برای ابدیت همچنین شب هایی رو آرزو میکنم.
دور خونه دویدن و بازی کردن با لوتوس. غذا درست کردن برای جفتمون و تمیز کردن خونه. غذا خوردن.
ناز نازی کردن خانومی حین گوش دادن به ردیوهد و بعد نوشتن روزم در حالی که روی پاهام لم داده، خوابه و داره خرخر میکنه.
از صورتای متلاشی شده جوونا بگید. از ترکیدن جمجمه هاشون بگید. از جنازه های بی شمار بگید. از رقص مادرا بالای جنازه بچه هاشون بگید. همین قدر جدی و بی سانسور بگید. نه پر کشیدن نه جان باختن، «کشتنشون». بی رحمانه کشتن. و ما مسئولیم تا آخرین لحظه از این جنایت، از این نسل کشی بگیم.