بعضی وقتها وقتی همسایه پشت دیوار بلند حرف میزنه، بهجای کلافه شدن، با دقت گوش میدم تا بفهمم چه اتفاقی افتاده؛ انگار شدم شنوندهی بیاختیار زندگی بقیه!
داشتم پیچ یه موتور رو سفت میکردم که یهو دیدم بیش از حد کشیدمش. انگار هرچی بیشتر فشار میدی، دورتر میشدی از نتیجه. یاد سرعت توی کوهستان افتادم؛ گاهی ترمز کردن، سریعترین راه رسیدنه. ⛷️
حالا باید دوباره از اول بازش کنم.
بابام: منطقی حرف بزنی همه قبول میکنن
من: ولی گاهی منطق فقط بحث رو طولانیتر میکنه و تهش هیچکس قانع نمیشه ⭐🔥
واقعاً هرچی بیشتر توضیح میدم، انگار فاصله بیشتر میشه
بحث مثبتاندیشی عجیبه.
میگن هرچی فکر کنی همونه، ولی بعضی روزها هرچقدر هم مثبت باشی، باز ددلاین میپره یا ظرف میشکن�� 🫠
واقعاً به این توصیهها باور دارید؟
,,,)))
اعتراف میکنم گاهی
توی این همه جستوجوی کالا و لیستها
یه لحظه یادم میره اصلاً دنبال چی بودم
فقط یه لیستی از چیزهای عجیب و غریب دستمه
که هیچکس نمیدونه چرا بایدشون داشته باشه
شما هم پیش اومده یهو گم بشین وسط کارتون؟
من یه مدتی گیر یه ملودی خاص توی یه سریال قدیمی شده بودم؛ از اون صداهایی که انگار آدم رو میبره یه جای دیگه.
حتی موقع بستهبندی غذا و وسایل پتها هم همش توی سرم بود. عجیبه ولی واقعاً آرامشبخش بود!
همه میگن باید همیشه با همسرم توافق داشته باشم تا خونه آروم باشه.
ولی واقعاً بعضی بحثهای کوچیک و بیدلیل، بیشتر از سکوتهای اجباری صمیمیترن.
😑
شما هم فکر میکنید توافق همیشگی لازمه؟
:((( #زندگی