@S_M_Hosseyni 13.او آنها را «کیمیاگران انقلاب» مینامد و از علاقهی آنها به «بمبهای آتشزا» و «وسایل تخریبی با اثر جادویی» تمسخرآمیز سخن میگوید.از نظر او این سیاست جای سازمانیابی و آگاهی طبقاتی تودهها را با اقدام یک اقلیت توطئهگر عوض میکند.
@S_M_Hosseyni 12.دو سال بعد، در ۱۸۵۰، مارکس هنگام بررسی «توطئهگران حرفهای» بهشدت به کسانی حمله میکند که میخواهند به جای شکلگیری واقعی یک جنبش اجتماعی، با توطئه، بمب و عملیات ناگهانی انقلاب را «بسازند».
@S_M_Hosseyni 11.پس جملهای مانند «کدام فیلسوف...» اصولاً بدون تعیین اینکه «فیلسوف» چه کسی محسوب میشود و «تروریسم» با کدام تعریف به کار میرود، یک گزارهی پژوهشی نیست؛ بیشتر یک ساخت بلاغی برای استثنایی و هیولاگونه نشاندادن مارکس است.
@S_M_Hosseyni 9.پژوهش دانشگاهی Daniel Bessner و Michael Stauch دربارهی او با عنوان بسیار معنادار «Karl Heinzen and the Intellectual Origins of Modern Terror» نشان میدهد که هاینتسن نه فقط از خشونت انقلابی، بلکه از تاکتیکهایی دفاع میکرد که بسیار به مفهوم مدرن تروریسم نزدیکترند؛حتی بمبگذاری
@S_M_Hosseyni 8.در ضمن،در همان محیط رادیکال آلمانی، کارل هاینتسن (Karl Heinzen, 1809–1880) وجود داشت؛ کسی که مارکس و انگلس او را بهخوبی میشناختند و مارکس در ۱۸۴۷ مقالهای مفصل علیه او نوشت.
@S_M_Hosseyni 7.از سوی دیگر، نباید به خطای معکوس افتاد و گفت «تروریسم» نزد مارکس صرفاً استعارهای بیضرر بوده است. چنین چیزی هم نادرست است. مارکس در این دوره واقعاً مشروعیت اعمال قهر انقلابی شدید علیه ضدانقلاب را میپذیرد. بحث بر سر پاککردن این واقعیت نیست؛
@S_M_Hosseyni 6.revolutionärer Terrorismus در زبان سیاسی ۱۸۴۸ = تروریسم به معنای بمبگذاری، حمله به غیرنظامیان و ایجاد رعب عمومی در معنای قرن بیستم و بیستویکم.
این دو حوزهی معنایی همپوشانی دارند ــ هر دو با خشونت و ارعاب سیاسی سروکار دارند ــ اما یکسان نیستند.
@S_M_Hosseyni 5.دانشنامه فلسفه استنفورد توضیح میدهد که واژهی «تروریسم» در آغاز، در پی انقلاب فرانسه، عمدتاً ��ه حکومت ترور ژاکوبنی و خشونت سازمانیافتهی انقلابی اطلاق میشد؛ معنای این اصطلاح در طول سدههای نوزدهم و بیستم چندین بار تغییر کرده است.
@S_M_Hosseyni 4.بنابراین نمیتوان گفت این واژه تصادفی از قلم مارکس افتاده است؛ او یک سال بعد نیز از آن عقبنشینی نکرده بود.معنای Terrorismus در فضای سیاسی ۱۸۴۸ دقیقاً معادل معنای امروزین «تروریسم» نیست. خود تاریخ این مفهوم این مسئله را روشن میکند.
@S_M_Hosseyni 3.مارکس در ۱۹ مه ۱۸۴۹، هنگام توقیف Neue Rheinische Zeitung، آن بخش از مقالهی ۱۸۴۸ را دوباره نقل میکند و بعد مینویسد:
Est-ce clair, messieurs? «آیا روشن است، آقایان؟»
و حتی ادامه میدهد که اگر نوبت انقلابیان برسد، «تروریسم را بزک نخواهیم کرد».
@S_M_Hosseyni 2.سپس در پایان مینویسد که «آدمخواری ضدانقلاب» ملتها را متقاعد خواهد کرد که برای کوتاهکردن «دردهای مرگ جامعهی کهن» و «دردهای زایش جامعهی نو» یک وسیله باقی مانده است: «تروریسم انقلابی».
اما عبارت «آیا روشن است، آقایان؟» متعلق به همان مقاله نیست.
@S_M_Hosseyni تاسف بابت این تحلیل سطحی از مترجم گرانقدر فلسفه .!
1.زمینهی مقاله اهمیت اساسی دارد. مارکس آن را پس از سرکوب خونین قیام وین مینویسد؛ مقاله با گزارش قتل، غارت، آتشافروزی و خشونت نیروهای ضدانقلاب آغاز میشود و شکست وین را در امتداد سرکوب «روزهای ژوئن» پاریس میبیند.