تو مدرسه برای یه مناسبتی قرار بود هر تیمی یه کاردستی درست کنه و جایزه ببره، منم با دوستم تیم شدیم و همه کارها تو خونه ما انجام شد ایده و روش ساختشو مامانم کمکمون کرد، یه روز مشکوک رفت تو اتاق کارا روز اکران با خنده گفت اسم تو افتاده نیست و جایزه گرفتیم و اسمی از من نبرد…