فک کردم این در اتاق منه، نگو اون یه دره؛ خو خانوم دوتا دره! اومدم بیام دوتا دره اینجا، از هرکدوم اون اتاق در منه! اون در اتاقه، یکی در منه، درِ اون اتاقه… اون یکی.
عه! داد میزنه اینجا هی.
از شما چه پنهون از اینکه زندگی بالاخره راهشو پیدا میکنه متنفرم! شب میخوای خودتون بکشی و فرداش با دیدن بازی گربهها روی چمن قلبت ذوب میشه. نا امید شو دیگه کسکش.