی بوده اند. سلام بر نظم نوین جهانی و جهان چند قطبی.
جريمة شركاء #إبستين. استُشهد مواطن إيراني شاب على هامش مسيرة يوم القدس، نتيجة إطلاق صواريخ من دول المحور. هذا ليس ذكاءً اصطناعياً، بل هو الوجه القبيح للإرهاب الأمريكي والإسرائيلي.
#امریکا#الشیطان_الأكبر