مشکل بعضی از آدما اینه که نمیدونن به چی علاقه دارن. من مشکلم اینه که انقدر حوزهی علایقم گستردهست که گاهی فلج میشم چون میدونم نمیتونم به همشون رسیدگی کنم. همهچیز خیلی شگفتانگیز و زیباست و وقت کم.
هیچ حکم کلی وجود نداره، ولی نوشته های کادر درمان رو اینجا می خونم، کمتر همدلی با بیمار توش می بینم، بیمار یه موجود مسخره ای هست که وقت شریفشون رو گرفته.
دکترا از یک طرف میان مردم رو مسخره میکنن که چرا خود درمانی میکنین
از اون طرف هم مسخرت میکنن که چرا با کمتر از تومور مغزی از پیش تشخیص داده شده بهشون مراجعه کردی
دهها بار شده بهم گفتن کامپیوترمون روشن نمیشه رفتم دیدم کلید پاور خاموشه، گفتن اسپیکرمون خراب شده رفتم دیدم ولوم صدا رو بستن، گفتن اینترنتمون قطعه نگو کابل شبکه رو جدا کردن اما دقیقا دلیل حضور من اونجا همینه وگرنه مسئول آیتی استخدام نمیکردن پس هرجا هستید وظیفتونو انجام بدید...