محل قبلیمون یه دختره بود
بهش میگفتن مریم خطر
یه بار تو کوچه بودیم
مامانش اومد صداش کرد
گفت مریم
فلانی اومده خواستگاریت.
نظرت چیه؟
مریم داد زد اوکیه حله.
مریم امسال ازدواج سومش را جشن گرفت.
خانمی با اطلاع به اینکه جاریش باردار هست
غذاهایی که میپخت با زعفران فراوان مزه دار میکرد و برای جاری میبرد و بچه سقط شد.
حالا خودش بارداره
همه منتظر نشستن ببینن کارما اثر میکنه یا نه...