امروز مامانم می گفت این کبوتر رو آزاد کن دیگه بچسب به درست کسی که بره دنبال این چیزا بدبخت میشه داداشم برگشت میگه : از هایده موفق تر که نداریم اونم کبوتر داشته خودشم میگه کبوتر بچه کرده کاش بودی میدیدی 😐
یه کبوتر تو پانسیونمون تخم گذاشته بود از تخم که در اومد بعد چند روز ولش کرد و دیگه نیومد داداشمم آوردش خونه و بهش غذا داد و ... حالا امشب بابام عصبانی بود سر اینکه چرا اسم این بچه رو گذاشتی غلام و مامانمم تایید می کرد 🫠😐