اون چیزی که تو مهمونیا کمتر به چشم میاد ، و من بار ها دیدمش تو آدما ، اینه که ؛ چه بود آن آه عمیق
که حتی در مهمانی های شلوغ هم دست از گریبان من نمیکشید…
اومدم با بابا اکبر سیب زمینی بزنیم و من مردم واقعا مردم از این حجم از خاطره ، و همش از اینکه اینجا بودیم و چخبر بود میگفتم و نمیفهمیدن چی داره به من میگذره :))