از آن همه ماجرای جوانی چیزی به جز غنیمتی مختصر بر جای نمانده است :گل سرخی که آن را در پرچین باغی در پالرمو به حالت پژمردگی دیدم دخترکی پا برهنه که یکی از کوچه های کثیف ناپل زنجموره میکرد گربه ای سیاه با خال های بزرگ سفید رنگ که در پنجره ای به سبک گوتیک در ورونا نشسته بود
عازم تهران بودند، برای عروسی خواهر کوچکتر، اما هرگز به تهران نرسیدند، آنها همگی مُردند.
و تصاویری از بُهت خواهر کوچکتر...
سه نما از مژده شمسایی در فیلم مسافران (بهرام بیضایی، ۱۳۷۰)
هانا اصلانی یک مجموعه داره که از طرح فرش ها الهام گرفت و باهاشون کاراکتر طراحی کرد کاراکترهارو دوست دارم و به نظرم یه حس اساطیری هم دارن همه شون.
کلن ایده جالبی بود.