تصویری که کاش لباسشخصیهای سال ۷۸ ببینند!
البته کاش بعد از دیدن و خواندنش هم درک فهمیدنش را داشته باشند؛ محسن جمالی رتبه یک کنکور پزشکی سال ۱۳۷۲ بود که در حمله پلیس و لباسشخصیها به کوی دانشگاه چشم راستش را از دست داد؛ در جلسه دادگاه رسیدگی به عوامل حمله به کوی که به محکومیت سرباز وظیفه اروجعلی ببرزاده انجامید، او نه تنها نتوانست ضاربانش را متهم کند بلکه محکومهمشد به مقاومت در برابر پلیس!
دکتر جمالی هماینک پژوهشگر مدرسه پزشکی هاروارد است.
عنوان مدرس جراحی مغز و اعصاب موسسه، نهاد بیمارستان عمومی ماساچوست، بخش جراحی مغز و اعصاب
از افتخارات او می توان به موارد ذیل اشاره کرد:
2020 - 2022 جایزه محقق جوان NARSAD
2019 بورسیه های پسا دکتری CIHR
2016 - 2018 بورسیه های فوق دکتری Banting
و امروز صدا و سیما برخلاف میل خودش مجبور می شود از کمبود پزشک متخصص گزارش تهیه کند، این مشتی از خروار ثروتی است که به بهانه مصلحت از دست دادیم.
هممیهنان عزیز،
جمهوری اسلامی میکوشد صدای واقعی مردم ایران را در میان هیاهوی مراسم حکومتی برای یک جنایتکار بالفطره و یکی از منفورترین حاکمان تاریخ ایران پنهان کند. رژیمی فرسوده، پوسیده و رو به زوال، با نمایشهای ساختگی، تبلیغات دروغین و هزینههای هنگفتی که از جیب مردم ایران غارت میشود، تلاش دارد تصویری جعلی از مشروعیت برای خود بسازد.
اما حقیقت ایران جای دیگری ایستاده است؛ در کنار نام و یاد فرزندان دلاوری که با آگاهی، رشادت و فداکاری، در یکی از حساسترین لحظات تاریخ این سرزمین، جان خود را در راه آزادی ایران فدا کردند.
بیش از ۴۰ هزار جاویدنام دیماه، با آگاهی از خطرهای پیش رو، قدم در این مسیر گذاشتند. آنان میدانستند شاید دیگر هرگز به خانه بازنگردند، اما در لحظهای که ایران به آنان نیاز داشت، ایستادند. آنان بر خلاف مزدوران ضحاک، برای وعدههای ناچیز و منافع شخصی به میدان نیامده بودند. آنها، شکوهمند، برای بازپسگیری ایران و هویت ملیمان برخاستند. آنان که از جنس زندگی، باور و نور بودند، در برابر تاریکی ایستادند تا نام ایران زنده بماند؛ و نامشان برای همیشه در تاریخ سرزمین ما ماندگار شد. آنان نشان دادند که عشق به میهن، از ترس مرگ نیرومندتر است.
امروز شش ماه از آن روزها گذشته است، اما برای خانوادههای شریف جاویدنامان، زمان همچنان در همان شبهای دشوار متوقف مانده است؛ خانوادههایی که عزیز و گاه تنها نانآور خود را از دست دادهاند؛ پدران و مادرانی که هر صبح با جای خالی فرزندشان چشم میگشایند؛ همسران، خواهران و برادرانی که در کنار رنج سوگ، فشار تهدید و سرکوب را نیز تحمل میکنند.
این خانوادهها تنها صاحبان یک داغ نیستند؛ آنها نگهبان و امانتدار یاد و فداکاری دلیرترین فرزندان ایران هستند. مسئولیت همه ماست که اجازه ندهیم این بار سنگین را به تنهایی بر دوش بکشند. وظیفه ملی و میهنی ماست که بیش از پیش پشتیبانشان باشیم؛ به دیدارشان برویم، صدای آنان را بازتاب دهیم، یاد عزیزانشان را زنده نگه داریم و در حد توان خود، نگذاریم فشارهای روحی، تهدیدها و دشواریهای مالی، آنان را به سکوت و فراموشی وادار کند.
تاریخ بارها نشان داده است که هیچ قدرتی نمیتواند اراده ملتی متحد را که برای رهایی و ساختن آیندهای بهتر برخاسته است، برای همیشه خاموش کند. راهی که با فداکاری فرزندان جاویدنام ایران روشن شده است، ادامه خواهد یافت؛ تا روزی که ایران به آزادی، دولت ملی و آیندهای شایسته ملت بزرگ ما دست یابد.
پاینده ایران
شاهزاده رضا پهلوی در یادداشتی برای روزنامه الپائیس، یکی از معتبرترین و پرتیراژترین نشریات اسپانیا و جهان اسپانیاییزبان، هشدار میدهند:
«دیپلماسی دو چهره دارد. یک دیپلماسی که صلح را پاس میدارد و از آزادی دفاع میکند، و دیپلماسی دیگری که به نام گفتوگو، به مماشات تن میدهد و حقوق بشر را قربانی میکند.
جمهوری اسلامی هرگز به هیچ تعهدی پایبند نمانده، مگر آنکه همزمان در تدارک نقض آن بوده باشد. این رژیم همانگونه مذاکره میکند که حکومت میکند. با فریب، پنهانکاری، سرکوب و جنایت.
باور اینکه این بار همهچیز متفاوت خواهد بود، دیگر نه حاصل یک خطای تحلیلی، بلکه نشانهای از چشم بستن آگاهانه بر واقعیت، و شاید حتی همدستی با آن است.»
از گولاگ تا تهران: همدستی بسیاری از رسانههای غربی در سفیدشویی جنایات جمهوری اسلامی
گزارشهای اخیر رسانههای غربی، از جمله بی بی سی، سی ان ان، فایننشیال تایمز و گاردین درباره مراسمهای حکومتی جمهوری اسلامی، نشاندهنده سقوط آشکار شرافت و اصالت روزنامهنگاری است.
این رسانهها با بازتاب دادن روایتهای رژیم، یک الگوی تاریک تاریخی را تکرار میکنند: تبدیل شدن به بوق تبلیغاتی حکومتهای توتالیتر و چشمپوشی عامدانه بر جنایات و فجایع حکومت.
الکساندر سولژنیتسین در کتاب «مجمعالجزایر گولاگ» مستند کرده است که چگونه خبرنگاران غربی با سفر به اتحاد جماهیر شوروی، پروپاگاندا و دروغهای حکومت را به عنوان واقعیت تکرار میکردند، در حالی که آمار روزانه مرگ و شکنجه هیچ جایی در گزارشهای آنان نداشت.
اگرچه انگیزه برخی روزنامهنگاران، صرفاً غرضورزیهای ایدئولوژیک آنها است، اما برای عدهای دیگر، این وضعیت پیامد سمیِ "خبرنگاریِ وابسته به دسترسی" است. این خبرنگاران که مجذوب اعتبار حرفهایِ "گزارشگری از درون ایران" شدهاند، تن به معاملهای اهریمنی میدهند. جمهوری اسلامی دسترسی آنان را به شدت کنترل می کند و به عنوان ابزاری برای فشار به کار میگیرد. مجوز فعالیت آنها تنها تا زمانی تمدید میشود که روایتهای رژیم را تکرار کنند و چشم خود را بر خونهای جاری در خیابانها ببندند.
امروز نیز چهرههای رسانهای غربی در ایران دقیقاً همان رویکرد را پیاده میکنند.
ما باید از این روزنامهنگاران مدعی بیطرفی بپرسیم:
آیا رژیم به شما اجازه داد راهپیماییهای بزرگ و سراسری ۱۸ و ۱۹ دی ماه را در صدها شهر ایران پوشش دهید که برای سرنگونی حکومت بر پا شد؟
آیا توانستید از داخل ایران درباره کیسههای سیاه پیکرها در سردخانهها، یا معترضان مجروحی که روی تخت بیمارستانها هدف قرار گرفتند گزارش تهیه کنید؟
آیا اجازه یافتید در مراسم چهلمین روز درگذشت معترضان کشتهشده شرکت کنید؟
سفیدشویی نمایشهای فرمایشی حکومت در حالی که اعدامها و شکنجههای مداوم نادیده گرفته میشوند، روزنامهنگاری نیست؛ بلکه همدستی با نیروی شر است. متأسفانه، این پدیده جدیدی نیست. ایران تنها تازهترین و نگرانکنندهترین نمونه آن است.
این رویکرد یادآور «مالکوم کالدول» است. دانشگاهی اسکاتلندی و نویسنده روزنامه گاردین که سرسختانه از رژیم خمرهای سرخ در کامبوج دفاع میکرد و گزارشهای مربوط به کشتارها را نادیده میگرفت، اما در نهایت خود قربانی همان حکومتی شد که تطهیرش میکرد. کالدول در زمان کتمان نسلکشی کامبوج، در یادداشتی ننگین در روزنامه گاردین ادعا کرده بود: «یک پناهنده شاید روایتی صادقانه تا جایی که خودش میداند ارائه دهد، اما این روایت لزوماً دقیق نیست».
الکساندر سولژنیتسین در کتاب «مجمعالجزایر گولاگ» نشان داد که چگونه روزنامهنگاران غربی به اتحاد جماهیر شوروی سفر میکردند و تبلیغات شوروی را بهجای واقعیت بازتاب میدادند، در حالیکه مرگهای روزانه و شکنجهها را کاملاً نادیده میگرفتند. والتر دورانتی نیز بهدلیل دفاع از شوروی و سفیدشویی جنایات آن در نیویورکتایمز، به چهرهای بدنام تبدیل شد.
امروز نیز بسیاری از خبرنگاران غربی دقیقاً از همان منطق و ادبیات بیرحمانه برای بیاعتبار کردن شهادتها و روایتهای دستاول مردم ایران استفاده میکنند.
ما از شورای سردبیری رسانه های غربی میخواهیم که انتشار تبلیغات حکومتی و تاییدشده توسط رژیم را متوقف کنند، به صدای اپوزیسیون دموکراتیک ایران وزنی برابر بدهند، و نقض سیستماتیک حقوق بشر در سراسر ایران را به درستی و دقت گزارش کنند.
دونالد ترامپ، رئیس جمهوری آمریکا روز چهارشنبه ۱۷ تیرماه در حاشیه اجلاس سران ناتو در ترکیه گفت: «نمیخواهم با ایران به توافق برسم، با این آدمهای مریض.»
به گزارش رویترز، ترامپ که پس از حملات متقابل نیروهای مسلح جمهوری اسلامی و آمریکا با خبرنگاران صحبت میکرد، در پاسخ به پرسش خبرنگاران در باره تفاهمنامه اسلامآباد گفت: «فکر میکنم به پایان رسیده است.»
هم میهنان عزیزم،
امسال چهل و هفتمین سال درگذشت شاهنشاه ایران در مصر است، و در تمامی این سال ها حضور پر شکوه و چشمگیر شما نشانه بارزی از ارج نهادن به خاطره آن پادشاه بزرگ و خاندان پهلوی است.
جمهوری مصر و روسای جمهور آن از همان ابتدا، تا به امروز، همیشه و با ابراز محبتی برادرانه نسبت به خانواده پهلوی، در کنار ما بوده اند، و من برای همیشه از این همه لطف و دوستی بی شائبه سپاسگزار و قدردان هستم.
امسال دولت مصر، به دلیل مسائل امنیتی و همینطور اوضاع آشفته و درهم منطقه ای، صلاح در آن دیده که این مراسم در سطح دیداری محدود و تنها برای خاندان پهلوی انجام پذیرد.
رعایت کامل چنین تصمیمی برای من، همه فامیل پهلوی، و همچنین همه ایرانیان راستین و میهن پرست بطور کامل لازم است، و توقع من از همه هم میهنانم احترام و ارج گذاری به این تصمیم ملت و دولت دوست و برادر ماست.
امسال، و در غیاب شما، من نه تنها از طرف خودم، بلکه به نمایندگی از سوی همه شما، به روان پاک شاهنشاه آریامهر درود خواهم فرستاد.
با سپاس از پشتیبانی روز افزون همه شما، و در انتظار پیروزی نور بر تاریکی،
فرح پهلوی
Six months after the January massacre, one truth is undeniable:
state-orchestrated massacre.
Before opening fire, the Islamic Republic cut the internet, disconnected phone networks, and isolated Iran from the world.
شاهزاده رضا پهلوی در کمیسیون امور خارجه مجلس نمایندگان هلند:
«آنچه امروز در ایران رخ میدهد، امنیت این قاره را برای سالهای آینده شکل خواهد داد. جمهوری اسلامی دیگر صرفاً چالشی در خاورمیانه نیست، بلکه به تهدیدی برای اروپا و جهان تبدیل شده است.»